خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

آن چه خدا می خواهد را باید بدانیم ، این جا همان جاست!
جهان اسلام آقا زیاد دارد ، خدمتگذار می خواهد !
افتخار ما این است که خدمتگذار دین خدا هستیم !

خادم الاسلام را دنبال کنید .

آخرین نظرات
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۶، ۲۲:۲۵ - یا حسین
    متشکرم
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۶، ۱۴:۰۹ - زهرا باقری
    +++

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ادب آموزی به فرزندان» ثبت شده است

کتک زدن‏ کودکان

 

یکی از دستورات عملی تربیت فرزند که در مجموعه روایات وارده از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بدان اشاراتی شده است « زدن کودک» است ، همانگونه که هر عقل سلیمی حکم می کند این دستور العمل بدون آداب  و شرایط نیست و دارای حدودی است که از سوی حاکمان الهی به خوبی بیان شده است و این دستور العمل نه در همه جا بلکه در برخی موارد خاص موضوعیت پیدا می کند ، یکی از معدود مواردی که در آن به این امر سفارش شده است باب صلات و آموزش آن به کودک است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند :

« أدّبْ صِغارَ أهلِ بیتِکَ بلسانِکَ علَى الصَّلاةِ والطَّهورِ، فإذا بلَغوا عَشرَ سِنینَ فاضرِبْ ولا تُجاوِزْ ثلاثاً( مجموعة ورام، ج‏2، ص: 155)کودکان خردسال خود را [نخست‏] با گفتار، نماز و طهارت بیاموز و چون ده ساله شدند [و اطاعت نکردند] آنها را تنبیه کن ولى نه بیش از سه ضربه.

تنبیه بدنی در این روایات شریفه ناظر به ضرب  و شتمی که شدید باشد نیست بلکه تا حدّی است که موجب دیه نشود مطلوب است  ، تنبیه بدنی  تنها باید تا اندازه ای باشد که  موجب شود کودک از سر اکراه هم که شده است اطاعت امر والدین کند و به اهمیت و ضرورت اوامر ایشان شود . به همین دلیل است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله  درحدیث حدی برای این تادیب در نظر گرفته اند تا افراد افراط نکنند .

هم چنین باید مراقب بود که از این دستور العمل در آخرین مراحل تعلیم استفاده نمود و قبل از آن باید با ایجاد شوق در کودک او را عاشق عبادت کرد نه این که از همان ابتدا روح لطیف او را مورد هجمه تنبیه قرار داد .

البته در بسیاری موارد از کتک زدن بی مورد دیگران نهی شده است که به طریق اولی تنبیه و کتک زدن فرزندان در غیر موارد جائز را شامل می شود :

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :

«إنّ أعتَى الناسِ على اللَّهِ عَزَّوجلَّ مَن قَتَلَ غَیرَ قاتِلِهِ، ومَن ضَرَبَ مَن لَم یَضرِبْهُ( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏7، ص: 274)سرکش‏ترین مردم در برابر خداوند عزّوجلّ کسى است که غیر قاتل خود را بکشد و کسى که غیر ضارب خود را بزند.

هم چنین فرمود  :

«لَعَنَ اللَّهُ مَن قَتَلَ غَیرَ قاتِلِهِ، أو ضَرَبَ غَیرَ ضارِبِهِ»( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏7، ص: 274)لعنت خدا بر کسى که غیر قاتل خود را بکشد، یا کسى را بزند که او را نزده است.

«مَن لَطَمَ خَدَّ امرِئٍ مُسلِمٍ أو وَجهَهُ بَدَّدَ اللَّهُ عِظامَهُ یَومَ القِیامَةِ، وحُشِرَ مَغلولًا حتّى‏ یَدخُلَ جَهَنَّمَ، إلّاأن یَتوبَ.»( من لا یحضره الفقیه، ج‏4، ص: 15) هرکه به گونه یا چهره شخص مسلمانى سیلى زند، خداوند استخوانهاى او را در روز قیامت خُرد کند و دست بسته محشور شود، تا آن که به جهنّم درآید، مگر این که توبه کند.

همین روایات کافی است تا والدین در امر تربیت فرزندانشان از افراط پرهیز نموده و از ضرب کودک تنها به مقداری که ضرورت نیاز دارد آن هم از سر محبت اکتفاء کنند و خدایی نکرده اگر گرفتار ظلم و کتک زدن بی مورد کودک هستند از آن توبه کنند .

  • احسان ثابت

دوری از  غضب در هنگام  تادیب

 

در مسیر تربیت و تادیب فرزندان گاهی اوقات کار بسیار سخت می شود به حدی که انسان از کوره در رفته و اختیار خود را از دست می دهد و اقدام به تنبیه کودکان نه برای اصلاح آنان بلکه برای تخلیه هیجانات خود می کند و آنان را کتک می زند ، لازم است دانسته شود که این گونه رفتار ها در دین ما نهی شده و ارزشی ندارند هم چنین تاثیر زیادی در تربیت کودک ندارد ، والدین در این هنگام فکر می کنند که کودک را تربیت و تادیب کردند اما در حقیقت مثل ایشان مثل کسی است که در هنگام اصلاح موی سر دیگری کردن او را قطع کند ، ایشان بیش از آن چه که به خیال خود آباد کرده اند ویران نموده اند به همین دلیل در بیانات اهل بیت علیهم السلام این گونه وارد شده که فرمودند :

«نَهَى‏ رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله عنِ الأدبِ عندَ الغَضَبِ.» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏7، ص: 260) پیامبر خدا صلى الله علیه و آله از تأدیب [و تنبیه‏] کردن به هنگام خشم نهى فرمود.

چرا که در حقیقت این گونه رفتار ها هنگام غضب اصلا تادیب کردن نیست امام على علیه السلام فرمود :

 

 « لا أدبَ مَعَ غَضَبٍ.» (غرر الحکم و درر الکلم، ص: 770) در هنگام خشم تأدیبى نیست.

کودک هنگام یادگیری خطا از او سر می زند اما این نه به این دلیل است که از قصد این کار را کند بلکه در بسیاری موارد  از سر نسیان و فراموشی است لذا باید به او فرصت داده و دائما به او تذکر لسانی داد تا هوشیار شده و کارهایی را که به او امر شده درست انجام دهد ، اما اگر بسیار مورد عتاب  و سرزنش قرار بگیرد اعتماد به نفسش را از دست داده و در بسیاری از موارد تربیت والدین اثر معکوس خواهد داشت ، به همین دلیل امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمود :

« لَا تُکْثِرِ الْعِتَابَ فَإِنَّهُ یُورِثُ‏ الضَّغِینَةَ وَ یُجَرُّ إِلَى الْبِغْضَةِ» (تحف العقول، النص، ص: 84) زیاد سرزنش نکن، که سرزنش زیاد کینه مى‏آورد و به دشمنى مى‏انجامد.

 البته در مسیر تربیت برای غضب گرفتن و سرزنش حدودی از سوی آن حضرت بیان شده است ، در نامه خود به امام حسن علیه السلام  فرمودند  :

«أحسِنْ لِلمَمالیکِ الأدبَ، وأقْلِلْ الغَضَبَ، ولا تُکْثِرِ العَتَبَ فی غیرِ ذَنْبٍ، فإذا استحَقَّ أحدٌ مِنهُم ذَنباً فَأَحْسِنِ العَذْلَ فَإنَّ العَذْلَ مَعَ العَفوِ أشدُّ مِنَ الضَّرْبِ لمَنْ کانَ لَهُ عَقلٌ.» (تحف العقول، النص، ص: 84) بردگان را نیکو تربیت کن و کمتر خشم گیر و بى‏جهت کسى را زیاد سرزنش نکن و اگر یکى از ایشان به خاطر ارتکاب گناهى سزاوار سرزنش شد، پس به نیکى ملامت کن؛ چرا که ملامتِ همراه با گذشت، براى کسى که عاقل باشد از زدن دردناک‏تر است.

هم چنین آن حضرت علیه السلام  در فرمانش به مالک اشتر رحمت الله علیه نوشت‏:

« لا یَکُونَنَّ المُحسنُ والمُسی‏ءُ عندَکَ بمنزلةٍ سَواءٍ، فإنّ ذلکَ تَزهیدٌ لأهلِ الإحسانِ فی الإحسانِ، وتَدریبٌ لأهلِ الإساءةِ علَى الإساءةِ، فألزِمْ کُلّاً منهُمْ ما ألزمَ نفسَهُ، أدَباً منکَ(نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 430) نباید نیکوکار و بدکردار در چشم تو یکسان باشند، که این امر رغبت نیکوکار را در نیکى کم مى‏کند و  بدکردار را به بدى وامى‏دارد، بنا بر این با هر یک چنان باش که شایسته آن است.

  • احسان ثابت

تاثیر محبت در تادیب فرزندان  

 

یکی از عواملی که نقش اساسی در تربیت دارد ، محبت است ، از آن جا که محبت قلب ها را تسخیر می کند لذا القاء رفتارهای مورد نظر در شاکله رفتاری دیگران بواسطه محبت تاثیر بسزایی در امر تربیت ایشان دارد ، بالاخص در خردسالان و کودکان ، که محبت عاشقانه و صادقانه می تواند ایشان را دگر گون نموده و تا آخر عمر در آن ها تاثیر بگذارد ، لذا لازم است در امر تربیت هم در ظاهر  و هم در باطن محبت خود را به مربوب خویش اثبات نموده و کاری کنیم که او بفهمد که آموزگار او محب اوست  در این باره نقل شده است که :

«  إنّ اللَّهَ عَزَّوجلَّ أدَّبَ نَبِیَّهُ على‏ مَحَبَّتِهِ، فقالَ: «وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ‏ عَظِیمٍ»(سوره قلم  ، آیه 4 )    ثُمّ فَوَّضَ إلَیهِ فقالَ عَزَّوجلَّ:«وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»(سوره حشر ، آیه 7 )»   (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 265) خداى عز و جل پیغمبرش را به محبت خود تربیت کرد و سپس فرمود: «تو داراى خلق عظیمى و والایی هستى» و آنگاه (کار دین و امت را ) به او واگذار کرد و فرمود «هر چه را پیامبر براى شما آورده بگیرید؛ و از آنچه بازتان داشته است، باز ایستید ».

بر اساس این بیان نورانی رسول اکرم صلی الله علیه و آله ابتدا در وادی تربیت حبّی خدای متعال قرار گرفتند و بعد وارد وادی  خلق عظیم شدند و پس از آن خدای متعال ایشان را مقیم جایگاه تربیت انسانها نمود و سایر انسانها نیز امر نمود تا به دستورات ایشان گوش بسپارند .

پس والدین و مربیان نیز ابتدا باید با محبت الهی پیوند خورده و تلاش کنند درکی از آن محبت بی نظیر داشته باشند و بعد از آن مجرای اعمال محبت الهی به خلائق شده و به آنها نیز محبت بورزند تا با تورمحبت همه را شکار کرده و به چراگاه توحید داخل کنند .

امیر المؤمنین علی علیه السلام در بیانی نورانی به نقش محبت و نیکی به متربی می فرماید :

« أَحْسِنْ‏ إِلَى‏ مَنْ‏ شِئْتَ تَکُنْ أَمِیرَهُ.»( غرر الحکم و درر الکلم، ص: 134) به هر آن که خواهی نیکی کن (که اگر چنین کردی) تو امیر و فرمانروای او خواهی شد .

پس باید با تیر محبت انسانها را شکار کنیم تا بتوانیم قلب های ایشان را به دست آوریم والا فرمانروایی بر تن ها بدون قبول قلبی اثر تربیتی مطلوبی نداشته و تنها انسانها را اسیر آدمی می کند نه این که آنها را پرورش دهد .

  • احسان ثابت

مصادیق  ادب‏ آموزى به فرزند

 

پس از آن که ضرورت ادب آموزی به کودکان روشن شد لازم است دانسته شود که چه اموری مصداق عینی تادیب  هستند که باید آنها را به فرزندان آموزش داد ، لذا در این جا به ذکر برخی روایات که در آنها مصادیقی مهم و اساسی از ادب ذکر شده است ذکر می شود :

امام صادق علیه السلام  فرمود :

« لمّا نَزَلتْ هذه الآیة:«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً»(سوره تحریم ، آیه 6 )   قالَ النّاسُ: یا رسول اللَّه! کیفَ نَقِی أنفسَنا وَأهلِینا؟ قالَ: اعمَلُوا الخیرَ وذَکِّروا بهِ أهْلِیکُم فأدِّبُوهُم على‏ طاعةِ اللَّهِ( دعائم الإسلام، ج‏1، ص: 82) چون آیه «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! خود و خانواده خود را از آتش نگه دارید» نازل شد، مردم گفتند: یا رسول اللَّه! چگونه خود و انواده‏مان را حفظ کنیم؟ فرمود: عمل خیر انجام دهید و آن را به خانواده خود نیز یادآورى کنید و بر پایه فرمانبردارى از خدا  تادیب و پرورششان دهید.

یعنی اصلی ترین امری که در ادب آوزی باید رعایت شود رعایت ادب مع الله که همان فرمانبرداری ازدستورات اوست می باشد . 

حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمودند :

« أحسَنُ الآدابِ ما کَفَّکَ عنِ المَحارِمِ» (غرر الحکم و درر الکلم، ص: 212)  نیکوترین ادب آن است که تو را از حرام‏ها باز دارد.

«تَحَرِّی الصِّدقِ، وتَجَنُّبُ الکذبِ أجمَلُ شِیمةٍ وأفضلُ أدبٍ( غرر الحکم و درر الکلم، ص: 317) برگزیدن راستى و دورى از دروغ، زیباترین خوى و برترین ادب است.

هم چنین در برخی روایات نیز به مصادیق عینی اشاره مستقیم شده است ، مثلا در برخی روایات که در آنها اهل بیت علیهم السلام در  مقام آموزش تعلیم ادب به فرندان هستند می فرمایند :

« قال الإمامُ الرِّضا علیه السلام: مُرِ الصَّبیَّ فلْیَتَصدَّقْ بیدِهِ‏ بالکِسْرةِ والقَبْضةِ والشَّی‏ءِ وإنْ قَلَّ »(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏4، ص: 4) امام رضا علیه السلام: به کودک دستور ده که با دست‏ خودش صدقه بدهد، اگر چه چیز اندکی باشد .

حضرت امیر علیه السلام  در بیاناتی دیگرمالک نفس شدن را برترین ادب مع الله نامید : 

«ضَبْطُ النّفْسِ عندَ الرَّغَبِ والرَّهَبِ مِن أفضلِ الأدبِ»( غرر الحکم و درر الکلم، ص: 428)  خویشتندارى در بیم و امید، از برترین ادبهاست.

به طور کلی برترین و اصلی ترین معیار در ادب شمرده شدن رفتار های انسان شناخت قدر  و اندازه خود نسبت به دیگری است حال اگر این شناختن حدّ خود و دیگران و تعدی نکردن از آن  در را بطه با خدای متعال باشد ادب مع الله نام می گیرد و اگر در رابطه با سایر افراد از خلائق باشد ادب مع الناس نام می گیرد .

حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمودند :

« أفضلُ الأدبِ أن یَقِفَ الإنسانُ عند حَدّه ولا یَتَعدّى‏ قَدْرَهُ.» (غرر الحکم و درر الکلم، ص: 208)برترین ادب آن است که انسان در حدّ خود بماند و از اندازه خویش تجاوز نکند.

  • احسان ثابت

ضرورت ادب آموزی به فرزندان


ادب  بزرگترین و برترین میراثی است که پدران برای فرزندان خود به ارث می گذارند

«خَیْرُ مَا وَرَّثَ الْآبَاءُ الْأَبْنَاءَ الْأَدَبُ‏»( غرر الحکم و درر الکلم، ص: 359)

  ادب میراثی است گرانبهاء که از ادب مع الخلق آغاز شده و انسان را تا ادب مع الله سیر می دهد ، انسانی که بتواند ادب مع الخلق را رعایت کند توفیق بار یابی به مقام ادب مع الله به او عنایت می شود و این یعنی رسیدن به تمامی خیرها و نیکی ها .

اما ادب آموزی شرایط  و مراحلی دارد ، مقداری از آن را والدین باید به فرزندانشان بیاموزند و مقداری را هم خود آنان باید به دنبالش رفته و تحصیل نمیایند ، امیر المؤمنین علی علیه السلام در مقام بیان زمان آموزش آن مقدار از ادب آموزی به فرزندان که وظیفه والدین است در نامه خود به فرزندشان امام حسن علیه السلام فرمود :

«  إنّما قَلْبُ الحَدَثِ کالأرضِ الخالِیةِ ما القِیَ فیها مِنْ شی‏ءٍ قَبِلَتْهُ، فبادَرْتُکَ بالأدبِ قبلَ أن یَقْسُوَ قلبُکَ ویَشتغِلَ لُبّکَ» (نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 393)دل نوجوان همچون زمین خالى است که هر چه در آن افکنده شود مى‏پذیرد؛ از این رو، من پیش از آن که دلت سخت و فکرت مشغول شود به تأدیب و تربیت تو پرداختم.

لقمان حکیم نیز در کلامی به فرزند خود فرمود :

 « یا بُنَیَّ، إنْ تأدّبتَ صَغیراً انتفَعْتَ بهِ کَبیراً( تفسیر القمی، ج‏2، ص: 164) پسرم! اگر در کودکى ادب آموزى، در بزرگى از آن بهره‏مند مى‏شوى.

روشن می شود که نربیت و تادیب در کودکی است که در بزرگ سالی نفع می بخشد ، بنابراین باید به تربیت کودکان مخصوصا در مراحل ابتدایی حیاتشان توجه ای ویژه داشت .

هر چند که تربیت و تادیب فرزندان در بسیاری از موارد سخت و نفس گیر است و لحظاتی پیش می آید که انسان عاجز می شود اما  نباید خسته شد چرا که ثمره این تلاش ها بسیار شیرین خواهد بود ، امام صادق علیه السلام  فرمود :

« لا یَزالُ العبد المؤمنُ یُورِثُ أهلَ بیتِه العلمَ والأدبَ الصّالحَ حتّى‏ یُدخِلَهُم الجنّةَ جمیعاً، حتّى‏ لا یَفْقِدَ مِنهم صَغیراً ولا کبیراً ولا خادِماً ولا جَاراً. ولا یزالُ العبدُ العاصِی یُورِثُ أهلَ بیتِه الأدبَ السَّیّئ حتّى‏ یُدخلَهمُ النّارَ جمیعاً، حتّى لا یَفْقِدَ فیها من أهل بیته صَغیراً ولا کبیراً ولا خادِماً ولا جَاراً( دعائم الإسلام، ج‏1،ص : 82)بنده مؤمن هماره براى خانواده خود دانش و تربیت نیکو به ارث مى‏نهد، تا همه آنها را وارد بهشت کند به طورى که کوچک و بزرگ و خدمتکار و همسایه را در بهشت مى‏یابد. و بنده گناهکار پیوسته براى خانواده خود بد ادبى را به ارث مى‏نهد، چندان که همه آنها را وارد دوزخ مى‏کند به طورى که کوچک  و بزرگ از خانواده‏اش و خدمتکار و همسایه را در آن جا مى ‏بیند.

  • احسان ثابت