خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

آن چه خدا می خواهد را باید بدانیم ، این جا همان جاست!
جهان اسلام آقا زیاد دارد ، خدمتگذار می خواهد !
افتخار ما این است که خدمتگذار دین خدا هستیم !

خادم الاسلام را دنبال کنید .

آخرین نظرات
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۶، ۲۲:۲۵ - یا حسین
    متشکرم
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۶، ۱۴:۰۹ - زهرا باقری
    +++

محبت به انسان کامل راه رسیدن به مقامات عالیه

چهارشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۳۷ ب.ظ

محبت به انسان کامل راه رسیدن به مقامات عالیه

محبت انسان را در مسیر اتحاد با محبوب قرار می دهد

 «الْمَرْءُ مَعَ‏ مَنْ‏ أَحَبَّ‏» [1]انسان با کسى است که او را دوست دارد.

تا جایی که انسان شبیه محبوبش می شود  و به اندازه شعاع وجودی محبوبش در عالم سیر کرده و بالا میرود و هر اندازه که محبوبش متعالی باشد سیر او نیز متعالی خواهد بود .

 محبت به انسان کامل که خلیفۀ الله روی زمین است آدمی را در مسیر پیوند با اسماء و صفات الهی قرار می دهد و به هر اندازه که در این مسیر پیش رود به همان اندازه مسیر تعالی را پیموده است .

خدای متعال انبیاء معصومین را به همین منظور سوی بندگان خود می فرستاد تا ایشان با معرفت یافتن به اوصاف کمالی که انبیاء علیهم السلام دارند محبّ ایشان شده ، از تعالیم ایشان پیروی کنند تا در نهایت محبّ  و محبوب خدای متعال شوند  ، خدای را دوست داشته و خدا نیز ایشان را دوست بدارد . 

به همین منظور خداوند متعال موسی و هارون علی نبینا و آله و علیهما السلام را به سوی فرعون فرستاد و فرمود:

﴿اِذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى* فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشى [2] (ای موسی به همراه برادرت)بسوی فرعون بروید؛ که طغیان کرده است!اما به نرمی با او سخن بگویید؛ شاید متذکّر شود، یا (از خدا) بترسد!

به همین دلیل موسی علیه السلام محبت را در حق فرعون و قومش تمام کرد. اما فرعون و فرعونیان  این محبت  اولیاء الهی را درک نکردند و سخنان حق ایشان را انکار کردند چرا که درونشان خراب بود و نمی خواستند بفهمند ، در حالی که به حقانیت دعوت موسی علیه السلام و نشانه هایی که برای آنها آورده بود  یقین داشتند. خدای متعال در مورد فرعون و قومش فرمود :

﴿فَلَمّا جاءَتْهُمْ آیاتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِینٌ*وَ جَحَدُوا بِها وَ اِسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ [3]هنگامی که آیات روشنی‌بخش ما به سراغ آنها آمد گفتند: «این سحری است آشکار!» و (آیات ما ) را از روی ظلم و سرکشی انکار کردند، در حالی که در دل به آن یقین داشتند!

با این که یقین داشتند آنچه موسی آورده حق است، اما به یقینشان اعتنا نکردند و علمشان را زیر پا گذاشتند، چرا که گرفتار کبر، غرور، شهوت، حبّ دنیا بودند.

همین صفات رذیله بود که موجب شد فرعون ادعای الوهیت کرده و به قوم خویش بگوید :

 ﴿أَنَا رَبُّکُمُ اَلْأَعْلى [4]من پروردگار برتر شما هستم!

و به همین دلیل خود را والا مقام و همه را ذلیل خود پنداشت که فرمود :

 ﴿إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی اَلْأَرْضِ[5]فرعون در زمین برتری‌جویی کرد .

فرعون برتری‌جویی کرد و در مقابل خدا ایستاد و از این ادعای خیالی و وهمی خود نیز دست برنداشت.

اما خدای متعال موسی و هارون علیهما السلام را به سوی فرعون می فرستد تا شایداز مسیری که پیش گرفته است بازگردد . 

موسی و هارون علیهما السلام با هیأتی ساده و با لباس و عصای چوپانی در دست  به کاخ فرعون داخل شدند.

فرعون چند خصلت داشت که به خاطر آنها خدای متعال به او مهلت داده بود تا جایی که نقل شده است چهار صد سال حکومتش ادامه داشته است ، یکی از آن صفات خوش اخلاقی و دیگری سهل الحجاب بودن او بود [6]در کاخ فرعون به روی مردم باز بود و هر کس درخواستی داشت مستقیما می­رفت و به خود فرعون می­گفت. موسی و هارن علیهما السلام نیز به همین دلیل به راحتی  و با همان شمایل ساده خود به کاخ فرعون داخل شدند و به او گفتند به خدا ایمان بیاور تا حکومتت ادامه یابد وگرنه از دستت خواهد رفت ، اما فرعون و اطرافیانش ایشان را استهزاء کردند و خندیدند .

خداوند به بشر می­گوید افسوس بر تو ! من بارها برای تو پیامبر فرستادم تا راه را نشانت دهند، اما تو آن­ها را به سخره گرفتی و استهزاء کردی.

﴿یا حَسْرَةً عَلَى اَلْعِبادِ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاّ کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ [7]افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند!

 فرعون دلقکی داشت که پس از دعوت موسی علیه السلام هر روز به شکل ایشان لباس چوپانی می­پوشید و وارد کاخ فرعون می­شد. وقتی وارد می­شد همه فکر می­کردند موسی وارد شده. وقتی نزدیک می­شد می­دیدند دلقک است. می­آمد مقابل فرعون می­ایستاد و می­گفت به من ایمان بیاور تا تاج و تختت سالم بماند ، فرعون و اطرافیانش می­خندیدند و موسی را مسخره می­کردند. ماجرا گذشت تا آن که خداوند فرعون و یارانش را در رود نیل غرق کرد. اما آن دلقک از غرق شدن نجات پیدا کرد .موسى علیه السلام عرض کرد: پروردگارا! چه شد که این مرد را غرق نکردى ، با این که مرا مسخره کرده و آزار می رساند؟  خطاب رسید: اى موسى ! او خود را به شکل تو درمی­آورد. و  من کسى را که به دوستانم شبیه شود(در دنیا)عذاب نمى کنم ، اگر چه بر خلاف آنها باشد. به همین دلیل او را غرق نکرده و نجاتش دادم.[8]

حال اگر انسان حقیقتا محبت انسان معصوم را با قلبش قبول کند و ظاهر و باطنش را در مسیر محبت و ولایت پیامبر اکرم صل  الله علیه و آله  ، امیرالمؤمنین علیه السلام  و  تمام اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام فانی کند، چنین انسانی به تمامی خیرات و مقامات عالیه  می­رسد. چرا که همه چیز در اینجا جمع است.

────────────────────────────

 [1] (الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏2 ؛ ص127)

[2]  (سوره طه، آیه،42-44)

[3] (سوره نمل‏، آیه 13-14)

[4] (سوره نازعات ، آیه 24)

[5]  (سوره قصص‏، آیه 4)

[6] (سفینة البحار جلد1 ص 44 ، بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏13، ص: 129) 

[7] (سوره یس‏، آیه 30)

[8] ( « انوار نعمانیه ، ص 354 »)

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۵/۱۱/۲۷
  • ۱۱۷ نمایش
  • احسان ثابت

سلوک الهی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی