خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

آن چه خدا می خواهد را باید بدانیم ، این جا همان جاست!
جهان اسلام آقا زیاد دارد ، خدمتگذار می خواهد !
افتخار ما این است که خدمتگذار دین خدا هستیم !

خادم الاسلام را دنبال کنید .

آخرین نظرات
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۶، ۲۲:۲۵ - یا حسین
    متشکرم
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۶، ۱۴:۰۹ - زهرا باقری
    +++

۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

یکی از دغدغه های اصلی بسیاری از انسانها دست یابی به آرامش است و برای دستیابی به آن هزینه های بسیار  و حتی انرژی های بسیاری  صرف می کنند ، تا شاید به آرامش برسند ، اما در بسیاری از موارد  تلاش های نوع انسانها بی فایده بوده و مثمر به نتیجه نمی شود .

دلیل چیست ؟ آیا آرامش وجود ندارد یا این که افراد راه های کسب آرامش را درست طی نکرده اند ؟

حتما جواب دوم را انتخاب می کنید ! کاملا درست است ، آرامش وجود دارد ، و برای دستیابی به آن باید راه بدست آوردن آن را به درستی پیدا کرد .

اما آن راه چیست ؟

اگر  بخواهیم به بیانی بسیار ساده و روان آن را بیان کنیم خواهیم گفت :

اولا باید انسان را و دستگاه های وجودی  او را به خوبی بشناسیم ، که در  بحث ما لازم است دانسته شود که مرکز  و منبع آرامش در  وجود انسان مربوط  به بعد معنوی انسان است و از  آن جا است که آرامش به انسان داده می شود ، بعدی که در  زبان اهل حقیقت از  آن تعبیر  به قلب می شود (انشا الله در  رساله مفاتیح القلوب به صورت تخصصی  پیرامون این مطلب بحث خواهیم کرد )

دوما باید دانست که قلب معنوی انسان همانگونه که از  نامش پیداست دائما در  حال  انقلاب  است و تنها در  صورتی آرامش می یابد که وصل به منبع عظیمی از  سکینه و آرامش شود و بدیهی است که آن منبع عظیم چیزی جز وجود حضرت حق سبحانه و تعالی نیست .

دل انسان برای ثبات و آرامش یافتن نیاز به اموری دارد ، که در  اصطلاح از  آن تعبیر  به نور  می شود ، غذای قلب  و روح آدمی نور است و این نور از راه های متعددی به وجود انسان راه می یابد .

سوم این که تنها کسانی می توانند برای قلب معنوی انسان که وجودی غیر مادی از انسان است نسخه بپیچند که به تمامی زوایای آن اطلاع داشته باشند و آنان کسانی نیستند جز اهل بیت نبوت و اولیاء الهی ، آنان که از چشمه سار ولایت آن اولیاء الهی سیراب شده اند .

حضرت امیر  المومنین علی علیه السلام در  حدیثی نورانی فرمودند :

مُدَاوَمَةُ الذِّکْرِ قُوتُ‏ الْأَرْوَاحِ‏ وَ مِفْتَاحُ الصَّلَاح‏«1»

مداومت ذکر خداوند متعال مایه قوام و حیات جان آدمی و کلید اصلاح امور  او است

یعنی برای این که روح انسان زنده بماند و لازم است با ذکر خدا آن را آبیاری کرد و الا روح انسان و بتبع آن قلب آدمی می میرد و قلب مرده برای صاحبش دلواپسی و اضطراب به همراه خواهد داشت .

از این جا فهمیده می شود کلام خداوند متعال که فرمود :

 

« أَلاَ بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ‌ » «2»

«آگاه باشید! دل ها فقط به یاد خدا آرام می گیرد.»

آری ! هنگامی که یاد خدا را به خوبی شعار و الم زندگی و اعمال خود قرار دادی و ذکر  او را در  همه اعمال  و رفتارت سرایت دادی ، در  این هنگام به آرامشی دست میابی که عقل هیچ بشری یارای ادراک آن را ندارد ! خدا در قلب تو شعبه ای از  بهشت را برپا می کند که ملائکه با رفت و آمدشان در  آن برایت سکینه و آرامش از جانب الهی سوغات می آورند . 

 

در  این هنگام نت هناه خدا بر قلب های مومن آرامش نازل می کند بلکه آن گونه که هیچ عقلی قدرت درک آن را ندارد  مومن را یاری می کند ، همانگونه که نبی اکرم و مومنین زمان ایشان را در  صدر  اسلام یاری کرد :

« أَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهَا  »«3»

 « خدا آرامش خود را [که حالت طمأنینه قلبی است] بر پیامبرش و مؤمنان نازل کرد، و لشکریانی که آنان را نمی دیدید [برای یاری مؤمنان] فرود آورد » 

همانگونه ما را نیز  یاری می کند .

اما به شرط این که ما هم از آن عزیزان تبعیت کنیم و به اندازه توانمان در  مسیر ذکر  الهی که اعم از  ذکر  زبانی  و عملی است کوشش کنیم.

البته در  این مسیر  تنها ذکر  زبانی کفایت نمی کند اما برای شروع در  مسیر تحصیل آرامش  لازم است  برخی از امور  را به صورت بسیار جدی پی گیری کرد ، که عبارت اند از :

بعد از ایمان به خدا و رسولان و ائمه اطهار  علیهم السلام ، التزام جدی  به نماز های واجب روزانه و بعد از آنها توجه بسیار ، بسیار زیاد به نافه لیل که همان نماز شب است ، و مستحب ماکد است که قبل از نماز صبح خوانده شود .

 

چند سال قبل از این  بسیار دچار اضطراب و ضعف اعصاب بودم و آن قدر  حالم بد بود که دیگر  طاقت نداشتم ، به خدای سبحان با اضطراب روکرده و گفتم خدا یا نجاتم بده ، همان شب برای شرکت در  نماز مغرب استاد  حضرت آیت الله فروغی حفظه الله  که یکی از شاگردان سلسله آیت الله قاضی و علامه طباطبایی هسند مشرف شدم و در  سجده بعد از  نماز  همان حاجت را دوباره از خدا خواستم ، همین که نماز  اول  تمام شد استاد بر روی صندلی نشستند و با حالتی بسیار جدی که حاکی از توبیخ بود شروع به سخنرانی کردند و بدون مقدمه فرمودند :

«اهل معرفت می گویند که عطایا به قدر  قابلیت ها هستند ، یعنی اگر  قرار است خدا به شما چیزی بدهد باید در خود قابلیت ایجاد کنید و مطالبی را فرمودند که شرح حال من بود  تا این که به این جا رسیدند ، این همه گفته ایم که باید نماز شب بخوانید و بدون نماز شب نمی توان راه خدا را رفت و به سکینه و آرامش رسید ، به این حرف گوش نمی کنید و می گویید چرا آرامش نداریم و گرفتار  اضطراب هستیم ، خوب نماز شب بخوان تا به آرامش برسی ، نگو نمی توانم ، می توانی !!!»

من مو به تنم سیخ شده بود  و برایم بسیار عجیب  بود که ایشان در  تمام ده دقیقه بیاناتشان داشتند خطاب به من حرف می زدند ، اما جای تعجب ندارد چرا که من از خدا خواستم کمکم کند و خدا نیز به دل دوست خود انداخت تا درمان درد مرا به من بگوید ...

آری خدا به نبی اکرم صلی الله علیه و آۀه امر به نماز شب خواندن در سحر ها نمود و ما را نیز امر  به تبعیت از ایشان نمود تا به قابلیت های بسیاری دست بیابیم ، فرمود :« وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَکَ عَسَى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَاماً مَحْمُوداً »«4»

و پاسی از شب را برای عبادت و بندگی بیدار باش که این افزون [بر واجب،] ویژه توست، امید است پروردگارت تو را [به سبب این عبادت ویژه] به جایگاهی ستوده برانگیزد.

و ما را نیز امر کرده و فرمودند به دنبال حضرتش بروید :

«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً »«5»

یقیناً برای شما در [روش و رفتار] پیامبر خدا الگوی نیکویی است برای کسی که همواره به خدا و روز قیامت امید دارد؛ و خدا را بسیار یاد می کند.

دوستان آرامش با پول  و مال  و قرص اعصاب بدست نمی آید ،راهش همین است که گفتیم ، یاعلی !!!!!!

کانال تلگرامی استاد فروغی حفظه الله https://telegram.me/forooghetohid 


--------------------

‏«1»غرر الحکم و درر الکلم، ص: 709

«2»﴿الرعد، 28

«3»﴿التوبة، 26

«4»﴿الإسراء، 79

«5»﴿الأحزاب‏، 21

  • احسان ثابت