خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

آن چه خدا می خواهد را باید بدانیم ، این جا همان جاست!
جهان اسلام آقا زیاد دارد ، خدمتگذار می خواهد !
افتخار ما این است که خدمتگذار دین خدا هستیم !

خادم الاسلام را دنبال کنید .

آخرین نظرات
  • ۲۴ ارديبهشت ۹۸، ۱۳:۳۸ - حمدان مقدم
    احسنت
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۶، ۲۲:۲۵ - یا حسین
    متشکرم
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۶، ۱۴:۰۹ - زهرا باقری
    +++

بازکردن کام نوزاد با  تربت امام حسین علیه السلام 

 

بعد از آن که کودک آرام گرفت و سختی های زایمان برطرف شد مستحب است قبل از این که نوزاد شیر بنوشد با نام خدای سبحان، کام او را با تربت امام حسین علیه السلام یا با خرما همراه آب فرات یا آب باران متبرک کنند .

از امام صادق علیه السلام این گونه روایت شده که فرمودند :

«حَنِّکُوا أَوْلادَکُمْ بِماءِ الْفُراتِ وَ بِتُرْبَتِ الحُسَیْنِ علیه السلام فَإِنْ لَّم یَکُنْ فَبِماءِ السَّمآءِ»( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 24)کام نوزادان خویش را با آب فرات و تربت امام حسین علیه السلام بردارید و باز کنید، و اگر ممکن نشد با آب باران .

 هم دنین در برخی روایات خرما سفارش شده است. نقل شده که امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمود :

« حَنِّکُوا أَوْلَادَکُمْ بِالتَّمْرِ هَکَذَا فَعَلَ النَّبِیُّ ص بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ علیهما السلام » ( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 24) کام نوزادان خویش را با خرما باز کنید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کام امام حسن و امام حسینعلیه السلام را این چنین گشود.

البته بنابر نقل خدای متعال در داستان ولادت حضرت عیسی علیه السلام  نیز حضرت مریم سلام الله علیها اولین غذایی که میل نمودند خرما بوده است و بعید نیست که بر اساس روایات وارده ایشان نیز با همان تمر کام عیسی علیه السلام  را باز کردند .

در قرآن فرمود :

  ﴿هُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ اَلنَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَیْکِ رُطَباً جَنِیًّا (سوره مریم  ، آیه 25 )  این تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازهای بر تو فرو میریزد!

بر این اساس لازم است شیعیان و محبین اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نیز در این امور  به آن ذوات مقدس اقتدا نمایند ، مخصوصا در کام برداشتن فرزندان با تربت کربلا ، که در آن آثار عظیمی نهفته است ، شاید سر آن که رسول اکرم صلی الله علیه و آله  کام حسنین علیهما السلام را با تمر برداشتند این بود که تا آن زمان تربت کربلا آن قدر مقدس نشده بود اما بعد از واقعه عاشورا روایات دیگر که کام برداشتن با غیر تربت را سفارش  می نمودند  تخصیص خورده اند ، لذا تربت امام حسین علیه السلام  بر کام برداشتن کودکان از اولویت برخوردار است که باید به آن توجه ویژه نمود .

خددای متعال سرّ عظیمی در تربت سالار شهیدان نهاده است ، امر به کام برداشتن با کودک آن تربت می نماید و در دوران حیات نیز تسبیح تربت به دست گرفتن را از نشانه های مومنین بر شمرده و در هنگام دفن  نیز امر به نهادن تربت آن حضرت بر دهان میت نموده است ، خدا می داند که در این امر عظیم چه سرّی نهفته است .  لذا باید اعتماد کرده و این آداب را بجا بیاوریم .

  • احسان ثابت

غسل ولادت

وقتی که نوزاد قدم به عالم گذاشت مستحب است که او را با نام خدا بردارند و غسل ولادت بدهند. از نظر اسلام و فتوای فقها و مراجع تقلید غسل دادن نوزاد مستحب است، اگر چه در روایات کلمه ی واجب آمده است که عبارت است از انجام غیر الزامی.

 امام صادق علیه السلام فرمود :

«غُسْلُ الْمَوْلُودِ واجِبٌ»( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏3، ص: 40) «غسل و شستشوی نوزاد واجب است (= مستحب است).»

 فقها از کلمه ی واجب، استحباب مؤکّد را منظور کرده اند.

در روایتی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله در مورد ضرورت شتن کودکان این گونه وارد شده است که فرمودند :

« اغْسِلُوا صِبْیَانَکُمْ مِنَ الْغَمَرِ فَإِنَّ الشَّیْطَانَ یَشَمُّ الْغَمَرَ فَیَفْزَعُ الصَّبِیُّ فِی رُقَادِهِ وَ یَتَأَذَّى بِهَا الْکَاتِبَانِ( عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص: 69) (دست و روى )فرزندانتان را از چربى و بوى طعام بشوئید و پاکیزه کنید زیرا شیطان بوى چربى را میشنود و در خواب، کودک را بوحشت مى ‏اندازد و فرشتگان موکّل او آزار مى‏بینند.

هر چند که این بیان نورانی در مورد غذا خوردن کودکان است اما علتیکه در آن ذکر شده و آثار آن قابل توجه است که شیطان به هر نوع کثیفی  و پلیدی علاقه داشته و همان موجب نزدیک شدن او به کودکان و اذیت کردن ایشان می شود ، بنابر این حدیث ضرورت شستن نوزاد در ابتدایی ترین لحظات حیاتش روشن می شود.

البته باید شرایط محیطی  و جسمی نوزاد را نیز مورد توجه قرار داد ، مبادا در زمانی که هوا از نظر برودت سرد است او را شست چرا که موجب بیماری او می شود و هم چنین باید در نظر داشت که کودک خللی نداشته باشد که آب  و شستن برای او ضرر داشته باشد ، هم چنین این کار را باید فردی انجام دهد که تخصص کافی برای آن داشته باشد ، تا مبادا اتفاق ناگواری سلامت کودک را تهدید کند .

البته برخی خانواده ها رسم بر آن دارند که کودک را تا چندین هفته بعد از ولادتش نمی شویند ، لازم است دانسته شود که این کار درست نیست و مخالف دستورات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام می باشد ، لذا باید تا جاییکه امکان دارد در انجام این کار تعجیل به عمل آید . 

هم چنین بعد از شستن نوزاد مستحب است که نوزاد را با پارچه ی حلال، پاکیزه و سفید بپوشانند. ! چنان چه در روایتی وارد شده که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پارچه ی زرد را از بدن امام حسن علیه السلام برداشت و پارچه ی سفید خواست و امام حسن علیه السلام را با پارچه ی سفید پوشاند(وسائل الشیعه:ج 15،ص142.)

  • احسان ثابت

     نهى از دوست نداشتن دختران‏

     

    در قبل بیان شدکه دختر در دین مبین اسلام از جایگاه رفیعی برخوردار است بلکه شأن انسانی اقتضاء این اکرام را دارد و در این امر تفاوتی بین زن و مرد و دختر  و پسر نیست اما در اثر جاهلیت افراد بشر و تعصبات و توهمات آلوده ایشان برخی از انسانها را بر برخی دیگر فضیلت داده و برخی از خصوصیات انسانها را ملاک برتری بر سایر افراد می پنداشته اند ، به همین دلیل نوع افراد در جاهلیت قدیم و هم چنین در جاهلیت نوین میل به داشتن فرزند مذکر دارند و از فرزند دختر خوششان نمی آید ،خدای متعال از این واقع خبر می دهد :

    «وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى‏ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ* یَتَوارى‏ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلى ‏هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ أَلا ساءَ ما یَحْکُمُونَ».(سوره نحل ، آیه 58 و 59 )   هرگاه یکى از آنان را به [زاده شدن‏] دختر مژده آورند، چهره‏اش سیاه مى‏گردد، در حالى که خشم (اندوه) خود را فرو مى‏خورد. از بدىِ آنچه بدو بشارت داده شده، از قبیله [خود] روى  مى‏پوشاند، آیا او را با خوارى نگاه دارد، یا در خاک پنهانش کند؟ وه چه بد داورى مى‏کنند.

    اما دین اسلام با این عقیده باطل مبارزه نموده و در خلال بیان اشتباه بودن  این بی اعتنایی و  بی رغبتی به دختران به ارزش  و جایگاه آنان پرداخته تا افراد بشر از آن عقیده باطل خود بازگردند . 

      پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود :  

     « لا تَکرَهوا البَناتَ؛ فإنَّهُنَّ المُؤنِساتُ الغالِیاتُ.» (نهج الفصاحة  ص: 674)دختران را بد ندانید؛ زیرا آنها مونس‏هاى گرانبهایى هستند.

    باز فرمودند : 

    «مَنْ‏ کَانَتْ‏ لَهُ‏ ابْنَةٌ وَاحِدَةٌ کَانَتْ خَیْراً لَهُ مِنْ أَلْفِ حَجَّةٍ وَ أَلْفِ غَزْوَةٍ وَ أَلْفِ بَدَنَةٍ وَ أَلْفِ ضِیَافَةٍ»(مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏15، ص: 115) هر کس یک دختر داشته باشد آن دختر برای او بهتر است از هزار حج و هزار جهاد و هزار قربانی  و هزار مهمانی دادن در راه خدا .

     «  مَن کانَت لَهُ ابنَةٌ فأدَّبَها وأحسَنَ أدَبَها، وعَلَّمَها فأحسَنَ تَعلیمَها، فأوسَعَ علَیها مِن نِعَمِ اللَّهِ الّتی أسبَغَ علَیهِ کانَت لَهُ مَنَعَةً وسِتراً مِن النّارِ» .( کنز العمّال: 45391.) هرکه دخترى داشته باشد و او را نیکو تربیت کند و به‏خوبى آموزش دهد و از نعمت‏هایى که خداوند ارزانیش کرده او را به وفور بهره‏مند سازد، آن دختر براى وى بازدارنده‏اى در برابر آتش دوزخ خواهد بود.

    هم چنین در برخی روایات به آثار ویژه ای که در دختران بوده و در پسران کمتر مشاهده می شود اشاراتی شده است ، که همه آنها انسان را به داشتن دختر راغب می کند .

    رسول اکرم صلی الله علیه و آله  فرمودند :

    « البَناتُ هُنَّ المُشفِقاتُ المُجَهَّزاتُ المُبارَکاتُ» .[1]این دخترانند که دلسوز و مددکار و بابرکت اند.

     بر همین اساس در دستورات دینی نه تنها از داشتن دختر نهی نشده است بلکه همگان را ترغیب به داشتند دختر می کنند ، البته برخی افراد با ذکر این گونه احادیث به راه نیامده و هم چنان نسبت به دختر داشتن کراهت دارند ، این جاست که اولیاء الهی برای توجیه و تربیت ایشان استدلال های عاقلانه می آورند تا ایشان را توجیه کنند ، نقل شده که :

     « الإمام الصّادق علیه السلام- لِرجُلٍ رآهُ مُتَسَخِّطاً مِن جارِیَةٍ وُلِدَت لَهُ-: أرأیتَ لَو أنّ اللَّهَ تبارکَ وتعالى‏ أوحى‏ إلَیکَ أنْ أختارَ لَکَ أو تَختارَ لِنَفسِکَ، ما کُنتَ تَقولُ؟ قالَ:کُنتُ أقولُ: یا رَبِّ تَختارُ لی، قالَ: فإنّ اللَّهَ قَدِ اختارَ لَکَ» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 6) امام صادق علیه السلام به مردى که از به دنیا آمدن دخترى براى خود ناراحت بود فرمود: به من بگو، آیا اگر خداوند تبارک و تعالى به تو وحى مى‏کرد که: «من برایت انتخاب کنم یا خودت انتخاب مى‏کنى» چه مى‏گفتى؟ عرض کرد: مى‏گفتم: پروردگارا! تو برایم انتخاب کن. حضرت فرمود: حالا هم خدا براى تو انتخاب کرده است.

     

    [1] ( 4). کنز العمّال: 45399.

  • احسان ثابت

    ارزش دختر در اسلام

     

    دختر در فرهنگ اسلامی از ویژگی ها و جایگاه خاصی برخوردار است. در منابع اسلامی با تعبیرات جالبی چون ریحانه (گل)، قواریر (بلور)، حسنات (نیکی ها( و بهترین فرزندان از او یاد شده است.

    پیامبر گرامی اسلام درباره دختر نازنین خود فاطمه زهرا فرمود : «ریحانه اشمها1: ریحانه ای است که می بویم او را.

    « بُشِّرَ النَّبِیُّ ص بِابْنَةٍ فَنَظَرَ فِی وُجُوهِ أَصْحَابِهِ فَرَأَى الْکَرَاهَةَ فِیهِمْ فَقَالَ مَا لَکُمْ رَیْحَانَةٌ أَشَمُّهَا وَ رِزْقُهَا عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ  ‏» (من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 481) به پیغمبر صلی الله علیه و آله  بشارت دخترى دادند، به اصحاب نگریست، آثار کراهت در چهره آن‏ها مشاهده کرد، فرمود: چه مى‏شود شما را؟ گلى است که من مى‏بویم و خدا روزى او را میدهد.

     

    و  صادق آل محمد علیه السلام  نیز  فرمود: 

     

    «الْبَنَاتُ حَسَنَاتٌ وَ الْبَنُونَ نِعْمَةٌ فَإِنَّمَا یُثَابُ عَلَى الْحَسَنَاتِ وَ یُسْأَلُ عَنِ النِّعْمَةِ.»( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 6)دختران حسنات و نیکی اند و پسران نعمت، همانا بر حسنات ثواب شود و از نعمت سؤال می شود.

    و پیامبر اسلام فرمود:

    «خَیْرُ أَوْلَادِکُمُ‏ الْبَنَاتُ»‏.(مکارم الأخلاق، ص: 219) بهترین اولاد شما دخترانند .

    خود پیامبر آن قدر به دخترش، حضرت فاطمه، احترام می گذاشت که مردم تعجب می کردند و با تمام مقامی که داشت، دست دخترش را می بوسید و به هنگام مراجعت از سفر، نخستین کسی که دیدار می کرد دخترش فاطمه بود و هنگامی که می خواست به سفر برود، از آخرین خانه ای که خداحافظی می کرد، خانه فاطمه (ع) بود.

    از رسول اکرم صلی الله علیه و آله  نقل شده که فرمودن :

    «مَنْ کَانَتْ لَهُ ابْنَةٌ فَهُوَ مَفْدُوحٌ‏ وَ مَنْ کَانَتْ لَهُ ابْنَتَانِ فَیَا غَوْثَاهْ بِاللَّهِ وَ مَنْ کَانَتْ لَهُ ثَلَاثٌ وُضِعَ عَنْهُ الْجِهَادُ وَ کُلُّ مَکْرُوهٍ وَ مَنْ کَانَ لَهُ أَرْبَعٌ فَیَا عِبَادَ اللَّهِ أَعِینُوهُ یَا عِبَادَ اللَّهِ أَقْرِضُوهُ یَا عِبَادَ اللَّهِ ارْحَمُوهُ »( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 6) هر که یک دختر دارد؛ او در مشقت است، و هر که دو دختر دارد، یاری خدا بر او، و هر که سه دختر دارد، از او جهاد برداشته است، و هر که چهار دختر دارد، اى بندگان خدا او را کمک کنید، باو قرض دهید، باو ترحم آرید.

    هم چنین آن حضرت صل  الله علیه و آله   فرمود:

    « مَنْ عَالَ ثَلَاثَ بَنَاتٍ أَوْ ثَلَاثَ أَخَوَاتٍ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ اثْنَتَیْنِ قَالَ وَ اثْنَتَیْنِ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ وَاحِدَةً قَالَ وَ وَاحِدَةً.»( مکارم الأخلاق، ص: 219)هر که سه دختر یا سه خواهر داشته باشد، بهشت بر او واجب شود، پرسیدند یا رسول اللَّه (ص)! و نیز اگر کسى دوتا داشته باشد؟، فرمود: و اگر دو دختر هم داشته باشد. پرسیدند اگر چه یک دختر داشته باشد؟ فرمود اگر چه یک دختر داشته باشد.

  • احسان ثابت

    رعایت عدالت میان فرزندان‏

     

    یکی از اموری که از ابتدایی ترین دوران تربیت فرزندان تا آخرین مراحلی که با خانواده در ارتباط هستند رعایت عدالت میان ایشان است ، والدین باید به مساوات و برابری میان فرزندان رفتار کنند تا مبادا از سر حسادت رفتار های ناهجاری بین ایشان بوجود آمده و موجب خسارت های جبران ناپذیری شود ، برخی اوقات مشاهده شده است که عدم رعایت عدالت و مساوات بین فرزنددان از سوی والدین موجبات عقده های درونی در فرزندان شده است به نحوی که تا آخرین دوران حیات فرزندان اثرات منفی آن ها روی شخصیت فرزندان باقی مانده است ، بر همین اساس در مجامع روایی تاکید ویژه ای در مورد رعایت عدالت و مساوات بین فرزندان شده است که در ذیل به برخی از آنها به صورت مختصر اشاره می کنیم :

    پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود :

     « اتَّقُوا اللَّهَ واعدِلوا فی‏ أولادِکُم » (کنز العمّال: 45349.) از خدا بترسید و میان‏ فرزندانتان به عدالت رفتار کنید.

      «إنّ لَهُم علَیکَ مِن الحَقِّ أن تَعدِلَ بَینَهُم، کما أنَّ لکَ علَیهِم مِن الحَقِّ أن یَبَرُّوکَ».( کنز العمّال: 45358.) حق آنان (فرزندانت) بر تو این است که میانشان به عدالت رفتار کنى، چنان که حق تو بر آنان این است که از تو اطاعت کنند.

     «اعدِلوا بَینَ أولادِکُم فی النُّحْلِ‏، کما تُحِبُّونَ أن یَعدِلوا بَینَکُم فی البِرِّ واللُّطفِ»( کنز العمّال: 45347.)  میان فرزندان خود در عطا و بخشش به عدالت رفتار کنید، همچنان که دوست دارید آنان نیز، در احترام و محبت، میان شما عادلانه عمل کنند.

    « ساوُوا بَینَ أولادِکُم فی العَطِیَّةِ، فلَو کُنتُ مُفَضِّلًا أحَداً لَفَضَّلتُ النِّساءَ(کنز العمّال: 45346.) در عطا کردن چیزى به فرزندان خود میان آنها برابرى نهید. اگر قرار بود من یکى را برترى دهم، زنان را برترى مى‏ دادم.

     « إنّ اللَّهَ تعالى‏ یُحِبُّ أن تَعدِلوا بَینَ أولادِکُم حتّى‏ فی القُبَلِ» .( کنز العمّال: 45350.)  خداوند متعال دوست دارد که میان فرزندان خود یکسان عمل کنید، حتى در بوسیدن آنها.

    امام باقر علیه السلام فرمود در مورد ضرورت رعایت مساوات در رابطه با فرزندان این گونه می فرمایند :

      « واللَّهِ، إنّی لَاصانِعُ بَعضَ وُلْدی واجلِسُهُ على‏ فَخِذی، واکثِرُ لَهُ المَحَبَّةَ، واکثِرُ لَهُ الشُّکرَ، وإنَّ الحَقَّ لِغَیرِهِ مِن وُلدی، ولکنْ مُحافَظَةً علَیهِ مِنهُ ومِن غَیرِهِ، لِئلّا یَصنَعوا بهِ ما فَعَلَ بِیُوسُفَ وإخوَتِهِ» ‏ (تفسیر العیاشی، ج‏2، ص: 166)به خدا قسم که من گاه با یکى از فرزندانم مماشات مى‏کنم و او را روى زانویم مى‏نشانم و خیلى محبّتش مى‏کنم و قدردانى زیادى از او به عمل مى‏آورم، در صورتى که حق با فرزند دیگرم مى‏باشد.اما این کارها را براى آن مى‏کنم که این یکى را از گزند او و دیگر فرزندانم نگه دارم، تا مبادا با او همان کارى را بکنند که برادران یوسف با او کردند.

    نعمان بن بشیر می گوید :

    « أعطانی أبی عَطیَّةً، فقالَت امِّی عَمرَةُ بِنتُ رَواحَةَ: لا أرضى‏ حتّى‏ تُشهِدَ النَّبیَّ صلى الله علیه و آله، فأتَى النَّبیَّ فقالَ: إنّی أعطَیتُ ابنی مِن عَمرَةَ عَطِیَّةً فأمَرَتنی أن اشهِدَکَ، فقالَ: أعطَیتَ کُلَّ وُلدِکَ مِثلَ هذا؟ قالَ: لا، قالَ: فاتَّقُوا اللَّهَ واعدِلوا بَینَ أولادِکُم، لا أشهَدُ على‏ جَورٍ» (کنز العمّال: 45957.) پدرم به من چیزى بخشید. مادرم، عَمره دختر رواحه، گفت: راضى نمى‏شوم مگر اینکه پیامبر صلى الله علیه و آله را بر این کار گواه بگیرى.پدرم خدمت پیامبر رفت و عرض کرد: من به فرزندِ همسرم عمره پاداشى داده‏ام و مادرش به من امر کرده است که شما را گواه بگیرم. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: به همه فرزندانت چنین پاداشى داده‏اى؟ عرض کرد: نه.فرمود: از خدا بترسید و میان فرزندانتان به عدالت رفتار کنید. من بر بى‏عدالتى گواه نمى‏شوم.

     

     

     

  • احسان ثابت

    اهمیت دوست داشتن فرزند

     

    یکی از دستور العمل های سازنده دین مبین اسلام دستور مهر ورزی به هم نوعان است ، محبتی که از سر اخلاص به انسانهای مومن ارزانی می شود موجب تکامل خود فرد و جامعه ای که در آن زندگی می کند می شود ، در بین دستورات وارده در این حوزه سفارش بیشتری نسبت به ابراز محبت و مدیریت آن در بستر پر برکت خانواده شده است ، محبت به همسر و فرزندان یکی از امور اصلی قوام خانواده شمرده شده که اهمیت به آن تاثیرات بسیاری در شادابی  و نشاط محیط خانواده و ظهور استعدادهای فرزندان دارد .

    ضرورت ابراز محبت به فرزندان بیش از ابراز آن به همسر  و سایر افراد جامعه در دستور تعالیم اولیاء الهی قرار گرفته و بدان ترغیب نموده اند چرا که با محبت عاقلانه  والدین به فرزندان خمیر مایه شخصیت ایشان رنگ محبت گرفته و تا آخر عمرشان در هر محیطی که وارد شوند بذر محبت کاشته و شور و عشق بوجود می آورند .

    خلاصه آن که محبت ورزیدن به فرزندان آن اندازه اهمیت دارد که محبت والدین به فرزندانشان موجب تقرب انسان به خدا و در دایره رحمت الهی قرار گرفتن می شود 

    امام صادق علیه السلام  فرمودند :

    «إنّ اللَّهَ عَزَّوجلَّ لَیَرحَمُ العَبدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ. »( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 50)خداوند عزّوجلّ به انسان، براى محبت شدید او به فرزندش، رحم مى‏کند.

    یا آن که در روایتی دیگر این گونه وارد شده است که :

      پیامبر خدا صلى الله علیه و آله به سوى عثمان بن مظعون رفت و دید که او پسر بچه همراه خود را مى‏بوسد، فرمود: این بچه تو است؟ عرض کرد: آرى. فرمود: دوستش دارى، عثمان؟ عرض کرد: آرى به خدا، اى رسول خدا، او را دوست دارم! فرمود: آیا بر محبّتت نیفزایم؟ عرض کرد: چرا، پدر و مادرم فدایت. فرمود: « إنّهُ مَن یُرضی صَبِیّاً لَهُ‏ صَغیراً مِن نَسلِهِ حتّى‏ یَرضى‏، تَرَضّاهُ اللَّهُ یَومَ القِیامَةِ حتّى‏ یَرضى »هرکس کودک خردسالى از نسل خود را خوشحال کند، خداوند در روز قیامت او را خوشحال گرداند.( کنز العمّال: 45958.)

    برای ابراز محبت به فرزندان ابزارهای مختلفی وجود دارد ، برخی از آنها آثاری سطحی  و برخی دیگر آثاری عمیق در بر دارند ، اما در بین همه این امور بوسیدن از همه آسان تر  و اثر بخش تر است ، بوسه های از سر محبت و عشق بر گونه کودکان چنان تاثیری دارد که گاه تنا آخر عمر فرزند از یاد او نمی رود و از این که بگذریم هدیه دادن به او نیز اثرات عظیمی در او دارد ، هر اندازه که آن هدیه گرانبهاء و مفید تر باشد آثار آن نیز در شخصیت کودک بیشتر خواهد بود ، بهترین چیزی که والدین می توانند به فرزندانشان هدیه دهند آیات  نورانی قرآن است که بزرگترین عطیه الهی به بشر می باشد و آثار آن تا آخر حیات همراه او خواهد بود . این دو کار هزینه زیادی ندارد اما اجری عظیم در پی آن است که پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند :

    «مَن قَبَّلَ وَلدَهُ کَتَبَ اللَّهُ عَزَّوجلَّ لَهُ حَسَنَةً، ومَن فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللَّهُ یَومَ القِیامَةِ، ومَن عَلَّمَهُ القرآنَ دُعِیَ بالأبَوَینِ فیُکسَیانِ حُلَّتَینِ یُضی‏ءُ مِن نُورِهِما وُجُوهُ أهلِ الجَنَّةِ.»( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 49) هر که فرزند خود را ببوسد، خداوند عزّوجلّ براى او یک ثواب مى‏نویسد و هر که فرزندش را شاد کند، خداوند در روز قیامت او را شاد مى‏سازد و هر که به او قرآن بیاموزد [در روز قیامت‏] پدر و مادرش فرا خوانده مى‏شوند و دو جامه بر آنان پوشانده مى‏شود که از درخشش آن صورت بهشتیان مى‏درخشد.

    و در مقابل اهمیت ندادن به محبت ورزی نسبت به فرزندان انسان را از رحمت الهی دور می کند  ،

    روایت شده است که

    «النبی صلى الله علیه و آله‏- فی رجُلٍ قالَ: ما قَبَّلتُ صَبِیّاً قَطُّ، فلَمّا ولَّى‏ قالَ-: هذا رجُلٌ عِندی أ نّهُ مِن أهلِ النّارِ( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 50)  پیامبر خدا صلى الله علیه و آله درباره مردى که گفت: من هرگز کودکى را نبوسیده‏ام. وقتى که رفت- فرمود: این مرد در نظر من از دوزخیان است.

    شاید گفته شود چه دلیلی دارد که محبت به کودکان این اندازه اهمیت دارد ، در جواب روایت زیر را می توان شاهد آورد که دلیل ضرورت این مهر ورزی را فطرت پاک و معصوم ایشان معرفی می کند ، امام صادق علیه السلام  فرمود :

    « قالَ موسَى بنُ عِمرانَ علیه السلام: یا ربِّ؛ أیُّ الأعمال أفضَلُ عِندَکَ؟ فقالَ: حُبُّ الأطفالِ؛ فإنَّ فِطرَتَهُم على‏ تَوحیدی، فإن امِتُّهُم ادخِلْهُم برَحمَتی جَنَّتی. »( مکارم الأخلاق، ص: 237)  موسى بن عمران علیه السلام گفت: پروردگارا! کدام عمل نزد تو برتر است؟ فرمود: دوست داشتن کودکان؛ زیرا سرشت آنان بر توحید من است و اگر آنها را بمیرانم، به رحمت خود به بهشتشان مى‏ برم.

     

  • احسان ثابت

رعایت تعادل در پرداختن به امور فرزندان و خانواده 

 

تربیت و توجه به فرزندان و اهل و عیال یکی از تمور مطلوب نزد خدای متعال  و اولیاء الهی است ، اما از آن جا که رعایت اعتدال در هر امری است که آن را مطلوب می کند ، لذا در امر تربیت و توجه به خانواده نیز باید اعتدال را رعایت کرد ، نه آن اندازه بی محلی و بی توجهی که ارکان خانواده انسان از هم بپاشند و نه آن اندازه توجه که آنان را بی خاصیت و بهانه گیر بار آورد ، امیر المؤمنین علی علیه السلام در این رابطه می فرمایند :

« لا تَجعَلَنَّ أکثَرَ شُغُلِکَ‏ بأهلِکَ ووَلَدِکَ؛ فإن یَکُن أهلُکَ ووَلَدُکَ أولیاءَ اللَّهِ، فإنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أولیاءهُ، وإن یَکُونوا أعداءَ اللَّهِ فما هَمُّکَ وشُغُلُکَ بأعداءِ اللَّهِ؟! »(نهج البلاغة: الحکمة 352)تمام  اوقات و همت  خود را صرف‏ زن و فرزند خویش مکن؛ زیرا اگر آنان دوست خدا باشند، خداوند دوستانش را وا نمى‏گذارد و اگر دشمن خدا باشند، چرا باید همّ و غمت رسیدگى به دشمنان خدا باشد؟

از آن جا که وارد شده است

« خَیْرُ الْأُمُورِ أَوْسَطُهَا »( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 541) بهترین کار ها میانه ترین آنهاست .

باید در امر اداره خانواده و تربیت فرزندان حد وسط را اختیار نمود تا هم خیر دنیا و هم سعادت اُخروی برای انسان دست یافتنی شود  ، اما اگر انسان تمام همت و توجه خویش را صرف وسعت بخشیدن به اهل و عیال خود نمود و سایر حقوق و اموری که از سوی خدای متعال برای او واجب شده بود را به دلیل توجه بیش از حد به اهل  و عیالش ضایع نمود مصداق کاملی برای آیه زیر خواهد بود که خدای متعال در آن می فرماید :

﴿ تَراهُمْ یُعْرَضُونَ عَلَیْها خاشِعِینَ مِنَ اَلذُّلِّ یَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِیٍّ وَ قالَ اَلَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اَلْخاسِرِینَ اَلَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ اَلْقِیامَةِ أَلا إِنَّ اَلظّالِمِینَ فِی عَذابٍ مُقِیمٍ  (سوره شوری ، آیه 45 )  آنها را میبینی که بر آتش عرضه میشوند در حالی که از شدّت مذلّت خاشعند و زیر چشمی (به آن) نگاه میکنند؛ و کسانی که ایمان آوردهاند میگویند: «زیانکاران واقعی آنانند که خود و خانواده خویش را روز قیامت از دست دادهاند؛ آگاه باشید که ظالمان (آن روز) در عذاب دائمند!»

 پس در توجه به فرزندان و رعایت و مدیریت امور مربوط به خانواده باید حد اعتدال را در پیش گرفت و تا می توان از افراط پرهیز کرد که افراط آفت بدیبرای دین است و همه سرمایه های مادی  و معنوی انسان را از بین می برد .

پس نه افراط  و نه تفریط

  • احسان ثابت

     تلاش برای تربیت فرزند شایسته‏


    خدای متعال در قرآن کریم هنگامی که ماجرای فرزند خواستن اولیاء الهی را به تصویر می کشد می فرماید که ایشان از ما ذریه و فرزندانی صالح و طیب درخواست کردند که موجب چشم روشنی ایشان شود !

     آن جا که ابراهیم علیه السلام  خظاب به خدای متعال می فرماید

    «رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ».(سوره صافات ، آیه 100 ) اى پروردگار من! مرا [فرزندى‏] از شایستگان بخش.

    یا آنجا که زکریاء علیه السلام می گوید :

    ﴿ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ    (سوره آل عمران  ، آیه 38 )   پروردگارا! از جانب خود فرزندى پاک و پسندیده به من عطا کن، که تو شنونده دعایی .

    البته خدای متعال این درخواست را  آرزوی همه مومنان بر می شمرد آن جا که می فرماید :

    ﴿ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً   (سوره فرقان ، آیه 74 )    کسانى که مى‏گویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنىِ چشمان باشد، و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان .

    این جاست که پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود :

     «إنّ الوَلدَ الصّالِحَ رَیحانَةٌ مِن رَیاحِینِ الجَنَّةِ».(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 3) فرزند صالح، دسته گلى از گل‏هاى بهشت است.

    اگر فرزند انسان در مسیر اصلاح قرار گرفت تبدیل به سرمایه ای عظیم برای انسان می شود که نه تنها خیر آن در دنیا نصیب حال والدین می شود بلکه در آخرت نیز از آن بهره مند می شوند به همین دلیل است که امام علی علیه السلام  فرمود :

    «ما سَألتُ ربِّی أولاداً نُضْرَ الوَجهِ، ولا سَألتُهُ وَلَداً حسَنَ القامَةِ، ولکنْ سَألتُ ربِّی أولاداً مُطِیعِینَ للَّهِ وَجِلِینَ مِنهُ؛ حتّى‏ إذا نَظَرتُ إلَیهِ وهُو مُطیعٌ للَّهِ قَرَّت عَینی[1] (بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏101، ص: 98)  امام على علیه السلام: من از پروردگار خود، نه فرزندانى زیبارو خواستم و نه فرزندى خوش قد و قامت، بلکه از پروردگارم فرزندانى خواستم که فرمانبردار خدا باشند و از او بترسند تا وقتى به او نگاه کردم و دیدم از خداوند فرمان مى‏برد شاد شوم.

    حضرت ارزش صالح بودن فرزند را بالا تر از زیبایی و خوش قامت بودن او دانسته و همان را از خدای متعال درخواست می کنند ، از همین امر فهیمده می شود که بیش از آن چه که برای زیبایی و سلامت فرزندان تلاش می شود باید برای صالح شدن فرزندان تلاش  و جدیت به خرج داد تا موجبات سعادت انسان فراهم شود که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند :

    «مِن سَعادَةِ الرّجُلِ الوَلَدُ الصّالِحُ».( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 3) از خوشبختى مرد، داشتن فرزند شایسته است.

    پس باید تا جایی که می توانیم برای تربیت فرزند صالح تلاش کنیم و در این امر از هیچ امری فروگذار نکنیم . 

     

    [1] ( 3). بحار الأنوار: 104/ 98/ 66.

  • احسان ثابت

نقش پدر  و مادر در حیات فرزندان 

 

بی شک یکی از اصلی ترین عوامل سعادت و شقاوت انسانها پدران و مادران ایشان است ، ریشه های وراثتی در اخلاق  و رفتار  و کردار انسانها تاثیر دارد  ، همین دلی است که در مجموعه روایات اسلامی به انتخاب افراد مناسب برای ازدواج و فرزند آوری تاکید ویژه شده است هم در رابطه با زنان و هم در رابطه با مردان ، 

 امام صادق علیه السلام فرمود:

« تَجِبُ لِلْوَلَدِ عَلی وَالِدِهِ ثَلاثُ خِصالٍ: إِخْتِیارُهُ لِوَالِدَتِهِ وَ تَحْسِینُ اِسْمِهِ وَ ٱلمُبالَغَهُ فیِ تَأْدیبِهِ»( تحف العقول، النص، ص: 322)[از مهم ترین حقوق] برای فرزند سه حق بر پدر لازم است: مادری شایسته برای او برگزیند؛ نام نیکو برایش انتخاب کند، و در تربیت و ادب سالم او تلاش فراوان به خرج دهد .

هم چنین در بیانی دیگر از امیر بیان علی علیه السلام  وارد شده است که :

« النَّاسُ أَبْنَاءٌ الدُّنْیَا وَ الْوَلَدُ مَطْبُوعٌ‏ عَلَى حُبِّ أُمِّهِ»( غرر الحکم و درر الکلم، ص: 100) مردم فرزندان دنیا هستند و فرزند انسان بر محبت و رفتار مادر خویش سرشته شده است.

یعنی کودک به مادرش محبت دارد و همین محبت موجب تبعیت و گام نهادن در مسیر تربیتی او می شود .  آری نقش مادر مهم تر و برجسته تر از نقش پدر است.

هم چنین زنان نیز باید  مردان صالح و سالم را انتخاب کنند، زیرا فرزندان ارزنده از پدران شایسته به بار خواهند آمد.

امام باقر علیه السلام فرمود :

 «یُحْفَظُ الْأَطْفَالُ بِصَلَاحِ‏ آبَائِهِمْ‏ کَمَا حَفِظَ اللَّهُ الْغُلَامَیْنِ بِصَلَاحِ أَبَوَیْهِمَا» (تفسیر العیاشی، ج‏2، ص: 338 و بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏68، ص: 236)

«کودکان و فرزندان با شایستگی پدران شان حفظ و نگهداری خواهند شد همانگونه که خدای متعال دو کودک یتیم را (که داستانشان در سوره کهف آمده است را) بواسطه شایستگی  و ایمان والدینشان ربوبیت و حفظ نمود .

امام صادق علیه السلام  نیز فرمودند «‏ إِنَ‏ اللَّهَ‏ لَیُفْلِحُ‏ بِفَلَاحِ الرَّجُلِ الْمُؤْمِنِ وُلْدَهُ وَ وُلْدَ وُلْدِهِ »(تفسیر العیاشی، ج‏2، ص: 337)همانا خداوند با رستگاری و خوشبختی مرد مؤمن فرزندان و نوادگانش را شایسته و رستگار می سازد.

پس روشن شد که انتخاب همسر در واقع انتخاب فرزند است. با آن هم باید باور داشت که نقش مادر به مراتب بالاتر از نقش پدر خواهد بود.

چه زیباست گفته ی سعدی:

«زمین شوره سنبل بر نیارد       در او تخم عمل ضایع مگردان

امّا اگر مادر شایسته و دین دار، باتقوا، خوش اخلاق، بانظم، آگاه، خردمند، دور اندیش بود ،  فرزندِ صالح تحویل جامعه خواهد داد.

حال در مورد نقش وراثتی حالات روحی و معنوی والدین در فرزندان به داستان زیر توجه کنید

مردی بود در "مرو"، که او را "نوح بن مریم " می‌گفتند و قاضی و رئیس مرو بود و ثروتی بسیار داشت. او را دختری بود با کمال و جـمال، کـه بسیا ری از بزرگان وی را خواستگاری کـردند و پدر، در کـار دختر سخت متحیر بود و نمی‌دانست او را به که دهد. می‌گفت: اگر دختر را به یکی دهم، دیگران آزرده می‌شوند و فرو مانده بود.

قاضی، خدمتکار جوانی داشت، بسیار پارسا و دیندا ر، نامش "مبارک " بود و باغی داشت بسیار آباد و پرمیوه. روزی به او گـفت: امسال بـه تاکستان (باغ انگو ر) برو و از آنها نگهداری کن. خدمتکار برفت و دو ماه درآن باغ به کار پرداخت.

روزی قاضی به باغ آمد و گـفت: ای مبارک! خوشه‌ای انگـور بیاور. جوان، انگو ری بیاورد، ترش بود. قاضی گفت: بـرو خوشه‌ای دیگـر بیاور. آورد، باز هم ترش بود. قاضی گفت: نمی‌دانم باغ به این بزرگی، چرا انگور ترش پیش من می‌آوری و انگور شیرین نمی‌آوری؟!

مبا رک گفت: من نمی‌دانم کدام انگور شیرین است و کدام ترش!

قاضی گفت: سبحان الله! تو امروز دو ماه است که انگـور می‌خوری و هنوز نمی‌دانی شیرین کدام است؟

ای قاضی! به نعمت تو سوگند که من هنوز از این انگـور نخو رده‌ام و مزه اش را ندانم که ترش است یا شیرین!

پرسید: چرا نخو رده ای؟

گفت: تو به من گفتی که انگور نگاه دار، نگفتی که انگور بخور و من چگونه می‌توانستم خیانت کنم!

قاضی بسیار شگفت زده شد وگفت: خدا تو را بدین امانت نگـه دارد. قاضی چون دانست که این جوان، بسیار عاقل و دیندار است، گفت: ای مبا رک! مرا در تو رغبت افتاد، آنچه می‌گویم، باید انجام دهی!

گفت: اطاعت می‌کنم.

قاضی گفت: ای مبارک! مرا دختری است زیبا، که بسیاری از بزرگان او را خواستگا ری کرده‌اند، نمی‌دانم به که دهم، تو چه صلاح می‌دانی؟ مبارک گفت:

کافران در جاهلیت، در پی نسب بودند و یـهودیان و مسیحیان، روی زیبا می‌خواستند و در زمان پیامبرما، دین می‌جستند و امروز، مـردم ثروت طلب می‌کنند. تو هرکدام را خواهی اختیارکن !

قاضی گفت: من "دین " را انتخاب می‌کنم و دخترم را به تو خواهم داد، که دیندار و با امانتی.

مبارک گفت: ای قاضی! آخر من یک خدمتکارم، دخترت را چگونه به من می‌دهی و اوکی مرا می‌خواهد؟!

قا ضی گفت: برخیز وبا من به منزل بیا، تاچا ره کنم. چون به خا نه آمد ند. قاضی به مادر دختر گفت: ای زن! این خدمتکار، جوانی بسیار پارسا و شایسته است، مرا رغبت افتاد که دخترم را به او بدهم، تو چه می‌گویی؟ زن گفت: هر چه تو گویی، اما بگـذار بروم و داستان را برای دخـترم بگویم، ببینم نظر او چیست. مادر بیامد و پیغام پدر به او رسانید. دخترگفت: چون این جوان دیندار و امین است، می‌پذیرم و آنچه شـما فرمایید، من همان کنم و از حکم خدا و شما بیرون نیایم ونافرمانی نکنم! قاضی، دخترش را به مبارک داد، با ثروتی بسیار. پس از چندی، خدای تعالی به آنان پسری داد که نامش را "عبدالله بن مبارک " گـذاشتند و تـا جهان هست، حدیث او کنند به زهد و علم و پارسایی! (. خواندنیهای ادب پارسی/ 110- نصیحة الملوک، محمدغزالی/ 263، با اندکی تغییر.)

 

 

  • احسان ثابت

فرزند وسیله آزمایش الهی

در مجموعه تعالیم الهی یکی از اموری که  وسیله آزمایش انسانها معرفی شده است فرزندان انسان می باشد ، خدای متعال با فرزندان و سختی هایی که در مصاحبت و همراهی آنان بوجود می آید انسانها را آزمایش و قربال  می کند تا بندگان خوب و صالح الهی به رشد و کمال رسیده و منافقین و کافران از مسیر تعالی منحرف شوند و بر عذابشان افزوده شود .

 فرزندان انسان یکی از اموری هستند که انسان با آنها آزمایش می شود : 

﴿اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ   (سوره انفال  ، آیه 28 )  بدانید که اموال و فرزندان شما [وسیله‏] آزمایش هستند و خداست که نزد او پاداشى بزرگ است .

اگر از این آزمایش بزرگ به سلامتی عبور کردیم اجری عظیم در انتظار ماست اما اگر شکست خوردیم گرفتار عذاب  و عقوبت خواهیم شد .

این جاست که باید بسیار مراقب بود که محبت افراطی و کنترل نشده نسبت به فرندان و سایر مظاهر عالم دنیا دست و پای انسان را از حرکت به سوی کمال نبندد

﴿یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ (سوره منافقون ، آیه 9 ) اى کسانى که ایمان آورده‏اید! [زنهار] اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگردانند و هرکس چنین کند آنان خود زیانکارانند.

یکی از اموری که خدای متعال در ارتباط با فرزندان همواره امر به رعایت آن می کند تربیت صحیح فرزندان است ، این امر آن اندازه اهمیت دارد که در بسیاری از روایاتی که از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به مارسیده است دلالتی بر این مطلب وجود دارد که باید نهایت دقت در مراقبت و تربیت فرزندان را در دستور کار قرار داد ، اهل بیت علیهم السلام نه تنها این امور را به دیگران متذکر می شدند بلکه در عمل خود نیز به آن عمل می نمودند ، نقل شده است که 

﴿کانَ رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله یَخطُبُ علَى المِنبَرِ فجاءَ الحَسَنُ والحُسَینُ وعلَیهِما قَمیصانِ أحمَرانِ یَمشِیانِ ویَعثُرانِ، فنَزَلَ رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله مِن المِنبَرِ فحَمَلَهُما ووَضَعَهُما بَینَ یَدَیهِ، ثُمّ قالَ: «أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ».[1] رسول خدا صلى الله علیه و آله روى منبر مشغول ایراد خطبه بود که حسن و حسین در حالى که پیراهن قرمز رنگ پوشیده بودند و راه مى‏رفتند و به زمین مى‏خوردند، آمدند. رسول خدا صلى الله علیه و آله از منبر پایین آمد و آنها را برداشت و در کنار خود نشاند و سپس فرمود: «در حقیقت اموال و اولاد شما مایه آزمایش هستند».

مشاهده می شود که توجه اهل بیت علیهم السلام مخصوصا رسول اکرم صلی الله علیه و آله  به فرزندان خود آن اندازه بوده که حتی در منظر مردم نیز از ادای حقوق آنان کوتاهی نمی کردند .

 

[1] ( 5). بحار الأنوار: 43/ 284/ 50.

  • احسان ثابت