خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

آن چه خدا می خواهد را باید بدانیم ، این جا همان جاست!
جهان اسلام آقا زیاد دارد ، خدمتگذار می خواهد !
افتخار ما این است که خدمتگذار دین خدا هستیم !

خادم الاسلام را دنبال کنید .

آخرین نظرات
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۶، ۲۲:۲۵ - یا حسین
    متشکرم
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۶، ۱۴:۰۹ - زهرا باقری
    +++

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عرفان» ثبت شده است

    میوه چینی از باغ های عالم غیب 

    خدای متعال در شریعت اسلام دعوت به تبعیت از نبی خاتم را به نهایت درجه ممکن رسانده است. چرا که اسلام ختم کلام خدا و ختم تمام شریعت هاست و پیامبر آن نیز خاتم الأنبیاء و المرسلین است به همین دلیل باید تمام تعالیم مربوط به تعالی بشر در این دین بیان شده و نقصی در آن نباشد و پیامبر آن نیز کامل ترین و برترین الگوی بشری باشد ،

  • احسان ثابت

کیفیت سلوک الی الله -قسمت اول

 

سلام بر دوستان خدا و سلام بر طالبان خدا ، آنان که در راه وصال خدای متعال هزاران سوال بی جواب داشته و در پی یافتن جواب آنها سر از پای نمی شناسند و سلام بر آنان که در  دل شب ها آن هنگام که در  خیالاتشان به دنبال یافتن و به تصویر کشیدن راه سعادت و لقاء دوست بوده و در روزهای گرم روزه دار و خائف بدنبال راه وصال حبیب  و نجات از بند دنیای غدار اند .

ای دوستان عزیز که شوق یافتن راه وصال دوست سراسر وجودتان را گرفته است  قدر  این حال  ملکوتی ، و این سوالات مقدس را که سالیانی است با خود به همراه داشته و جوابی برایشان نیافته اید بدانید چرا  که در  دل این سوالات مقدس حرکتی عظیم و جنبشی ملکوتی نهفته است ، 

  • احسان ثابت

     

     چله نشینی برای کسب فضائل اخلاقی،قسمت دوم

    ظهور کمالات با چله نشینی

    به ما هم می گویند که «کُونوا کَالحَیَّۀِ»: مثل مثار باشید! یعنی شما هم در طول حیاتان همانند مار چله ای داشته باشید تا که پوسته و قشر حیات مادی شما افتاده و صورت زیبای  باطنتان به ظهور بیاید.

     در هر عملی باید چهل روز کوشیده و بر آن مداومت داشته باشیم ، تا آن عمل در وجود ما به ملکه ثابت نفسانی تبدیل شده و آثار آن در جانمان رسوخ کند .

  • احسان ثابت

 چله نشینی برای کسب فضائل اخلاقی-قسمت اول

مثل مار باش

 در کلمات  بعضی بزرگان وارد شده که در سفارشات اخلاقی به برخی افرادفرموده اند :«کُن کَالحَیَّۀِ»: مثل مثار باش! مراد از این کلام این نیست که همانگونه که مار نیش می زند شما نیز نیش بزنید بلکه مرادشان مطلب دیگری است !  در حیات مار خصوصیتی وجود دارد که در روایات هم به آن اشاره شده است

می گویند وقتی مار  پیر می شود، به زیر خاک رفته و چهل روز غذا نمی خورد.  بعد از چهل روز پوست  گهنه  قدیمی را انداخته و با پوست جدید ظاهر می شود و دوباره جوان می شود. مار با عزلت و گوشه نشینی و  غذا نخوردن به حالت اولیه اش برگشته و جوان می شود .

به ما هم می گویند که «کُونوا کَالحَیَّۀِ»: مثل مثار باشید! یعنی شما هم در طول حیاتان همانند مار چله ای داشته باشید تا که پوسته و قشر حیات مادی شما افتاده و صورت زیبای  باطنتان به ظهور بیاید.

مدرک چله نشینی

 بعضی می گویند چله نشینی را از کجا آورده اید؟ در جواب می گوییم خود قرآن در داستان حضرت موسی علیه السلام به چلّه نشینی موسی علیه السلام اشاره می فرماید :

 ﴿وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً (سوره أعراف‏، آیه 142) ما با موسی، سی شب وعده گذاشتیم؛ سپس آن را با ده شب (دیگر) تکمیل نمودیم؛ به این ترتیب، میعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد.

 خود خداوند متعال صراحتاً می فرماید ما موسی علیه السلام  را چهل شب به مهمانی بردیم اما نه یک مهمانی عادی! آن مهمانی همراه تجملات و  تعارفاتی که ما گرفتار آنها هستیم  نبوده، بلکه آن مهمانی به صورت یک تحول عمیق درونی در وجود حضرت موسی علیه السلام بود که با آن تحول، قابلیت افاضات والا و برتر الهی را کسب نمود و در نتیجه تورات بر ایشان نازل شد ! 

 و به ما هم فرمودند :

﴿ أُولئِکَ اَلَّذِینَ هَدَى اَللّهُ فَبِهُداهُمُ اِقْتَدِهْ (سوره أنعام‏، آیه 90)   آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن!

یعنی شما هم مانند موسی علیه السلام به میقات آمده و چله نشینی کنید تا بر شما هم نور نازل شود !!

از این بیانات فهمیده می شود ، نه تنها چله نشینی امری مشروع و جائز است بلکه مورد توجه خدای متعال بوده و از ما هم مانند موسی  علیه السلام چلّه نشینی می خواهد !

جوان شدن با چله  نشینی

 بنابر این اگر  بعضی از رفتار های ما هم چهل روز برای خدا بوده و با ریاضت های شرعیه لباس چرکین اخلاق رذیله را از تن جانمان بیالاییم  جوان شده و مانند موسی علیه السلام از عالم غیب نزولاتی  بر ما  نیز نازل می شود  ، خود خدای متعال در مورد موسی علیه السلام می فرماید :

 ﴿وَ لَمّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اِسْتَوى آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذلِکَ نَجْزِی اَلْمُحْسِنِینَ(سوره قصص، آیه 14)    هنگامی که (موسی) نیرومند و کامل شد (و قوای وجودی اش تسویه یافت )، حکمت و دانش به او دادیم؛ و محسنین را نیز  این گونه جزا می‌دهیم!

یعنی اگر ماهم مانند موسی علیه السلام  به مقام محسنین برسیم به ما هم از عالم بالا افاضه می شود

 ما هم می توانیم جوان شده و به فتوت  و جوانمردی برسیم  اما باید راه آن را بدانیم ،

« سُلَیْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْهُذَلِیِ‏ قَالَ: قَالَ لِی جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیه السلام یَا سُلَیْمَانُ مَنِ الْفَتَى قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ الْفَتَى عِنْدَنَا الشَّابُّ قَالَ لِی أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ کَانُوا کُلُّهُمْ کُهُولًا فَسَمَّاهُمُ اللَّهُ فِتْیَةً بِإِیمَانِهِمْ یَا سُلَیْمَانُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ اتَّقَى‏ فَهُوَ الْفَتَى‏»(تفسیر العیاشی، ج‏2، ص: 323)سلیمان بن جعفر همدانى می گوید: امام جعفر صادق علیه السلام   به من فرمود: اى سلیمان! «فتى» (جوانمرد) کیست؟ گفتم: جانم فداى تو باد، فتى در نزد ما به معناى جوان است. گفت: آیا نمى‏ دانى که اصحاب کهف همه پیر بودند، لیکن خدا به سبب ایمانشان آنان را فتى و جوانمرد خواند؟ اى سلیمان! هر که به خدا ایمان آورد و پرهیزگار شود، پس او جوانمرد است.

  مراد از فتی این  معنا است  نه کسی که موی سر و صورتش سیاه و سیمایش زیبا باشد . خدای متعال در مورد اصحاب کهف فرمود :

﴿إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً (سوره کهف ، آیه 13)    آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و ما بر هدایتشان افزودیم.

آنان چون اهل ایمان بودند خدا می فرماید آنها را بالا بردیم تا حیات و سرگذشت عجیب ایشان معجزه و نشانه ای برای عالمیان شد.

 به ما هم گفته اند در هر عملی باید چهل روز بکوشید و بر آن مداومت داشته باشید ، تا آن عمل در وجود ما به ملکه ثابت نفسانی تبدیل شده و آثار آن در جانمان رسوخ کند .

  • احسان ثابت

در حلقه اذکار در آی !!

 

خدای متعال انسان را موجودی جاری در بستر عالم طبیعت خلق نمود که از منبع فیض عالم هستی جان یافته و به حرکت در آمد و نهایتا  به سرچشمه انسانیت در عالم ملکوت می ریزد ، او را کادح الی الرب نامید و فرمود :

 ﴿یا أَیُّهَا اَلْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلى رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیهِ (سوره انشقاق‏، آیه 6) ای انسان! تو با تلاش و رنج بسوی پروردگارت می‌روی و او را ملاقات خواهی کرد!

 انسان در عالم سیر کرده و به منبع هستی می رسد که

  ﴿إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ  (سوره بقرة، آیه 156) ما از خدائیم؛ و به سوی او بازمی‌گردیم!

اما این راه بی نهایت را چگونه باید طی نمود ، راه کدام است ؟؟

کدامـین فکر ما را شـرط راه است

 

  چـرا گـه طاعـت و گـاهی گناه است

کـه باشم مـن مرا از مـن خبر کن

 

 چـه معنی دارد انـدر خـود سـفر کـن

مسافر چـون بود رهـرو کدام است

 

 که را گویـم کــه او مـرد تمـام است

که شـد بر سـر وحدت واقـف آخـر

 

 شـنـاسـای چــه آمــد عـارف آخـر

اگر معروف و عارف ذات پاک است

 

 چه سودا بر سر این مشت خاک است

 

 

(گلشن راز شیخ محمود شبستری - بخش 2)

باید از خاک دل برید و به افلاک نگریست ، ما آسمانی هستیم و به آنجا می رویم

هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست 

ما به فـلـک می‌رویـم عزم تماشا که راست

ما به فـلـک بوده‌ایم یـار مـلـک بـوده‌ایـم

باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست

خود ز فـلـک برتریـم وز ملـک افـزونتریم

زیـن دو چرا نـگذریم منـزل ما کبـریاست

گوهـر پاک از کـجا عالـم خـاک از کـجـا

بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست

 

(دیوان شمس -غزل شماره 463)

در این راه باید همه  چیز غیر خدا را از خود دور کرد و در ذکر او غرق شد ، قلب را باید خاننه محبوب حقیقی قرار داد ، در این هنگام است که خدای متعال همه امور انسان را بر عهده گرفته و او را در تمام عوالم سیر داده و نهایتا به لقاء خودش می رساند  ، فرمود :

 

«أَیُّمَا عَبْدٍ اطَّلَعْتُ عَلَى قَلْبِهِ فَرَأَیْتُ الْغَالِبَ عَلَیْهِ التَّمَسُّکَ بِذِکْرِی تَوَلَّیْتُ سِیَاسَتَهُ وَ کُنْتُ جَلِیسَهُ وَ مُحَادِثَهُ وَ أَنِیسَهُ(عدة الداعی و نجاح الساعی، ص: 249) خداى تعالى فرمود: بر دل هر عبدى مطلع شوم و ببینم که در بیشتر اوقات چنگ به یاد من زده است، خودم تربیت او را بعهده مى‏ گیرم و همنشین او مى‏ گردم و با او گفتگو مى ‏کنم و به او انس مى ‏گیرم.

 

هم چنین فرمود :

« إِذَا عَلِمْتُ‏أَنَّ الْغَالِبَ عَلَى عَبْدِیَ الِاشْتِغَالُ بِی نَقَلْتُ شَهْوَتَهُ فِی مَسْأَلَتِی وَ مُنَاجَاتِی فَإِذَا کَانَ عَبْدِی کَذَلِکَ فَأَرَادَ أَنْ یَسْهُوَ حُلْتُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ أَنْ یَسْهُوَ أُولَئِکَ أَوْلِیَائِی حَقّاً أُولَئِکَ الْأَبْطَالُ حَقّاً أُولَئِکَ الَّذِینَ إِذَا أَرَدْتُ أَنْ أُهْلِکَ الْأَرْضَ عُقُوبَةً- زَوَیْتُهَا عَنْهُمْ مِنْ أَجْلِ أُولَئِکَ الْأَبْطَالِ.»(عدة الداعی و نجاح الساعی، ص: 250)  خداى سبحان مى‏ فرماید: وقتى بدانم که بنده‏ام غالبا اشتغال خاطر به من دارد، هوسش را در درخواست و مناجات قرار مى ‏دهم، وقتى چنین شد اگر بنده ‏ام خواست غافل شود بین او و غفلتش فاصله مى ‏اندازم.و دوستان واقعى من ایشان هستند و ایشان پهلوانان واقعى مى ‏باشند و کسانى هستند که اگر خواستم اهل زمین را هلاک نمایم عذاب را به خاطر این بزرگمردان از مردم زمین برمى ‏دارم.

 

پس ای دوستان بیایید داخل در زمره ذاکران الله تعالی شویم ، ذکری که نه فقط زبان به نام حبیب بلغزد ، بلکه در همه شئون خود غرق در یاد خدا شویم و همه اعمالمان یاد حبیب باشد . این جاست که به مقام « ذاکر الله و مذکورَه » می رسیم ، مقامی که هم ما خدا را یاد می کنیم و هم خدا ما را :

 ﴿اُذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ (سوره بقرة، آیه 152)   به یاد من باشید، تا به یاد شما باشم! 

تو با ترک گناهان یک قدم در وادی ذکر خدا حرکت کن

تا خدا باشوق ده قدم به سوی تو آید  !!

برخیز و از هم اکنون راهت را تغییر بده ، برخیز !!!

 

خادم الاسلام احسان ثابت

‏15/‏01/‏2017 03:21 ب.ظ

 

 

خواننده گرامی به خادم الاسلام خوش آمدید !

لطفا به منظور بهتر شدن خدمات پس از مطالعه مقالات به آنها نظر دهید ! 

 

 

 

  • احسان ثابت