خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

آن چه خدا می خواهد را باید بدانیم ، این جا همان جاست!
جهان اسلام آقا زیاد دارد ، خدمتگذار می خواهد !
افتخار ما این است که خدمتگذار دین خدا هستیم !

خادم الاسلام را دنبال کنید .

آخرین نظرات
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۶، ۲۲:۲۵ - یا حسین
    متشکرم
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۶، ۱۴:۰۹ - زهرا باقری
    +++

راه رسیدن به حیات طیبه ابدی

دوشنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۳۱ ق.ظ

    وقتی انسان به حیات انبیاء و اولیاء الهی می نگرد متوجه می شود غیر از حیات مادی ظاهری،حیات دومی نیز وجود دارد که باید به آن رسیده و از آن بهره مند شود .

    برای توجه دادن به این حیات و فهماندن راه رسیدن به آن تمثیل به حیات کرم ابریشم زده و گفته اند :

    حیات پروانه در درون کرم ابریشم نهفته است اما کرم ابریشم باید مراحلی را طی کند تا آن حیات به ظهور آید . اگر انسان ولادت پروانه را از کرم ابریشم نمی­دید، فکر می­کرد آن کرم همیشه به همان صورت باقی خواهد ماند و تنها رسالتش این است که پیله ای ببافد تا پارچه­ای از آن به دست آید و حیات و ثمره دیگری برای او وجود ندارد. اما وقتی انسان با تدبّر در مراحل حیات او می نگرد،می­بیند که بعد از آن که در دل تارهای تنیده شده زندانی شد ، از حیات کرمی می­میرد و پروانه متولد می­شود. کرم ابریشم در طول زندگی خود، چهارمرحله از تکامل را طی می کند، ابتداء درون تخم است و بعد تبدیل به لارو که همان کرم معمولی است می شود و بعد از آن به دور خود پیله می تند و تبدیل به شفیره می شود تا در نهایت به صورت پروانه از پیله خارج می شود ، چهار مرتبه از حیاتی قبلی می میرد تا حیات تازه ای پیدا کند .

    برای آن که حقیقت حیات از انسان به ظهور آید او نیز باید از حیات قبلی بمیرد ، حافظ می گوید :

    من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق

     چارتکبیر زدم یک سـره بر هـر چه که هست

    [1]

    بر همین اساس رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :

    «مُوتُوا قَبْلَ‏ أَنْ تَمُوتُوا»[2] قبل از این که بمیرید، بمیرید ؛

     از حیات پست حیوانی بمیرید تا حیات انسانی را ببینید. در درون حیات انسانی حیات حقیقی نهفته است. اگر انسان به آن حیات نرسد، تمام نعمت­های عالم را ضایع کرده است.  گویی آتشی به همه­ی عالم زده و آن را سوزانده است. چون تمام نعمت­های این عالم مقدمه­ای برای نظام یافتن حیات مادی آدمی و آن نیز مقدمه ای است برای ظهورحیات طیبه­ی انسانی که حیات حقیقی است .

    به منظور ظهور آن حیات حقیقی و برای این که نعمت­های الهی در عالم ضایع و باطل نشوند، پروردگار عالم  انسان­هایی را قرار داده تا تفسیری برای حیات انسانی بوده و به آن معنا دهند . آن­ انسانهای متعالی که معنا بخش حیات انسانی هستند صاحبان ولایت و کاملان توحید در عالم اند ،خدای متعال آنان را الگو های کاملی برای ابناء بشر قرار داده تا با اقتداء به سیره و روش آنان به حیات طیبه انسانی برسند . لذا در زیارت عاشورا می خوانیم :

    «اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیَایَ مَحْیَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِی مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»[3] پروردگارا حیات و ممات من را به مثال حیات و ممات محمد و خاندان او قرار ده !

    یعنی انسان با توجه به حیات اهل بیت علیهم السلام  به عالمی وارد می­شود که باطن هستی را می­بیند و می­فهمد که حیات ظاهری در عالم ماده ، باطنی نیز دارد. آن باطن ، حقیقتی است که در حیات طیّبه اهل بیت علیهم السلام به ظهور آمده است ،تا جایی که اگرآدمی حیات آنان را ادراک نکند ، نمی­فهمد انسان و تفسیر حیات انسانی چیست!

    هنگامی که آدمی به حیات صاحبان ولایت توجه می کند ، تفسیر حیات انسانی را درک کرده و می فهمد که انسان تا کجا می تواند سیر کند ، اینجاست که عشق و رغبت برای رسیدن به آن حیات جاودان در او به وجود می­آید. 

     یونس بن یعقوب می­گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم :

    «لَوِلَائِی لَکُمْ وَ مَا عَرَّفَنِیَ اللَّهُ مِنْ حَقِّکُمْ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الدُّنْیَا بِحَذَافِیرِهَا قَالَ یُونُسُ فَتَبَیَّنْتُ الْغَضَبَ فِیهِ ثُمَّ قَالَ علیه السلام  یَا یُونُسُ قِسْتَنَا بِغَیْرِ قِیَاسٍ‏ مَا الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا هَلْ هِیَ إِلَّا سَدُّ فَوْرَةٍ أَوْ سَتْرُ عَوْرَةٍ وَ أَنْتَ لَکَ بِمَحَبَّتِنَا الْحَیَاةُ الدَّائِمَةُ[4]  به خدا قسم ولایت من نسبت به شما و معرفت حق شما که خدا نصیبم کرده از همه دنیا براى من محبوب‏تر است. یونس گوید: (با شنیدن این سخن) آثار غضب در چهره حضرت ظاهر شده و فرمود: یونس! ما را بیجا مقایسه کردى، مگر دنیا و متاع دنیا چیست؟ آیا دنیا جز رفع التهاب معده و پوشش عورت چیز دیگری است؟ تو با محبت ما زندگى جاودانه خواهى یافت.

    با ولایت اهل بیت علیهم السلام انسان به حیات طیبه و سعادت ابدی می رسد،اگر بخواهد آن را با دنیای محدود و با حیات مادی بسنجد کار صحیحی نیست چرا که ولایت از هر حقیقتی بالاتر است و با هیچ ترازویی قابل سنجش و اندازه گیری نیست.

    ────────────────────────────

    [1]  (دیوان حافظ غزل شماره 24)

    [2](بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏69، ص: 59)

    [3](کامل الزیارات، النص، ص: 178)

    [4] (تحف العقول، النص، ص: 380)

     

نظرات (۲)

یعنی ته تهش ما کرمیم؟
پاسخ:
سلام . 
بله ، اگر راه سعادت را در پیش نگیریم در حیات حیوانی می مانیم ، بلکه حیاتی پست تر از آن پیدا می کنیم . 
چه با قاطعیت گفتید بله :)
پاسخ:
سلام . آخه حقیقت همینه 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی