خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

آن چه خدا می خواهد را باید بدانیم ، این جا همان جاست!
جهان اسلام آقا زیاد دارد ، خدمتگذار می خواهد !
افتخار ما این است که خدمتگذار دین خدا هستیم !

خادم الاسلام را دنبال کنید .

آخرین نظرات
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۶، ۲۲:۲۵ - یا حسین
    متشکرم
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۶، ۱۴:۰۹ - زهرا باقری
    +++

۱۰۸ مطلب با موضوع «تربیت فرزند در سبک زندگی اسلامی» ثبت شده است






    خانواده بستری برای رشد جسمی  و روحی انسان است. در خانواده مرد به آرامش می رسد و زن، حس خوب محبوب بودن را تجربه می کند و فرزندان عشق ورزیدن را می آموزند. همه خوبی های اجتماعی از خانواده سر بر افراشته و پدر و مادراصلی ترین معلمان حیات بشری هستند. یکی از اصلی ترین ویژگی های انسانی که او را از سایر موجودات متمایز کرده است قابلیت محبت ورزیدن به سایر هم نوعان خویش است، و مدرسه ای که در آن محبت ورزیدن را می آموزد خانواده است. پدر و مادر باید آن چنان با یکدیگر تعامل داشته باشند که فرزندان از رفتار های ایشان الگو بگیرند، این که پدر تلاش کند تمام رفتار هایش سر شار از عشق و محبت عاقلانه باشد موجب می شود فرزندان به صورت نا خود آگاه این رفتار ارزشمند را فراگرفته و در تمام شئون حیات خویش بکار ببرند. لذا به منظور این که جامعه ای سرشار از عشق داشته باشیم امام علی علیه السلام فرمود: 

    اِرحَم مِن أهلِکَ الصَّغیرَ ، ووَقِّر مِنهُمُ الکَبیرَ .[1]

     با کوچک ترهاى خانواده ات مهربان باش ، و به بزرگ ترهایشان احترام بگذار .

    این گونه می توان جامعهای سرشار از عشق برپا کرد!

     

    --------

    [1] الأمالی للمفید : ص 222 ح 1 ، الأمالی للطوسی : ص 8 ح 8 ،بحار الأنوار : ج 75 ص 136 ح 1

  • احسان ثابت


 

روش تربیتی منحصر به فردی که خدای متعال با نزول قرآن به بشر ارائه داده ،تربیت بر اساس حبّ و سیر کردن مسیر تعالی با محبت است ، روشی که بر اساس نظر علامه طباطبایی رحمت الله علیه تا قبل از رسول اکرم صلی الله علیه و آله در شرایع انبیاء گذشته وجود نداشته و شیوه اختصاصی مکتب قرآن کریم است .[1]

خلاصه این روش تربیت حبّی از این قرار است :

وقتى ایمان بنده خدا رو بشدت و زیادى مى‏ گذارد، دلش مجذوب تفکر در باره پروردگارش میشود، همیشه دوست می دارد بیاد او باشد و اسماء حسناى محبوب خود را در نظر بگیرد، صفات جمیل او را شمرده و بگوید : پروردگار من چنین است محبوبم چنان است و نیز محبوبم منزه از نقص است !  این جذبه و شور هم چنان در او رو به زیادى و شدت مى ‏گذارد، و این مراقبت و بیاد محبوب بودن، رو به ترقى مى‏ رود تا آنجا که وقتى به عبادت او مى‏ ایستد، طورى بندگى مى‏ کند، که گویى او را مى ‏بیند و او براى بنده‏ اش در مجالىِ جذبه و محبت و تمرکز قوى ، تجلى مى‏ کند و هم او را مى‏ بیند و هماهنگ با آن ،  محبت به خدا نیز در دلش رو بشدت مى ‏گذارد.علتش هم این است که انسان مفطور به حب جمیل است،چرا که عشق به جمال و زیباپسندى فطرى بشر است، هم چنان که خود خداى تعالى فرموده:﴿وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّهِ [2] آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، (از مشرکان نسبت به معبودهاشان،) شدیدتر است. چنین کسى در تمامى حرکات و سکناتش از فرستاده خدا پیروى مى‏ کند، چون وقتى انسان‏ کسى را دوست بدارد، آثار او را هم دوست می دارد، و رسول خدا (ص) از آثار خدا و آیات و نشانه‏ هاى اوست، هم چنان که همه عالم نیز آثار و آیات او است. باز این محبت هم چنان زیاد میشود و شدت مى‏ یابد، تا جایى که پیوند دل از هر چیز مى‏ گسلد، و تنها با محبوب متصل می کند و دیگر به غیر پروردگارش هیچ چیز دیگرى را دوست نمیدارد، و دلش جز براى او خاشع و ظاهرش جز براى او خاضع نمی شود.[3]

 

بر اساس همین مبنای تربیتی است که خدای متعال مودت و دوستی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و  اهل بیت ایشان را أجر و عِدلِ رسالت آن حضرت قرار داده می فرماید ،

 ﴿قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ اَلْمَوَدَّةَ فِی اَلْقُرْبى [4]بگو: «من هیچ پاداشی از شما در مقابل رسالتم درخواست نمی‌کنم جز دوست‌داشتن نزدیکانم [= اهل بیتم‌].

از آن جا که در این آیه شریفه مودت و دوستی صادقانه اهل بیت علیهم السلام به عنوان اجر رسالت معرفی شده  و همچنین از آن جا که اجرت یک عمل باید با کار انجام گرفته هم ارزش و هم تراز باشد ، فهمیده می شود که سیر دادن بشریت در وادی محبت به انسان کامل هدف اصلی رسالت نبی اکرم صلی الله علیه و آله بوده و قرآن کریم نیز به منظور  تبیین اصول و فروع این نظام تربیتی نازل شده است .

خدا می خواهد تا با محبت به انسان کامل جلوه ای از محبت خویش را به ما چشانده و شرایط را برای سیر تا لقاء خود را برایمان فراهم سازد 

به همین دلیل انسانهایی را برگزید و توفیق اتصاف به اسماء و صفات جمالیه خود را به آنها داد تا با آن زیبایی ها از بشر دلربایی کنند و آنها را متوجه خدای جمیل نموده ، تا با شوق در مسیر لقاء الله حرکت کنند

 

         مـهـر خوبان دل و دین از همه بى ‏پروا برد            رخ شـطـرنـج نـبـرد آن چـه رخ زیـبـا برد

تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت              از سـمک تا به سـهـایش کشـش لیلى برد

من به سـر چشمه خورشید نه خود بردم راه            ذرّه‏ اى بــودم و مـهــر تــو مـرا بالا بـرد

من خـس بـى‏ سـروپایم که به سیل افتادم           او که مـى ‏رفـت مـرا هـم به دل دریـا برد

جـام صهباز کجـا بود مـگر دسـت کـه بود    که دریـن بزم بگردیـد و دل شـیـدا برد

خـم ابـروى تـو بـود و کـف مینوى تو بود        که بـیک جلوه ز مـن نام و نشان یکجا برد

خودت آمـوختیم مـهـر و خـودت سـوختیم       با بـرافـروخـتـه ‏روئـى کـه قـرار از مـا برد

هـمـه یاران بـه سـر راه تـو بـودیـم ولـى     خـم ابـروى تو مـرا دیـد و ز مـن یغـما برد

هـمـه دل‏باخته بودیـم و هراسـان که غمت           هـمـه را پشـت سـر انداخـت مـرا تنهـا برد

[5]

────────────────────────────

[1] (ر ک : المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص: 373)

[2] (سوره بقرة، آیه 1615)

[3] (المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص: 373)

[4] (سوره شورى‏، آیه 23)

[5]  مهر تابان ( یاد نامه علامه طباطبایی- آیت الله طهرانی -طبع قدیم )، ص:56

**********

 بزرگترین مدرسه عشق در عالم

محبت اهل بیت

محبت شیوه­ی تربیتی قرآن

مهرخوبان دل و دین از همه بى ‏پروا برد

 

خادم الاسلام احسان ثابت  در ‏29/‏03/‏2017 07:04 ب.ظ

 

  • احسان ثابت

حس با هم بودن تجربه ای شیرین است که هیچ چیز در دنیا نمی تواند جای آن را  بگیرد  

من ، عمو ، عمه ، دایی ، خاله ...

چه ترکیب زیبایی ، همه با هم جمع اند و در حال گفت و گو و شنیدن حرفهای یکدیگر

اما بچه ها با بقیه فرق دارند ! همه ساکت و مودب در گوشه ای نشسته و در حال وَر رفتن با تبلت و گوشی هاشون ...

آیا حواسمان هست که تبلت و گوشی ها لذت با هم بودن را از کودکانمان منع کرده اند

باید با یکدیگر ارتباط سازنده داشته باشیم ونحوه صحیح استفاده از فناوری های روز را به کودکانمان بیاموزیم تا حس خوب با هم بودن را به اونها هدیه بدیم اون وقته که داخل گروه افرادی می شویم که فرمان خدا رو اجرا کردند :

آنها که پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده، برقرار میدارند .[1]

────────────────────────────

1.       اَلَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اَللّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ ﴿الرعد، 21

  • احسان ثابت

دو بال پرواز تا خدا!

 

مسیری که خدای متعال برای رشد و تعالی معنوی انسان معرفی کرده دارای دو بستر اساسی و مهم است که عبارت اند از : باور و عمل .

 باور ، اعتقاد و معرفتی درونی است که در اصطلاح قرآن به آن

  • احسان ثابت

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

     

     

     تاثیر قرآن در غنای وجودی انسان

     

      امام صادق علیه السلام در بیانی نورانی فرمود:

    « مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَهُوَ غَنِیٌّ وَ لَا فَقْرَ بَعْدَهُ وَ إِلَّا مَا بِهِ غِنًى‏ »[1]هر که قرآن را بخواند، بى ‏نیاز شود و پس از آن نیازى ندارد و گر نه به هیچ بى‏ نیازى دست نیابد.

     

    خدای متعال قرآن را کتابی گویا و مبین کل شئ فرستاد  ، خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :

     ﴿ نَزَّلْنا عَلَیْکَ اَلْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ [2]این کتاب را بر تو نازل کردیم در حالی که بیانگر هر چیزی است.

    حال که قرآن بیانگر و روشنگر هر چیزی است ، می توان در هر امری از هدایت و روشنگری او استفاده نمود .

    اطلاق عبارت «کُلِّ شَیْءٍ » این را می فهماند که حوزه روشنگری  قرآن کریم در تمامی اطوار وجود از لاهوت گرفته تا ناسوت را در بر می گیرد و هر حدی را به خوبی روشن می کند اما قلبی سلیم می خواهد که با تدبر حکیمانه در آیات قرآن معانی صحیح را از زوایای مختلف آن بیرون کشیده و به رمزگشایی از حقائق آن اقدام کند .

    بدیهی است که قرائت بدون تدبر هیچ خیری در آن نبوده و تنها لقلقه زبان خواهد بود که امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمود :

     « أَلَا لَا خَیْرَ فِی‏ قِرَاءَةٍ لَیْسَ فِیهَا تَدَبُّرٌ » [3]آگاه باشید که هیچ خیر در قرائتی که در آن تدبر نباشد وجود ندارد .

    تا تدبر که از افعال قلب آدمی است وجود نداشته باشد ، قلب ملکوتی انسان قادر به اتصال و پیوند با حقیقت قرآن نخواهد بود و نمی تواند تلقی معانی از آن منبع فیض کند ، اما اگر تدبر با شرایط  وآداب  آن صورت گرفت در این وقت انسانی که اسباب وجودی او سالم و کامل است قادر خواهد بود معانی  و معارفی را که از معدن قرآن که جامع الجمع تمامی حقائق است را تلقی کند ، که فرمودند :

     « لَا یَصْدُرُ عَنِ الْقَلْبِ‏ السَّلِیمِ إِلَّا الْمَعْنَى الْمُسْتَقِیمُ »[4]از قلب سلیم جز معنى مستقیم صادر نمى‏ شود!

    همان قلب گران قدر رسول اکرم صلی الله علیه و آله  که خدای متعال آن را فرودگاه قرآن و حقائق ما ورائیه معرفی کرد ، آن جا که در وصف قرآن کریم فرمود :

      ﴿إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ اَلْعالَمِینَ * نَزَلَ بِهِ اَلرُّوحُ اَلْأَمِینُ * عَلى قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ اَلْمُنْذِرِینَ [5]بی تردید این قرآن، نازل شده پروردگار جهانیان است،که روح الامین آن را  بر قلب تو، نازل کرده است تا از بیم دهندگان باشی،

     قلب انسان مومن و تابع مطلق شریعت و طریقت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز همانند همان حضرت می تواند به اندازه سعه وجودی خود از حقائق قرآنی بهره مند گردد .

    از این رو است که از برخی اهل معرفت شنیده شده که می فرمودند ، زمانی جبرائیل علیه السلام  بر ما نیز نازل می شد و ما را از جانب خدای متعال مشرف به افاضه علم لدنی می کرد .

    آری این یک حقیقت است و همواره در طول تاریخ در بین مومنین واقعی جریان دارد .

     

    بر اساس این بیانات روشن می شود که هر آن کس که قابلیت پیوند با قرآن برای او میسر شود و بتواند مدال ﴿یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ[6] را دریافت نموده و قرآن را به طوری که شایسته آن است قرائت کنند ، باب های غیب به رویشان گشوده شده و توفیق بهره مندی از خزائن بیکران آن را دارا خواهند شد . در این هنگام هیچ بنبستی نیست که از درون آن راه نجاتی برایشان گشوده نشود و هیچ مانعی نیست که با قدرت الهی بر طرف نشود و هیچ نیازی نیست که با یاری الهی به غناء تبدیل نشود .

    این جاست که سرّ کلام امام صادق علیه السلام  روشن می شود که فرمود : 

     « مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَهُوَ غَنِیٌّ وَ لَا فَقْرَ بَعْدَهُ وَ إِلَّا مَا بِهِ غِنًى‏ »[7]هر که قرآن را بخواند، بى ‏نیاز شود و پس از آن نیازى ندارد و گر نه به هیچ بى‏ نیازى دست نیابد.

    اگر با قرآن و اتصال به معدن غناء که ذات احدیت باشد برای انسان بی نیازی حاصل شود ، که تنها این غناء ، غناء حقیقی است و الا اگر انسان نتواند با اتصال به معدن بی نیازی بی نیاز شود ، قطعا هر کاری کند نمی تواند صفت بی نیازی مطلق را در خود بوجود بیاورد و بر همین اساس در تمامی روابط اجتماعی و اقتصادی خود به صورت دائم نیازمند و وابسته و محتاج به ابزار و وسائط دیگر خواهد بود و همین نیاز مندی در بسیاری از موارد او را خوار و ذلیل و نیازمند دیگران می کند و چه بسا با اندک اختلال و نوسان در روابط اجتماعی  و اقتصادی خود  تمامی دارایی های خود را از دست داده و مفلسی بیچاره گردد و مهر ذلت در دنیا و آخرت بر پیشانی او زده شود .

    پس حقیقت این است که همه عالم غیر از ذات احدیت فقیر محض اند و تنها آن ذات اقدس است که غنی مطلق است

     ﴿یا أَیُّهَا اَلنّاسُ أَنْتُمُ اَلْفُقَراءُ إِلَى اَللّهِ وَ اَللّهُ هُوَ اَلْغَنِیُّ اَلْحَمِیدُ[8]ای مردم! شمایید نیازمندان به خدا، و فقط خدا بی نیاز و ستوده است.

    حال اگر فقیری سوی فقیری دیگر رود جز فقر چیزی نصیب او خواهد شد ؟

    اما آن که مشرف به مقام اتصال به معدن حقیقت شده و جوانه های قرآن در دل او روییده و میوه داده همواره در تمامی مصائب  و مشکلات از سوی آن منبع عظیم راهی به او الهام شده و از سختیها بیرونش می آورند هر چند که وجود اسباب و وسائط لازم اند اما او گرفتار و معتل آنها نمی ماند و چه بسا در مواردی نیز خدای متعال با عنایات ویژه و رحیمیه خود کرامت و معجزه ای در  حق آنان جاری کند به نحوی که حتی از وسائط نیز بی نیاز شودند همانند ماجرای  نجات یافتن ابراهیم علیه السلام  از آتش نمرود: 

      ﴿قُلْنا یا نارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِیمَ [9][پس او را در آتش افکندند] گفتیم: ای آتش! برابر ابراهیم سرد و بی آسیب باش!

     و شکافته شدن دریا بر بنی اسرائیل

      ﴿فَأَوْحَیْنا إِلى مُوسى أَنِ اِضْرِبْ بِعَصاکَ اَلْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَکانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ اَلْعَظِیمِ [10]  پس به موسی وحی کردیم که عصایت را به این دریا بزن. [موسی عصایش را به دریا زد] پس [دریا] از هم شکافت و هر پاره اش چون کوهی بزرگ بود.

    و  اخفاء در غار نبی اکرم صلی الله علیه و آله 

     ﴿إِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اَللّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اَللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها[11]    زمانی که به همراهش گفت: اندوه به خود راه مده خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را [که حالت طمأنینه قلبی است] بر پیامبر نازل کرد، و او را با لشکریانی که شما ندیدید، نیرومند ساخت،

    و هزاران هزار کرامت دیگر همگی بر این اساس اند و کم نبوده اند افرادی که به مثابه آن انبیاء عظام از عنایات ویژه الهیه برخوردار شده اند .  

    پس بیایید با قرآن انس بگیریم تا با آن به غناء حقیقی برسیم .

    ────────────────────────────

    [1] (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 605)

    [2] (سوره نحل‏، آیه 89)   

    [3] (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 36)   

    [4]  (غرر الحکم و درر الکلم، ص: 790)

    [5] (سوره شعراء، آیه 192-194)

    [6]  (سوره بقرة، آیه 121)

    [7] (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 605)

    [8] (سوره فاطر، آیه 15)

    [9] (سوره أنبیاء، آیه 69) 

    [10] (سوره شعراء، آیه 63)

    [11] (سوره توبة ، آیه 40)

  • احسان ثابت

آداب عقد ازدواج   

 

پس از آن که تمامی مقدمات ازدواج فراهم شد لازم است مجلسی را فراهم نمود که در آن پیمان ازدواج بین زوجین برقرار شود که به آن در فرهنگ ما مسلمانان «مجلس عقد» می گویند ، در روایات وارده از اهل بیت علیهم السلام آداب و  شرایطی بیان شده است که به برخی از مهمترین آنها اشاره ای گذرا می کنیم : 

خطبه عقد در روز جمعه باشد

مستحب است در روز جمعه خطبه خوانده شود ، امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمود :

« یَوْمُ الْجُمُعَةِ یَوْمُ خِطْبَةٍ وَ نِکَاحٍ‏ »(الخصال، ج‏2، ص  384) روز جمعه روز خطبه خوانی و نکاح است

قمر در عقرب نبودن

حضرت صادق علیه السلام فرمود :

«مَنْ ... تَزَوَّجَ وَ الْقَمَرُ فِی الْعَقْرَبِ لَمْ یَرَ الْحُسْنَى‏»(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏8، ص: 275) هرکه عقد یا زفاف کند و ماه درعقرب (قمر در برج عقرب) باشد عاقبت نیکو نبیند .

خطبه خواندن قبل از عقد 

قبل از از عقد نکاح، خطبه خواندن سنّت است. .(حلیۀ المتقین ، باب چهارم، فصل سوم ) 

نقل شده است امام محمّد تقی علیه السلام چون دختر مأمون را عقد کرد، این خطبه را خواند: و به علت اختصار أن شیعیان نیز می توانند آن را بخوانند :

« الْحَمْدُ لِلَّهِ إِقْرَاراً بِنِعْمَتِهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِخْلَاصاً بِوَحْدَانِیَّتِهِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ سَیِّدِ بَرِیَّتِهِ وَ عَلَى الْأَصْفِیَاءِ مِنْ عِتْرَتِهِ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ کَانَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَى الْأَنَامِ أَنْ أَغْنَاهُمْ بِالْحَلَالِ عَنِ الْحَرَامِ فَقَالَ سُبْحَانَهُ‏ وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ (سوره نور  ، آیه 32 )   »(مکارم الأخلاق، ص: 206) سپاس خدا را براى اقرار به نعمتهایش، و لا اله الا اللَّه براى اخلاص در یگانگیش‏ و درود بر محمد بهترین انسانها و بر برگزیدگان خاندانش (ائمه ع). اما بعد: یکى از احسان‏هاى خداوند بر مردم آنست که به حلال از حرام بى‏نیازشان کرد و فرمود (براى جوانان و دختران صالح خود ازدواج کنید که اگر فقیرند خداوند به فضل خود بى‏نیازشان سازد که خداوند وسعت دهنده داناست».

 

هم چنین خطبه های دیگری نیز نقل شده است که برای اطلاع از آنها رجوع کنید به کتاب شریف:  الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، ص: 369  ، بَابُ خُطَبِ النِّکَاح‏ .

 اطعام دادن

رسول صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:

«إِنَّ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِینَ الْإِطْعَامَ‏ عِنْدَ التَّزْوِیجِ‏.»(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، ص: 367) همانا از سنت پیامبران اطعام در هنگام ازدواج است

البته ولیمه دادن حدود و مرز هایی دارد که نباید از آنها تعدی نمود حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم  در این باره فرمود:

«الْوَلِیمَةُ أَوَّلَ یَوْمٍ حَقٌّ وَ الثَّانِیَ مَعْرُوفٌ وَ مَا زَادَ رِیَاءٌ وَ سُمْعَةٌ.» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، ص: 368) ولیمه روز اوّل حق است و در روز دوم نیکی است و بیشتر از آن ریا و خود نمایی است.

زفاف در  شب و اطعام در روز

لازم است زمان خطبه عقد در شب ، مخصوصا در شب جمعه باشد و در روز اطعام و ولیمه ای به مهمانان داده شود ، امام صادق علیه السلام  فرمود :

« زُفُّوا عَرَائِسَکُمْ لَیْلًا وَ أَطْعِمُوا ضُحًى»(مکارم الأخلاق، ص: 207). عروسى را در شب قرار دهید و روز اطعام نمایید.

  • احسان ثابت

تعیین مهریه  

 

بعد از آن که خانواده ها بر سر مسائل اساسی به توافق رسیدند ، لازم است که برای دختر خانوم مهریه ای قرار داده شود ، اما آن چه که امروزه شاهد آن هستیم تعیین مهریه های سنگین است که بسیاری از جوانان و خانواده ها را گرفتار کرده است و آرامش روحی  و روانی را از آنان سلب کرده است .

مردباید مقداری رابه عنوان مهریه زن انتخاب کند که واقعا قصد اداء آن را دارد ، چرا که به محض قبول مقدار مهریه اداء آن بر مرد واجب  و لازم می شود چرا که مهریه حقی است بر گردن مرد که آن را در قبال زن تضمین کرده است و بر ذمه گرفته است .

برخی با خود می گویند مهریه را چه کسی داده و چه کسی گرفته است ، این که مهم نیست !

اما در جواب این افراد باید گفت که حرف شما را اهل بیت علیهم السلام رد می کنند ، چرا که ،امام صادق علیه السلام  در بیانی نورانی فرمود :

«مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً وَ لَمْ یَنْوِ أَنْ یُوَفِّیَهَا صَدَاقَهَا فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ زَانٍ»(مکارم الأخلاق، ص: 207)  هر که دخترى را بگیرد و قصد دادن مهرش را نداشته باشد، در نزد خداوند زناکار است.

پس باید مقداری را که مرد می تواند پرداخت کند به عنوان مهریه قبول کند .

البته باید دقت داشت که مهریه را نباید بسیار سنگین گرفت و در روایات وارده از اهل بیت علیهم السلام تعیین مهریه های زیاد باطل شمرده شده است . امیر المؤمنین علی علیه السلام در بیانی نورانی فرمودند : 

«إِنَّ أَحَقَّ الشُّرُوطِ أَنْ یُوفَى بِهَا مَا اسْتَحْلَلْتُمْ بِهِ الْفُرُوجَ وَ السُّنَّةُ الْمُحَمَّدِیَّةُ فِی الصَّدَاقِ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ وَ مَنْ زَادَ عَلَى السُّنَّةِ رُدَّ إِلَى السُّنَّةِ» (مکارم الأخلاق، ص: 207) مهمترین شرطى که باید وفا شود مهرى است که زنان را بآن بخود حلال کرده‏اید و سنت محمد (ص) در مهر 500 درهم است، و هر که بر سنت بیفزاید آن را رد کرده است.

گذشته از این مباحث مهریه سنگین موجب خوشبختی افراد نمی شود بلکه آرامش روانی افراد است که زندگی را برای آنها شاد می کند ، پس با مهریه سنگین آن را از بین نبریم .

  • احسان ثابت

 آداب خواستگاری

 

پس از آن که والدین مورد مناسبی را برای ازدواج انتخاب کردند لازم است بعد از هماهنگی های لازم  به منزل عروس رفته و او را رسما از خانواده اش خاستگاری نمایند .

جلسه خواستگاری بسیار مهم و حساس است ، زوجین و خانواده های ایشان در صورتی که با یکدیگر از قبل آشنا نبوده اند لازم است به بحث پیرامون اعتقادات و آداب  و رسوم خود بپردازند و گرایش های فکری  و اجتماعی خود را مطرح کنند و از صداقت اگر نقطه نظراتی دارند را بیان کنند و اگر خدایی نکرده مشکلات و کاستی هایی وجود دارد را بیان کنند ، تا مبادا در دوران بعد از ازدواج که روشن می شوند موجبات نگرانی  و جدایی را بوجود بیاورد .

یکی از آدابی که در مجموعه روایات وارده از اهل بیت بیان شده است آداب خواستگاری است ،  از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که حضرت فرمودند ، هرگاه کسی اراده خواستگاری نماید دو رکعت نماز بگذارد و حمد الهی را بگوید و این دعا بخواند:

 

« اللَّهُمَ‏ إِنِّی‏ أُرِیدُ أَنْ‏ أَتَزَوَّجَ‏ فَقَدِّرْ لِی مِنَ النِّسَاءِ أَعَفَّهُنَّ فَرْجاً وَ أَحْفَظَهُنَّ لِی فِی نَفْسِهَا وَ فِی مَالِی وَ أَوْسَعَهُنَّ رِزْقاً وَ أَعْظَمَهُنَّ بَرَکَةً وَ قَدِّرْ لِی وَلَداً طَیِّباً تَجْعَلُهُ خَلَفاً صَالِحاً فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَمَاتِی»(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏3، ص: 482). خدایا من اراده نموده ام که ازدواج کنم پس مقدرم نما تا با زنی ازدواج کنم که در بین زنان عفیفترین بوده و در نفس خود من و مالم  را بیشتر از همه نگه می دارد و رزقش وسیع تر است و برکت عظیم تر دارد ، خدایا در تقدیرم فرزند طیبی قرار بده و او را هم در زمان حیات و هم بعد از مرگم وارثی صالح برایم قرار ده .

مشاهده می شود که در مکتب الهی اهل بیت علیهم السلام از همان ابتدایی ترین دوران شکل گیری خانواده فرزند و طیب  و صالح بودن آن مورد نظر قرار گرفته است تا جایی  که در دعای خواستگاری از آن ذکری به میان آمده است .

خلاصه آن که خانواده ها باید شباهت های اعتقادی  و فرهنگی را در نظر بگیرند و آن را ملاک تایید یا رد خانواده ها قرار دهند نه مسائل مالی و امور دیگر  را .

  • احسان ثابت

انتخاب همسر برای فرزندان 

 

در امر انتخاب مورد مناسب برای ازدواج فرزندان بسیاری از خانواده ها در سختی قرار دارند ، بسیاری افراد به دلیل نداشتن ملاک های مناسب در امر انتخاب مورد با وقفه های چندین ساله در امر ازدواج فرزندانشان مواجه می شوند ، اما برخی نیز آن قدر آسان گرفته و در امر انتخاب مورد برای ازدواج فرزندانشان مسامح به خرج می دهند که موجب مشکلات بسیاری در حیات فرزندانشان می شود .هم چنین بسیاری از فرزندان نیز در امر ازدواج به دلیل غلبه احساسات عقلشا تحت الشعاع قرار گرفته ونکات مهم را در نظر نمی گیرند ، به همین دلیل اهل بیت علیهم السلام در سفارشات خود به شیعیان همواره از انتخاب ناصحیح در امر ازدواج منع نموده و هشدار داده اند .

امام صادق علیه السلام فرمود :

«قَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص خَطِیباً فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِیَّاکُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ‏ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ‏ قَالَ الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِی مَنْبِتِ السَّوْءِ.» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، ص: 332)رسول اکرم صلی الله علیه و آله  در یکی از خطبه هایشان فرمود : ای مردمم برحذر باشید از « خضراء الدمن» ، گفته شد یا رسول الله « خضراء الدمن» چیست؟ فرمود : زن زیبا رویی که در کشتگاه بد رشد کرده باشد .

هم چنین امام صادق علیه السلام در بیان نورانی دیگری فرمود :

«‏ إِنَّمَا الْمَرْأَةُ قِلَادَةٌ فَانْظُرْ إِلَى مَا تَقَلَّدُهُ قَالَ وَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ لَیْسَ لِلْمَرْأَةِ خَطَرٌ لَا لِصَالِحَتِهِنَّ وَ لَا لِطَالِحَتِهِنَّ أَمَّا صَالِحَتُهُنَّ فَلَیْسَ خَطَرُهَا الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ بَلْ هِیَ خَیْرٌ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ أَمَّا طَالِحَتُهُنَّ فَلَیْسَ التُّرَابُ خَطَرَهَا بَلِ التُّرَابُ خَیْرٌ مِنْهَا (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، ص: 332) زن گردن بند است، دقّت کن که چه چیز را بر گردن خود مى‏آویزى، و بدان که براى هیچ زنى هم قدر و هم ارزشى نیست، نه براى نیکان آنان و نه براى بدانشان، و امّا با شایستگانشان، طلا و نقره همپایه نیست، که زن خوب گرانبهاتر از طلا و نقره است، و با فاسدانشان نیز خاک همانند نیست بلکه خاک ارزشمندتر از آنهاست.

بنابر این هم بر والدین و هم بر زوج های جوان لازم است در اننتخاب همسر فضیلت های اخلاقی  و دینی را که مشخص کننده رابطه فرد با خدای متعال  و ایمان اوست را در نظر بگیرند نه این که فضیلت های خانوادگی  و مال و ثروت و زیبایی  و ... ، چرا که هیچ کدام از این امور خوشبختی نمی آورد و احساس امنیت و آرامشی که در سایه ایمان افراد خانواده به خدای متعال است بستری رویایی برای زندگی سالم را فراهم می آورد .

  • احسان ثابت

ازدواج فرزندان

 

پس از آن که فرزندان به سن بلوغ فکری  و جسمی رسیدند و توانایی آن را یافتند که بتوانند به صورت مستقل بر رای و نظر خود تکه کنند بر والدین لازم است تا مقدمات ازدواج ایشان را فراهم کنند ، این حقی است واجب که ادای آن از جمله وظایف والدین شمرده شده است

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :

« حَقُّ الوَلدِ على‏ والِدِهِ أن یُحَسِّنَ اسمَهُ، ویُزَوِّجَهُ إذا أدرَکَ، ویُعَلِّمَهُ الکِتابَ» (نهج الفصاحة ، ص: 448)حقّ فرزند بر پدرش این است که نام نیکو برایش انتخاب کند، هر وقت بالغ شد، او را همسر دهد، و بدو قرآن بیاموزد.

 و از  ترک این کار و تاخیر در آن نهی شده است ، رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :

« مَن بَلَغَ وَلدُهُ النِّکاحَ وعِندَهُ ما یُنکِحُهُ فلَم یُنکِحْهُ ثُمّ أحدَثَ حَدَثاً فالإثمُ علَیهِ.»( کنز العمّال: 45337.)هر که فرزندش به سنّ ازدواج برسد و توانایى مالى داشته باشد که او را همسر دهد و ندهد و از آن فرزند خطایى سر زند، گناهش به گردن اوست.

بر این اساس بر والدین لازم است تا در امر انتخاب همسر مناسب برای فرزندشان تمام تلاش و ریز بینی های لازم را اعمال نموده و سعی کنند تا فردی را که صلاحیت ها واقعی دارد را به عنوان همسر فرزندشان انتخاب کنند .

باید دقت نمود که فرزندان انسان هستند و اقتضای حیات انسانی آنها ایجاب می کند که ازدواج کرده و تشکیل خانواده دهند و این امر اختصاص به سن و سال خاصی یا دارا بودن شرایط غیر ضروری نیست ، متاسفانه در بین برخی افراد و اقوام  این گونه رسم شده است که فرزندان باید به سن خاص برسند و یا مدرک تحصیلی خاصی را اخذ کنند تا بتوانند ازدواج کنند ، این آداب  و رسوم امری بسیار باطل بوده و از نظر شرع و عقل مردود است ، بلکه معیار اصلی در فرارسیدن زمان ازدواج نیاز های ضروری انسان است که اگر پاسخ مثبت به آنها داده نشود به گناه می افتد ، همین امر کافی است که اقدام به ازدواج هم از نظر شرعی  و هم از نظر عقلی مشروعیت پیدا کند .

نباید از فقر  ترسید و امور دیگر را بهانه قرار داد ، چرا که خود خدای متعال این گونه امر نموده و خود نیز انسان را حمایت می کند

﴿أَنْکِحُوا اَلْأَیامى مِنْکُمْ وَ اَلصّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اَللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اَللّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ (سوره نور ، آیه 32 )   مردان و زنان بیهمسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بینیاز میسازد؛ خداوند گشایشدهنده و آگاه است!

  • احسان ثابت