خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

آن چه خدا می خواهد را باید بدانیم ، این جا همان جاست!
جهان اسلام آقا زیاد دارد ، خدمتگذار می خواهد !
افتخار ما این است که خدمتگذار دین خدا هستیم !

خادم الاسلام را دنبال کنید .

آخرین نظرات
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۶، ۲۲:۲۵ - یا حسین
    متشکرم
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۶، ۱۴:۰۹ - زهرا باقری
    +++

۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تربیت فرزند» ثبت شده است

شناخت خصوصیات جسمی  و روحی  فرزندان

 

شناخت خصوصیات جسمی  و روحی  فرزندان یکی  از  امور  بسیار  دقیق  و حساسی  است که راه گشای  بسیاری  از  مسائل تربیتی و برطرف  کننده ی  اکثر  آسیب ها و معضلات بزرگ و کوچکی است ک در زندگی فرزند بوجود می آید بلکه برای انجام تمام امورمان نیازمند وعرفت هایی این چنینی هستیم :

امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمود :

« مَا مِنْ‏ حَرَکَةٍ إِلَّا وَ أَنْتَ مُحْتَاجٌ فِیهَا إِلَى مَعْرِفَةٍ»(تحف العقول، النص، ص: 172) هیچ حرکتی نیست مگر این که تو در آن نیازمند یک معرفت و دانشی هستی !

بنابر این در امر تربیت فرزندان هم شناخت حالات جسمی آنان لازم است و هم شناخت حالات روحی آنها ،به این نحو که ابتدا  باید  مزاج فرزندان  و اعضای  خانواده به خوبی  شناسایی  شود  تا در  امر  پخت و پز  غذا و  ارائه ی  خوراکی  ها برای  فرزندان مادر  دچار  سردرگمی  نشود  که برخی  از  بیماری  های  جسمی  و روحی  برای  فرزندان حاصل  شود  ، بدلیل این که  بسیاری  از  نارسایی  های جسمی  فرزندان نتیجه ی  استفاده ی  ناصحیح از  مواد غذایی  است که مادر  نادانسته به خورد فرزندان می  دهد  .

  در  دورانی  که دشمنان بشریت را در  گرداب  و باتلاق  جهل  و استعمارهای  گوناگون فرهنگی  و غذایی و اقتصادی  و فکری  انداخته اند لازم و ضروری  است که مادران آگاه با تحصیل  و آموزش  کسب  کردن در  مورد اولیات مربوط  به صحت جسمانی  فرزندان مقدار  بسیاری  از  بیماری  ها را در  وجود فرزندشان از بین ببرند .

و اما شناخت خصوصیات روحی  فرزندان  نیز  بسیار  مهم است تا با آن بتوان در حالات خاص  امور  تربیتی  را اجرا کرد به عنوان مثال  اگر  مادر بخواهد فرزند را در  زمانی  که او بر  حسب  روحیات خود آمادگی  پذیرش  نصیحت را ندارد  نصیحت کند این امر  موجب  می  شود که نصیحت مادر  دقیقا اثر  معکوس  داشته باشد و موجبات لج بازی  فرزند را فراهم کند یا آن که اصلا اثری  نداشت باشد .

لذا باید این قسم از  خصوصیات فرزندان به خوبی  شناخته شود تا برای  اجرای  دستورالعمل  ها از آن استفاده کرد .

به عنوان مثال  برخی  از  فرزندان هستند که هنگام گرسنگی  دچار  پرخاشگری  می شوند و این امر  موجب  می شود نتوان به او امر و نهی  کرد و یا برعکس  برخی  از  فرزنددان هنگام گرسنگی  روحیه ی  ایشان لطیف  شده و ذهنشان بهتر  کار می  کند و آن زمان زمان مناسبی  برای  آموزش دادن و نصیحت ایشان است  و بدیهی  است که این  نصیحت کردن در این دو فرد   دو عکس  العمل   متفاوت را بوجود خواهد آورد .

لذا باید در این بخش   بسیار دقت کرد .

مطلبی  که در  این جا بسیار  مهم و اساسی  است  دانسته شود این است که باید دانست این خصوصیات و رفتار ها و حالات روحی  فرزندان تا آنجا که مخالفت و تناقضی  با احکام و دستورات دین ندارند باید رعایت شود ولی  در  اموری  که رعایت آنها امر  صریح شریعت است  نباید اجازه داده شود که هیچ مصلحتی  احکام الهی  را تحت الشعاع قرار دهد به این معنی  که مصلحت اندیشی  های  ما موجب  شود حکم الهی  زیر پا گذاشته شود چرا که خود این امر  یعنی  سهل انگاری  احکام الهی  یکی  از  معضلات و موانع تربیت  صحیح و الهی  فرزندان است  چرا که هدف  در تربیت فرزندان الهی  کردن ایشان است نه این که هر نوع تربیتی  مراد باشد لذا باید حرمت احکام الهی را نگاه داشت و نباید  هیچ مصلحتی  را بر  آنها مقدم  کرد  .

  • احسان ثابت

تراشیدن موی سر نوزاد و صدقه دادن معادل آن 

 

مستحب است در هفتمین روز ولادت نوزاد، سر او را بتراشند وبه وزن موی سرش طلا یا نقره به عنوان صدقه به فقیر بدهند .

! از امام صادق علیه السلام سؤال شد. چرا موی سر نوزاد تراشیده شود؟ امام علیه السلام فرمود:

«تَطْهیراً مِنْ شَعْرِ الرَّحِمِ( مکارم الأخلاق، ص: 229) «از آن رو که نوزاد از موی [دوران جنینی در] زهدان و رحِم، پیراسته و پاکیزه شود.

! از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «طفلی را جهت دعا محضر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آوردند چون کاکُل داشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دعا نکرد و دستور داد که موی سر نوزاد را بتراشند و فرمود که موی شکم طفل را نیز بتراشند»

البته استحباب تراشیدن موی سر نوزاد تنها در روز هفتم است بنابر این  اگر در روز هفتم موی سر کودک را نتراشند، استحباب آن از بین می رود.

على بن جعفر از برادرش حضرت امام کاظم علیه السلام  پرسید اگر سر مولود را تا روز هفتم نتراشیدند حکمش چیست؟  حضرت فرمودند :

«  إِذَا مَضَى سَبْعَةُ أَیَّامٍ فَلَیْسَ عَلَیْهِ حَلْقٌ. »( مکارم الأخلاق، ص: 229) پس از هفت روز دیگر لازم نیست.

البته آن چه که بعد از تراشیدن موی سر نوزاد لازم است انجام داده شود صدقه دادن به اندازه موی سر اوست البته در صورتی که مالدین توانایی مالی لازم برای این کار را داشته باشند و الا لازم نیست ، امام صادق علیه السلام  در این رابطه در ضمن بیاناتی پیرامون آداب زمان ولادت فرمود :

« یُحْلَقُ رَأْسُهُ وَ یُتَصَدَّقُ بِوَزْنِ شَعْرِهِ وَرِقاً أَوْ ذَهَباً إِنْ قُدِرَ عَلَیْهِ »( مکارم الأخلاق، ص: 229)  تراشیدن سر نوزاد و هم وزن سرش زر یا سیم صدقه دادن در صورت توانائى.

  • احسان ثابت

نقش پدر  و مادر در حیات فرزندان 

 

بی شک یکی از اصلی ترین عوامل سعادت و شقاوت انسانها پدران و مادران ایشان است ، ریشه های وراثتی در اخلاق  و رفتار  و کردار انسانها تاثیر دارد  ، همین دلی است که در مجموعه روایات اسلامی به انتخاب افراد مناسب برای ازدواج و فرزند آوری تاکید ویژه شده است هم در رابطه با زنان و هم در رابطه با مردان ، 

 امام صادق علیه السلام فرمود:

« تَجِبُ لِلْوَلَدِ عَلی وَالِدِهِ ثَلاثُ خِصالٍ: إِخْتِیارُهُ لِوَالِدَتِهِ وَ تَحْسِینُ اِسْمِهِ وَ ٱلمُبالَغَهُ فیِ تَأْدیبِهِ»( تحف العقول، النص، ص: 322)[از مهم ترین حقوق] برای فرزند سه حق بر پدر لازم است: مادری شایسته برای او برگزیند؛ نام نیکو برایش انتخاب کند، و در تربیت و ادب سالم او تلاش فراوان به خرج دهد .

هم چنین در بیانی دیگر از امیر بیان علی علیه السلام  وارد شده است که :

« النَّاسُ أَبْنَاءٌ الدُّنْیَا وَ الْوَلَدُ مَطْبُوعٌ‏ عَلَى حُبِّ أُمِّهِ»( غرر الحکم و درر الکلم، ص: 100) مردم فرزندان دنیا هستند و فرزند انسان بر محبت و رفتار مادر خویش سرشته شده است.

یعنی کودک به مادرش محبت دارد و همین محبت موجب تبعیت و گام نهادن در مسیر تربیتی او می شود .  آری نقش مادر مهم تر و برجسته تر از نقش پدر است.

هم چنین زنان نیز باید  مردان صالح و سالم را انتخاب کنند، زیرا فرزندان ارزنده از پدران شایسته به بار خواهند آمد.

امام باقر علیه السلام فرمود :

 «یُحْفَظُ الْأَطْفَالُ بِصَلَاحِ‏ آبَائِهِمْ‏ کَمَا حَفِظَ اللَّهُ الْغُلَامَیْنِ بِصَلَاحِ أَبَوَیْهِمَا» (تفسیر العیاشی، ج‏2، ص: 338 و بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏68، ص: 236)

«کودکان و فرزندان با شایستگی پدران شان حفظ و نگهداری خواهند شد همانگونه که خدای متعال دو کودک یتیم را (که داستانشان در سوره کهف آمده است را) بواسطه شایستگی  و ایمان والدینشان ربوبیت و حفظ نمود .

امام صادق علیه السلام  نیز فرمودند «‏ إِنَ‏ اللَّهَ‏ لَیُفْلِحُ‏ بِفَلَاحِ الرَّجُلِ الْمُؤْمِنِ وُلْدَهُ وَ وُلْدَ وُلْدِهِ »(تفسیر العیاشی، ج‏2، ص: 337)همانا خداوند با رستگاری و خوشبختی مرد مؤمن فرزندان و نوادگانش را شایسته و رستگار می سازد.

پس روشن شد که انتخاب همسر در واقع انتخاب فرزند است. با آن هم باید باور داشت که نقش مادر به مراتب بالاتر از نقش پدر خواهد بود.

چه زیباست گفته ی سعدی:

«زمین شوره سنبل بر نیارد       در او تخم عمل ضایع مگردان

امّا اگر مادر شایسته و دین دار، باتقوا، خوش اخلاق، بانظم، آگاه، خردمند، دور اندیش بود ،  فرزندِ صالح تحویل جامعه خواهد داد.

حال در مورد نقش وراثتی حالات روحی و معنوی والدین در فرزندان به داستان زیر توجه کنید

مردی بود در "مرو"، که او را "نوح بن مریم " می‌گفتند و قاضی و رئیس مرو بود و ثروتی بسیار داشت. او را دختری بود با کمال و جـمال، کـه بسیا ری از بزرگان وی را خواستگاری کـردند و پدر، در کـار دختر سخت متحیر بود و نمی‌دانست او را به که دهد. می‌گفت: اگر دختر را به یکی دهم، دیگران آزرده می‌شوند و فرو مانده بود.

قاضی، خدمتکار جوانی داشت، بسیار پارسا و دیندا ر، نامش "مبارک " بود و باغی داشت بسیار آباد و پرمیوه. روزی به او گـفت: امسال بـه تاکستان (باغ انگو ر) برو و از آنها نگهداری کن. خدمتکار برفت و دو ماه درآن باغ به کار پرداخت.

روزی قاضی به باغ آمد و گـفت: ای مبارک! خوشه‌ای انگـور بیاور. جوان، انگو ری بیاورد، ترش بود. قاضی گفت: بـرو خوشه‌ای دیگـر بیاور. آورد، باز هم ترش بود. قاضی گفت: نمی‌دانم باغ به این بزرگی، چرا انگور ترش پیش من می‌آوری و انگور شیرین نمی‌آوری؟!

مبا رک گفت: من نمی‌دانم کدام انگور شیرین است و کدام ترش!

قاضی گفت: سبحان الله! تو امروز دو ماه است که انگـور می‌خوری و هنوز نمی‌دانی شیرین کدام است؟

ای قاضی! به نعمت تو سوگند که من هنوز از این انگـور نخو رده‌ام و مزه اش را ندانم که ترش است یا شیرین!

پرسید: چرا نخو رده ای؟

گفت: تو به من گفتی که انگور نگاه دار، نگفتی که انگور بخور و من چگونه می‌توانستم خیانت کنم!

قاضی بسیار شگفت زده شد وگفت: خدا تو را بدین امانت نگـه دارد. قاضی چون دانست که این جوان، بسیار عاقل و دیندار است، گفت: ای مبا رک! مرا در تو رغبت افتاد، آنچه می‌گویم، باید انجام دهی!

گفت: اطاعت می‌کنم.

قاضی گفت: ای مبارک! مرا دختری است زیبا، که بسیاری از بزرگان او را خواستگا ری کرده‌اند، نمی‌دانم به که دهم، تو چه صلاح می‌دانی؟ مبارک گفت:

کافران در جاهلیت، در پی نسب بودند و یـهودیان و مسیحیان، روی زیبا می‌خواستند و در زمان پیامبرما، دین می‌جستند و امروز، مـردم ثروت طلب می‌کنند. تو هرکدام را خواهی اختیارکن !

قاضی گفت: من "دین " را انتخاب می‌کنم و دخترم را به تو خواهم داد، که دیندار و با امانتی.

مبارک گفت: ای قاضی! آخر من یک خدمتکارم، دخترت را چگونه به من می‌دهی و اوکی مرا می‌خواهد؟!

قا ضی گفت: برخیز وبا من به منزل بیا، تاچا ره کنم. چون به خا نه آمد ند. قاضی به مادر دختر گفت: ای زن! این خدمتکار، جوانی بسیار پارسا و شایسته است، مرا رغبت افتاد که دخترم را به او بدهم، تو چه می‌گویی؟ زن گفت: هر چه تو گویی، اما بگـذار بروم و داستان را برای دخـترم بگویم، ببینم نظر او چیست. مادر بیامد و پیغام پدر به او رسانید. دخترگفت: چون این جوان دیندار و امین است، می‌پذیرم و آنچه شـما فرمایید، من همان کنم و از حکم خدا و شما بیرون نیایم ونافرمانی نکنم! قاضی، دخترش را به مبارک داد، با ثروتی بسیار. پس از چندی، خدای تعالی به آنان پسری داد که نامش را "عبدالله بن مبارک " گـذاشتند و تـا جهان هست، حدیث او کنند به زهد و علم و پارسایی! (. خواندنیهای ادب پارسی/ 110- نصیحة الملوک، محمدغزالی/ 263، با اندکی تغییر.)

 

 

  • احسان ثابت

فرزند وسیله آزمایش الهی

در مجموعه تعالیم الهی یکی از اموری که  وسیله آزمایش انسانها معرفی شده است فرزندان انسان می باشد ، خدای متعال با فرزندان و سختی هایی که در مصاحبت و همراهی آنان بوجود می آید انسانها را آزمایش و قربال  می کند تا بندگان خوب و صالح الهی به رشد و کمال رسیده و منافقین و کافران از مسیر تعالی منحرف شوند و بر عذابشان افزوده شود .

 فرزندان انسان یکی از اموری هستند که انسان با آنها آزمایش می شود : 

﴿اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ   (سوره انفال  ، آیه 28 )  بدانید که اموال و فرزندان شما [وسیله‏] آزمایش هستند و خداست که نزد او پاداشى بزرگ است .

اگر از این آزمایش بزرگ به سلامتی عبور کردیم اجری عظیم در انتظار ماست اما اگر شکست خوردیم گرفتار عذاب  و عقوبت خواهیم شد .

این جاست که باید بسیار مراقب بود که محبت افراطی و کنترل نشده نسبت به فرندان و سایر مظاهر عالم دنیا دست و پای انسان را از حرکت به سوی کمال نبندد

﴿یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ (سوره منافقون ، آیه 9 ) اى کسانى که ایمان آورده‏اید! [زنهار] اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگردانند و هرکس چنین کند آنان خود زیانکارانند.

یکی از اموری که خدای متعال در ارتباط با فرزندان همواره امر به رعایت آن می کند تربیت صحیح فرزندان است ، این امر آن اندازه اهمیت دارد که در بسیاری از روایاتی که از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به مارسیده است دلالتی بر این مطلب وجود دارد که باید نهایت دقت در مراقبت و تربیت فرزندان را در دستور کار قرار داد ، اهل بیت علیهم السلام نه تنها این امور را به دیگران متذکر می شدند بلکه در عمل خود نیز به آن عمل می نمودند ، نقل شده است که 

﴿کانَ رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله یَخطُبُ علَى المِنبَرِ فجاءَ الحَسَنُ والحُسَینُ وعلَیهِما قَمیصانِ أحمَرانِ یَمشِیانِ ویَعثُرانِ، فنَزَلَ رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله مِن المِنبَرِ فحَمَلَهُما ووَضَعَهُما بَینَ یَدَیهِ، ثُمّ قالَ: «أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ».[1] رسول خدا صلى الله علیه و آله روى منبر مشغول ایراد خطبه بود که حسن و حسین در حالى که پیراهن قرمز رنگ پوشیده بودند و راه مى‏رفتند و به زمین مى‏خوردند، آمدند. رسول خدا صلى الله علیه و آله از منبر پایین آمد و آنها را برداشت و در کنار خود نشاند و سپس فرمود: «در حقیقت اموال و اولاد شما مایه آزمایش هستند».

مشاهده می شود که توجه اهل بیت علیهم السلام مخصوصا رسول اکرم صلی الله علیه و آله  به فرزندان خود آن اندازه بوده که حتی در منظر مردم نیز از ادای حقوق آنان کوتاهی نمی کردند .

 

[1] ( 5). بحار الأنوار: 43/ 284/ 50.

  • احسان ثابت

    نقش دوست در تربیت فرزند 2-تذکر آثار سوء دوست بد

     

    دوست تاثیر بسزایی در شخصیت و آینده فردی  و اجتماعی فرزندان دارد ، سنین  نوجوانی و جوانی دوره دوستیابی  و ارتباط با محیط اطراف برای فرزندان است  و ایشان میلی وصف ناپذیر برای ارتباط با دیگران مخصوصا گروه همسالان خود دارند ، از آن جا که ارتباط محافظت نشده در ارتباط فرزندان با افراد دیگر می تواند زندگی آنها را تهدید کند بر والدین لازم است تا به فرزندان خود در امر انتخاب دوست یاری رسانده و با نصیحت و خیر خواهی  و تذکر اموری  که در این امر ضروری هستند راه صحیح را به آنها معرفی کنند . بر این اساس اموری که لازم است در امر دوست یابی به فرزندان آموزش داده شود را بیان می کنیم :

     

    تذکر آثار سوء دوست بد

    باید به فرزندانمان بگوییم که :

    رفیق ناشایست در میان دوستان خوب، به میوه ای تشبیه شده است که در میان میوه های سالم در جعبه ای قرار دارد؛ همان طور که یک میوه کرم خورده و خراب می تواند میوه های زیادی را از بین ببرد، یک رفیق ناسالم نیز بسیاری از اطرافیان خود را به صفات و ویژگی های ناپسند خود متمایل می سازد.بنابر این باید در انتخاب دوست دقت بسیاری داشت ، حضرت علی علیه السلام نیز در این رابطه می فرماید:

    « مَنِ اتَّخَذَ أَخاً مِنْ غَیْرِ اخْتِبَارٍ أَلْجَأَهُ الِاضْطِرَارُ إِلَى مُرَافَقَةِ الْأَشْرَارِ »(غرر الحکم و درر الکلم، ص: 648)کسی که ناسنجیده با دیگران پیمان دوستی می بندد، ناچار باید به رفاقت اشرار و افراد فاسد تن در دهد.

    بنابر این ای فرزندم لازم است تا در انتخاب دوست دقت بسیاری به کار برده و هر فردی را به عنوان دوست برای خود انتخاب نکنی و اجازه ندهی که محبت و دوستی هر کسی به دلت راه پیدا کند ، اگر به این امور توجه نکردی و دوستی انسانهای نا اهل را انتخاب کردی هم در  دنیا و هم در آخرت گرفتار خواهی شد !

    چه بسیار انسانهای سالم که با هم نشینی دوستان بد سرمایه زندگی دنیایشان بر باد رفته و چه بسیار افراد معتادی که اولین بار مواد مخدر را از دست دوستان ناباب گرفته اند و چه بسیار انسانهایی که با وسوسه های دوستان ناسالم در دام گناه های بزرگی افتاده اند ، همان ها که در روز قیامت خدای متعال شرح حالشان را این گونه به تصویر کشیده است

     ﴿إِنَّ اَللّهَ لَعَنَ اَلْکافِرِینَ وَ أَعَدَّ لَهُمْ سَعِیراً* خالِدِینَ فِیها أَبَداً لا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً *یَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِی اَلنّارِ یَقُولُونَ یا لَیْتَنا أَطَعْنَا اَللّهَ وَ أَطَعْنَا اَلرَّسُولاَ* وَ قالُوا رَبَّنا إِنّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ کُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا اَلسَّبِیلاَ  (سوره أحزاب‏، آیه 64-67)   خداوند کافران را لعن کرده (و از رحمت خود دور داشته) و برای آنان آتش سوزاننده‌ای آماده نموده است،در حالی که همواره در آن تا ابد می‌مانند، و ولیّ و یاوری نخواهند یافت!در آن روز که صورتهای آنان در آتش (دوزخ) دگرگون خواهد شد (از کار خویش پشیمان می‌شوند و) می‌گویند: «ای کاش خدا و پیامبر را اطاعت کرده بودیم!»و می‌گویند: «پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و ما را گمراه ساختند!

     

    این جا است که در قیامت دوستانی که بر اساس راهنمایی های خیرخواهان الهی انتخاب نشده اند به دشمنی و برائت از یکدیگر اقدام می کنند !

    ﴿ اَلْأَخِلاّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ اَلْمُتَّقِینَ   (سوره زخرف، آیه 67) دوستان در آن روز دشمن یکدیگرند، مگر پرهیزگاران!

     

    پس ای فرزندم بسیار مراقب باش که با چه کسی دوستی می کنی ! مبادا شیرینی و لذت های خیالی دوستی با نا اهلان تو را از عذاب های سخت و نفس گیر قیامت و رسوایی های این دنیایی اش غافل کند ، خوب فکر کن و ببین با چه کسی دوست می شوی ؟ آیا دوستت تو را به سوی بهشت میبرد یا به سوی جهنم ؟ دوستی با او موجب عزت و سربلندی تو در دنیا و آخرت می شود یا باعث سرافکندگی  و شرمندگی تو !!

     

     

     

     

     

  • احسان ثابت

    نقش رفتار محبت آمیز والدین در تربیت فرزند

     

    کودکان پس از آن که از دوران خرد سالی پا به دوران نونهالی گذاشتند و در سنین ابتدایی آموزش  و رشد فکری قرارگرفتند اولین مکتب تربیتی آنها خانواده و اولین معلمان ایشان پدر و مادر او هستند ، کودک در این دوره آن چه را که از پدر  و مادر می بیند امری نیکو و ارزشی دریافته و سعی در انجام و تکرار آنها دارد ، لذا اگر خانواده ای گرفتار رفتار های ناسالم باشند کودک نیز به صورت خودکار آن امور را معیار عمل خود قرار داده و بر اساس آنها رفتار می کند .

    بر این اساس لازم است والدین توجه بسزایی در روابط  زناشویی خود داشته باشند ،

     

    یکی از اموری که بیش از همه نظر کودک را در سنین ابتدایی حیاتش جلب می کند رابطه عاطفی والدین با او و خودشان است ، او رفتار های پدر  و مادر را به خوبی دیده و با دقت بالا پردازش  و تحلیل کرده و از آن الگو می گیرد لذا  باید در محیط خانه و خانواده مهر و محبت و عاطفه و دوستی حاکم باشد، و هیچ گونه اثری از نفرت و کینه و عداوت در آن نباشد و افراد خانواده همدیگر را دوست داشته باشند و محبتشان را ابراز و اظهار کنند؛ به ویژه پدر و مادر باید محبت، ثبات و آرامش را در داخل خانه گسترش دهند، چنان که خداوند در قرآن کریم فرموده است:

     ﴿وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لاَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون (سوره روم ، آیه 21)   از نشانه های الهی، آن که از خودتان برای شما جفتهایی آفرید تا در کنارشان بیارامید و در میانتان دوستی و مهر نهاد. در این، نشانه هاست مردمی را که می اندیشند.

    بنابراین، ارتباط بین زن و شوهر یا پدر و مادر باید ارتباط محبت آمیز باشد و چنین رابطه ای مایه آسایش نفس، و آرامش اعصاب، اطمینان روح و جسم و همچنین موجب همبستگی خانواده، تحکیم اساس آن و دوام موجودیت واحدش خواهد بود و فرزندان نیز با دیدن این نوع از رفتار های آرامش بخش به مرور آرامش یافته وقدرت روانی بالاتری نسبت به کودکان دیگر که در بستر های نامناسب افراد خانواده رشد پیدا کرده اند خواهند داشت .

    در میان اعضای خانواده وظیفه پدر سنگین تر است؛ زیرا او باید مهر و محبت را بین اعضای خانواده گسترش دهد؛ به ویژه نسبت به همسرش مهربان باشد و نیازهای او را برآورده سازد، چون این هم از حقوق اوّلیه همسرش است و هم موجب تربیت صحیح فرزند می گردد تا بدین وسیله مهر و محبت و دوست داشتن را به فرزندانش منتقل کند.

    ازامیر المؤمنین علی علیه السلام  چنین روایت شده:

    «لِیَتَأَسَ‏ صَغِیرُکُمْ‏ بِکَبِیرِکُمْ وَ لْیَرْأَفْ کَبِیرُکُمْ بِصَغِیرِکُم‏» (نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 240)کوچکترهای شما باید از بزرگانتان پیروی نمایند و بزرگترهای شما باید به کوچکترها مهر و محبت کنند.

    پدر نباید در کانون خانواده بزرگی نماید، بلکه باید با افراد خانواده متواضع و دوست و مهربان باشد و تا جایی که امکان برای او ضرر ندارد به او محبت کند ، چرا که محبت اکسیری عظیم است که هر خاک بی حاصلی را به طلایی ناب تبدیل کرده و مسیر  حیات او را تغییر می دهد ، نیاز به محبت و در مسیر محبت قرار گرفتن نیاز فطری همه موجودات است که امام سجاد علیه السلام در این رابطه فرمودند :

    « ابْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِدَاعاً... وَ بَعَثَهُمْ فِی سَبِیلِ مَحَبَّتِه‏» (صحیفه سجادیه صفحه 28) خدای متعال با قدرت خود خلائق را خلق نمود و آنها را در مسیر محبت خود بر انگیخت .

    حال که این گونه است باید محبت ورزید و در این امر نباید تکبر کرد .

    رسول اکرم صلی الله علیه و آله  در این رابطه فرمود :

    «خَیْرُ الرِّجَالِ مِنْ أُمَّتِی الَّذِینَ لَا یَتَطَاوَلُونَ‏ عَلَى‏ أَهْلِیهِمْ وَ یَحِنُّونَ‏ عَلَیْهِم‏ وَلایظلمونَهُم»(مکارم الأخلاق، ص: 217) بهترین مردان امت من، کسانی هستند که بر خانواده شان بزرگی نمی فروشند و به آنان مهر می ورزند و بر آنان ظلم و ستم روا نمی دارند.

    بر این اساس اگر پدر  و مادر در رفتار خود بر اساس آموزه های الهی رفتار نموده و تا جایی که امکان دارد با مهر  و محبت با یکدیگر رفتار نمایند  فرزندان نیز این رفتار های پسندیده را مشاهده نموده و بدان عادت می کنند .

     

    گذشته از مطالب بیان شده مهرورزی و محبت نمودن به کودکان، نه تنها موجب تندرستی بلکه بهترین پل ارتباطی برای تربیت کودکان در مقام های های گوناگون اعم از تربیت اخلاقی، دینی، سیاسی، عاطفی، فیزیکی و آموزشی است.

    ارتباط عاطفی با فرزند آن هم بر اساس مهر ورزی معتدل  موجب می شود که او با پدر  و مادر خود صمیمی باشد، به آنان اعتماد کند و آنان را پناهگاه خویش در بحران های زندگی بداند.همان گونه که  خداوند در قرآن کریم، خطاب به پیامبرش می فرماید:

    ﴿ فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اَللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ اَلْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ   (سوره آل‏عمران‏، آیه 159)   به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان [= مردم‌] نرم (و مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند.

    والدین نیز باید بر اساس مهر  و محبت با یکدیگر رفتار کنند تا فرزندان شیفته کرامات اخلاقی آنها شده و در تمامی مراحل زندگی به آن ها گوش سپرده و آن گونه که ایشان می خواهند شوند .

  • احسان ثابت

    اصول آموزش فرزندان 6 - بازی های مفید 2 

    بیان شد که کودکان  برای رشد و بلوغ جسمی و فکری نیاز به بازی دارند و عدم توجه والدین به این امر مهم آسیب های بسیاری در روح و روان ایشان دارد و حتی در برخی موارد موجب اختلال های جسمی نیز می شود .

    در مقاله قبلی به معرفی برخی بازی های مفید پرداختیم و حای برخی بازی های مفید دیگر را معرفی می کنیم :

  1.  بازی های حرکتی

یکی دیگر از تفریح های سالم و پر جنب و جوش که می تواند تاثیرات بسیاری در شادابی روحی  و جسمی کودکان داشته باشد انواع بازی هایی است که در آنها تحرک و جنب و جوش بسیار صورت می گیرد ، برخی از آنها عبارت اند از :

  1. کشتی
  2. والیبال
  3. بسکتبال
  4. هندبال
  5. وسطی
  6. فوتبال
  7. ورزش های رزمی
  8. شنا
  9. اسب سواری و ...

 

هنگامی که کودکان مشغول بازی هایی از این قبیل می شوند هم  فکرشان درگیر می شود و هم جسمشان به تکاپو می افتد لذا هم به نشاط روحی  و هم نشاط جسمی دست می یابند .

بنابر این باید کودکان را تشویق کرد برای این که به جای مشغول شدن به بازی های مضر کامپیوتری به این دست از تفریحات رو بیاورند و ضروری است والدین در صورت فراهم نبودن شرایط برای این نوع از بازی ها در محیط خانه و محله  کودکان را به سالن های مربوط به این ورزشها برده و حتی اگر لازم شد هزینه هایی را نیز برای این امور بپردازند .

لازم به ذکر است که بسیاری از جوانمردان و پهلوانان که در جامعه خود منشاء تغییر  و تحولاتی شده اند و نام نیکشان ابدی شده است مبداء تحول و شکل گیری شخصیتشان در محیط های ورزشی سالم بوده است ، چه بسیار پهلوانانی که همچون پوریای ولی در گود زور خانه ها زیر دست استادانی با معرفت تربیت یافته اند و چه بسیار جوانمردانی که در چنین محیط هایی درس شجاعت و رشادت و غیرت و مردانگی  آموخته اند  و با خون خود گلزار شهادت را رنگین کرده اند .

می توان تهدید هایی که فرزندانمان را تهدید می کند را به فرصت تبدیل نمود ، راهش این است که  سبک زندگی سالم به آنها معرفی کنیم

  • احسان ثابت

نامگذاری باید الهی باشد 

 

در مقالات قبلی گذشت که نام تاثیر بسیاری در حیات فرزندان ایفاء می کند ، به نحوی که نیکو بودن آن موجب سعادت و سوء بودن آن موجب تغییر مسیر زندگی فرزندان در مسیر نا صحیح دارد ، متاسفانه در عصر حاضر شاهد این هستیم که به علت تهاجم فرهنگی های صورت گرفته از سوی جهان غرب افراد جامعه اسلامی در سطح وسیعی میل به این پیدا کرده اند که نام های نا آشنا با فرهنگ اسلامی و اصیل بر فرزندان خود بگذارند 

لذا دو گرایش غلط در نامگذاری فرزندان رایج شده است : یکی گرایش به نام اسطوره های ایران باستان و شاهان ستمگری که تاریخ زندگی آنها سراسر چپاول و غارت و استثمار مردم است; دیگر گرایش به نام های غربی که یکی ازجلوه های تهاجم فرهنگی می باشد . امید است والدین در جامعه اسلامی بیش از پیش به این مسؤولیت مهم در نامگذاری توجه داشته باشند و در آثار نام گذاری نیکو برای فرزندانشان بیاندیشند و بدانند که با همین نام هاست که می توان با انسانهای الهی سنخیت یافته و به ایشان نزدیک شد و غفلت از این امر موجب محروم شدن از توفیقی عظیم می شود که جبران ناپذیر است

 روایات  دستور اکید بر انتخاب اسم خوب برای فرزندان شده است امام موسی بن جعفر علیه السلام می فرمایند :

« أَوَّلُ مَا یَبَرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ أَنْ یُسَمِّیَهُ بِاسْمٍ حَسَنٍ فَلْیُحْسِنْ أَحَدُکُمُ اسْمَ وَلَدِهِ.» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 18) اولین نیکی که پدر باید در حق فرزند انجام دهد این است که نام نیکو بر او بگذارد ، پس هر کدام از شما باید نام نیکو بر فرزندش بگذارد .

نام نیکو داشتن آنقدر مهم است که بر تغییردادن نام های بد نیز تاکید شده است :

امام صادق علیه السلام می فرمایند :

«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله   کَانَ یُغَیِّرُ الْأَسْمَاءَ الْقَبِیحَةَ فِی الرِّجَالِ وَ الْبُلْدَانِ. »( وسائل الشیعة، ج‏21، ص: 390)پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله پیوسته نام های زشت مردان و شهرها را تغییر می دادند .

شخصی نصرانی از اهالی روم خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله شرفیاب شد; حضرت نام او را پرسیدند ، گفت : اسم من عبدالشمس است . حضرت فرمودند :

« بَدِّلِ‏ اسْمَکَ‏ فَإِنِّی أُسَمِّیکَ عَبْدَ الْوَهَّابِ »( مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏15، ص: 128) اسمت را عوض کن ، من اسم تو را عبدالوهاب نهادم .

اگر مقتدای خود را اهل بیت می دانیم لازم است که به این داستان توجه کنیم !!

نقل شده است که معاویه مروان بن حکم را عامل مدینه قرار داد و به وى دستور داد براى جوانان مدینه جائزه‏اى بپردازد.مروان اطاعت نمود. حضرت على بن الحسین علیهما السّلام میفرماید: هنگامى که من نزد مروان رفتم گفت: نام تو چیست؟ گفتم: على بن الحسین گفت: نام برادرت چیست؟گفتم: على. مروان گفت: چه خبر است! على على؟ منظور پدرت چیست که نام کلیه فرزندان خود را على میگذارد! سپس جائزه‏اى بمن داد و من بسوى پدرم بازگشتم و جریان را برایش شرح دادم. پدرم فرمود:

« وَیْلِی عَلَى ابْنِ الزَّرْقَاءِ دَبَّاغَةِ الْأَدَمِ لَوْ وُلِدَ لِی مِائَةٌ لَأَحْبَبْتُ أَنْ لَا أُسَمِّیَ أَحَداً مِنْهُمْ إِلَّا عَلِیّاً.» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 19) واى بر پسر زن کبود چشم دباغ باد!! اگر براى من صد پسر متولد شود دوست دارم نام آنان را على بگذارم.

هم چنین نقل شده که امام کاظم علیه السّلام می فرمایند

 «در خانه‏اى که نام محمّد، یا احمد، یا على، یا حسن، یا حسین، یا طالب، یا عبد اللَّه، یا فاطمه از بین زنان باشد، فقر وارد نمى‏شود». (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 19)

 

«اسْتَحْسِنُوا أَسْمَاءَکُمْ فَإِنَّکُمْ تُدْعَوْنَ بِهَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ قُمْ یَا فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ إِلَى نُورِکَ وَ قُمْ یَا فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ لَا نُورَ لَکَ»(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 19)«براى فرزندانتان نام نیکو انتخاب کنید، چون روز قیامت با همان نامها خوانده مى‏شوید (که صدا مى‏رسد): اى فلانى پسر فلانى! برخیز به سوى نورت، اى فلانى فرزند فلانى تو برخیز نورى ندارى».

بنابر این باید در ترغیب نمودن اهل بیت علیهم السلام به انتخاب نام نیکو بر فرزندان توجه ویژه ای داشت چرا که اگر نام های فرزندان الهی شد همین امر موجب توجه آنان به خدا و خدا گونه ها می شود و به مرور زمان همین تفکر در جان و وجود آنان رسوخ کرده و بعد از آن عمل متناسب با آن ها را به همراه خواهد داشت ، لذا این والدین هستند که می توانند با انتخاب نام نیکو بر فرزندانشان آنان را سلحشور و مومن یا بی بُتّه و لوس  و حقیر  و دین گریز بار بیاورند ،

پس مراقب باشیم که چگونه آینده فرزندانمان را می سازیم .

  • احسان ثابت

مسؤولیت پدر و مادر در تربیت فرزند 2

 

روایات فراوانی که در کیفیت انتخاب همسر وارد شده ، بیانگر این مطلب است که صلاحیت و شایستگی مربی بسیار مورد توجه قرار گرفته است .

در کتاب وسائل در ابواب مقدمات نکاح چگونگی انتخاب همسر را شرح داده اند . با توجه به روایات درمی یابیم که اسلام به مسؤولیت پدر در تربیت و تادیب فرزندتا چه اندازه اهمیت می دهد ، حتی به خصوصیاتی که از طریق عوامل وراثتی به فرزندانتقال می یابد توجه نموده ، تا چه رسد به تربیت های پس از ولادت(ر . ک : وسائل الشیعه ، ابواب مقدمات نکاح ، باب 12 .)

پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله در اهمیت نقش پدر و مادر در تربیت فرزند می فرمایند :

« کُلُ‏ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى‏ الْفِطْرَةِ حَتَّى‏ یَکُونَ‏ أَبَوَاهُ‏ یُهَوِّدَانِهِ‏ وَ یُنَصِّرَانِهِ وَ یُمَجِّسَانِه‏ »( عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج‏1، ص: 35)هر نوزادی بر فطرت الهی و توحید متولد می شود و والدین او هستند که او را یهودی ، نصرانی یا مجوس می کنند .

انسان با فطرت توحید و خداپرستی و حق جویی آفریده شده است ، این پدر ومادرند که می توانند فطرت الهی و توحیدی کودک خود را شکوفا سازند یا روی آن پرده های ضخیم جهل و نادانی و گمراهی بیفکنند و او را غرق در ظلمات و حجاب های رها نشدنی قرار دهند .

البته اگر حقوقی که از جانب خدای متعال نسبت به فرزندان بیان شده است به خوبی رعایت شود قطعا مسیر حیات فرزندان به سوی سعادت تغییر پیدا خواهد کرد

امام سجادعلیه السلام در اهمیت مسؤولیت والدین در تربیت فرزند می فرمایند :

« أَمَّا حَقُ‏ وَلَدِکَ‏ فَتَعْلَمُ‏ أَنَّهُ‏ مِنْکَ‏ وَ مُضَافٌ إِلَیْکَ فِی عَاجِلِ الدُّنْیَا بِخَیْرِهِ وَ شَرِّهِ وَ أَنَّکَ مَسْئُولٌ عَمَّا وُلِّیتَهُ مِنْ حُسْنِ الْأَدَبِ وَ الدَّلَالَةِ عَلَى رَبِّهِ وَ الْمَعُونَةِ لَهُ عَلَى طَاعَتِهِ فِیکَ وَ فِی نَفْسِهِ فَمُثَابٌ عَلَى ذَلِکَ وَ مُعَاقَبٌ فَاعْمَلْ فِی أَمْرِهِ عَمَلَ الْمُتَزَیِّنِ بِحُسْنِ أَثَرِهِ عَلَیْهِ فِی عَاجِلِ الدُّنْیَا الْمُعَذِّرِ إِلَى رَبِّهِ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ بِحُسْنِ الْقِیَامِ عَلَیْهِ وَ الْأَخْذِ لَهُ مِنْهُ » (تحف العقول، ص: 263) اما حق فرزندت ، بدان که او از توست و خیر وشرش در دنیا به تو خواهد رسید و منسوب به تومی شود و تو مسؤول هستی در قبال وظایفی که بر عهده توست از حسن ادب و هدایت و راهنمایی به سوی پروردگارش ، و او را یاری کنی در اطاعت پروردگار . اگر وظایف خود را به خوبی به انجام رساندی به تو ثواب می رسد و در غیر این صورت عقاب خواهی شد ، پس به خوبی وظیفه تربیت راانجام بده ، مانند کسی که در همین دنیا آثار نیک کارهای فرزندش به او می رسد و مانند کسی که درمقابل خداوند عذر داشته باشد ، یعنی هیچ گونه کوتاهی در امر تربیت فرزند روا مدار .

باید توجه نمود که تربیت فرزند نه یک امر سلیقه ای بلکه طاعتی است واجب از سویخدای متعال بر دوش والدین که اطاعت امر آن آثار مثبت بسیاری به همراه خواهد داشت ، از رسول اکرم صلی الله علیه وآله روایت شده که فرمودند :

«رَحِمَ‏ اللَّهُ‏ عَبْداً أَعَانَ‏ وَلَدَهُ عَلَى بِرِّهِ بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِ وَ التَّأَلُّفِ لَهُ وَ تَعْلِیمِهِ وَ تَأْدِیبِه‏»(مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏15، ص: 169)خدا بیامرزد بنده ای را که فرزندش را به کارهای خوب وا می دارد و با او مهربان است و در صددآموزش و پرورش اوست .

پس می توان با تربیت صحیح فرزندان داخل در رحمت الهی شد .

 

  • احسان ثابت

اثرات مثبت فرزند آوری  -دریافت حمایت معنوی پس از مرگ

داشتن فرزند صالح نه تنها در دنیا موجب آثار و ثمرات مثبتی است بلکه عامل مؤثری در رشد و تعالی معنوی والدین بعد از مرگ نیز خواهد بود.

 

پدران و مادران از دنیا رفته، از عبادت و مناجات و کار خوب (خیر) فرزندان شان بهره می برند و هم چنین دعای فرزند صالح برای پدر  و مادرش مستجاب است بنابراین باید دانست می توانیم کاری کنیم تا با تولید فرزندان صالح برای قیامت خود توشه جمع کنیم ، در این رابطه به روایات ذیل توجه نمایید :

روایات اسحاق ابن عمار از امام صادق علیه السلام  نقل می کند که

« إِنَّ فُلَاناً قَالَ إِنِّی کُنْتُ زَاهِداً فِی الْوَلَدِ حَتَّى وَقَفْتُ بِعَرَفَةَ فَإِذَا إِلَى جَانِبِی غُلَامٌ شَابٌّ یَدْعُو وَ یَبْکِی وَ یَقُولُ یَا رَبِّ وَالِدَیَّ وَالِدَیَّ فَرَغَّبَنِی فِی الْوَلَدِ حِینَ سَمِعْتُ ذَلِکَ.»(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 3) شخصی گفت: در داشتن فرزند بی رغبت بودم، تا توفیق وقوف در عرفات نصیبم شد. در کنارم جوانی را دیدم که دعا می کرد و اشک می ریخت و می گفت: «خدایا پدر  و مادرم ، پدر  و مادرم » و بعد از این که این را شنیدم به فرزند دار شدن رغبت یافتم .

 

هم چنین رسول اکرم صلی الله علیه و آله  می فرماید:

روایات «خَمْسَةٌ فِی‏ قُبُورِهِمْ‏ وَ ثَوَابُهُمْ‏ یَجْرِی‏ إِلَى‏ دِیوَانِهِمْ‏ مَنْ غَرَسَ نَخْلًا وَ مَنْ حَفَرَ بِئْراً وَ مَنْ بَنَى لِلَّهِ مَسْجِداً وَ مَنْ کَتَبَ مُصْحَفاً وَ مَنْ خَلَّفَ ابْناً صَالِحاً.»(جامع الأخبار(للشعیری)، ص: 105،بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏101، ص: 97)پنج نفر از دنیا رفته ولی پرونده آنان بسته نشده و دایم به آنان ثواب می رسد: کسی که درختی کاشته، چاهی آبی برای بهره برداری مردم حفر کرده، مسجدی ساخته، قرآنی نوشته و کسی که فرزندی شایسته ای از او به جای مانده باشد.

 

 

از این بیانات ارزشمند روشن می شود که فرزند تا چه اندازه در حیات بعد از مرگ انسان اثر دارد ، اما نکته مهمی که حائض اهمیت است این است که باید فرزند صالح تربیت کرد تا بتوان از اموری که ذکر آنها گذشت  بهره ای برد و الا اگر فرزندان ناصالح باشند نه تنها سودی به حال دنیای انسان ندارند بلکه در آخرت نیز وبالی از جانب ایشان بر گردن انسان است و باید در قبال تربیت نادرست آنها پاسخ گو باشد .

 

امام صادق علیه السلام  در بیانی نورانی می فرمایند :

آیات «مِیرَاثُ اللَّهِ مِنْ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ الْوَلَدُ الصَّالِحُ‏ یَسْتَغْفِرُ لَهُ‏.»(من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 481)میراث خدا از بنده ی مؤمنش، فرزند صالحى است که برای او استغفار  می کند . 

 

هم چنین در برخی روایات به نمونه هایی اشاره شده که والدین گناهکار، در اثر دعا و اعمال شایسته فرزندان مورد رحمت و غفران الهی قرار گرفته اند. به عنوان مثال؛ در روایتی از  رسول اکرم صلی الله علیه و آله آمده است:  

آیات «‏ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَرَّ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ علیه السلام  بِقَبْرٍ یُعَذَّبُ‏ صَاحِبُهُ‏ ثُمَّ مَرَّ بِهِ مِنْ قَابِلٍ فَإِذَا هُوَ لَا یُعَذَّبُ فَقَالَ یَا رَبِّ مَرَرْتُ بِهَذَا الْقَبْرِ عَامَ أَوَّلَ فَکَانَ یُعَذَّبُ وَ مَرَرْتُ بِهِ الْعَامَ فَإِذَا هُوَ لَیْسَ یُعَذَّبُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ أَنَّهُ أَدْرَکَ لَهُ وَلَدٌ صَالِحٌ فَأَصْلَحَ طَرِیقاً وَ آوَى یَتِیماً فَلِهَذَا غَفَرْتُ لَهُ بِمَا فَعَلَ ابْنُهُ »(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 4) عیسى از کنار قبری گذشت که صاحبش را عذاب می کردند و سال دیگر بر آن گذشت و عذاب نداشت عرض کرد پروردگار پارسال از کنار این گور گذشتم و صاحبش معذب بود و امسال عذابى ندارد خدا به او وحى کرد اى روح اللَّه فرزند صالحى داشت که بالغ شده راهى را اصلاح کرد و یتیمى را پناه داد او را بخاطر کار پسرش آمرزیدم .

  • احسان ثابت