خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

آن چه خدا می خواهد را باید بدانیم ، این جا همان جاست!
جهان اسلام آقا زیاد دارد ، خدمتگذار می خواهد !
افتخار ما این است که خدمتگذار دین خدا هستیم !

خادم الاسلام را دنبال کنید .

آخرین نظرات
  • ۲۴ ارديبهشت ۹۸، ۱۳:۳۸ - حمدان مقدم
    احسنت
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۶، ۲۲:۲۵ - یا حسین
    متشکرم
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۶، ۱۴:۰۹ - زهرا باقری
    +++

    اصول آموزش فرزندان 3 بازی با کودکان 

    در بخش قبلی بیان شد که در  مجموعه تعالیم بیان شده از سوی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام که در  آن به دوره های زمانی آموزش کودکان اشاره شده است این دوره های آموزشی به سه بازه تقسیم شده اند :

  1. دوران آقایی که باید در آن به بازی پرداخته و هر چه می خواهد فراهم شود
  2. دوران وزارت که ما برخی مسئولیت ها بر عهده او گذاشته می شود
  3. دوران کارگری  و خدمت که باید او را به کارهای عملی گماشت و از او کار کشید 

در دوران اول که دوران آقایی فرزندان است که هفت سال زندگی ایشان است بر والدین لازم است که کودکان را از روی حکمت به بازی بگیرند ، این که بازی در شکل گیری شخصیت ایشان تاثیر دارد لذا در رابطه با بازی کودکان لازم است به چند نکته توجه شود :

  1. والدین باید با کودکان بازی کنند
  • لازم است خود والدین با کودکان بازی کنند تا اولا انرزی های ایشان تخلیه شود و گاه و بیگاه دچار اختلال رفتاری نشوند چرا که برخی از اختلال های رفتاری در کودکان به علت تخلیه نا صحیح انرژی های ایشان است ، کودکی که بازی نکند خواب او نا منظم و دیر وقت خواهد بود ، بعد از مدتی افسره شده و نمی تواند با هم سالان خود به خوبی ارتباط پیدا کند و اعتماد به نفس خود را از دست داده و خلاقیت هایش سرکوب می شود و به فعلیت نمی رسد .
  • همچنین لازم است خود والدین با فرزندان بازی کنند تا چرا که با این کار احساس لذتی به فرزند دست می دهد که موجب تقویت  ارتباط فرزند با والدین می شد و مهر  و عطوفت او با ایشان بیشتر می شود و در مراحل بعدی تربیت فرزند بیشتر به والدین اعتماد کرده و به حرفشان بهتر گوش می دهد .  از همین رو است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله  در بیانی نورانی می فرمایند :

«مَن کانَ عِندَهُ صَبِیٌّ فلْیَتَصابَ لَهُ.»( من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 483) هر کس کودکى دارد، باید با او کودکانه رفتار کند

و خود ایشان نیز به این بیان عمل می کردند از جابر نقل شده است که:

« دَخَلتُ علَى النَّبیِّ صلى الله علیه و آله والحَسَنُ والحُسَینُ علیهما السلام على‏ ظَهرِهِ وهُو یَجثو لَهُما ویَقولُ: نِعمَ الجَمَلُ جَمَلُکُما، ونِعمَ العِدلانِ أنتُما.»( بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏43، ص: 285)  بر پیامبر صلى الله علیه و آله وارد شدم. دیدم که حسن و حسین علیهما السلام بر پشت آن حضرت سوارند و پیامبر براى آنان زانو زده و خم شده است و مى‏فرماید: چه شتر خوبى دارید و چه بار خوبى هستید شما!

  1.  قرار دادن وسائل بازی مناسب در اختیار کودکان  ،

لازم است والدین توجه داشته باشند که کودکان با چه چیزی و با چه کسانی بازی می کنند ، اسباب  و وسائل بازی تاثیر بسیاری در شکل گیری شخصیت فرزندان ایفاء می کند ، کودکانی که با ابزارهای لطیف و حساس بازی می کنند معمولا در آینده روحیه آنها لطیف و احساسی خواهد شد و کودکانی که با ابزار های خشن بازی می کنند شخصیت پرخاشگر و پر هیجان خواهند داشت و این امر بدیلی تاثیر  و قرار گرفتن در جو آن اسباب بازی است . هم چنین بازی کردن با برخی وسائل می تواند مقدمات سلحشوری  و شجاعت کودکان را فراهم سازد ، از همین رواست که در تعالیم اسلامی وقتی سخن از تعلیم مهارت به فرزندان پیش می آید تعلیم شنا  و تیر اندازی مطرح می شود :

 «عَلِّموا أولادَکُم السِّباحَةَ والرِّمایَةَ».( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 47)پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: به کودکان خود شنا و تیراندازى یاد دهید.

و در روایتی دیگر علت آن را این گونه بیان می فرمایند :

«عَلِّموا بَنیکُم الرَّمیَ؛ فإنّهُ نِکایَةُ العَدُوِّ». ( نهج الفصاحة ،ص: 568) پسران خود را تیراندازى بیاموزید؛ زیرا موجب پیروزى یافتن بر دشمن است.

هر چند که این روایت به مورد خاصی اختصاص دارد اما نکته مهم این است که همین تیر اندازی موجب سلحشوری  و شجاعت فرزندان می شود .

  • احسان ثابت

اصول آموزش فرزندان 2   - مدارا با کودکان در آموزش

 

با اندکی دقت در مراحل تکامل انسانها به این نکته دست پیدا خواهیم کرد که انسان ادوار و مراحل متفاوتی را در حیات خود سپری می کند و دوره های مختلف تکامل جسمی  و روحی دارد ، همانگونه که جسم انسان از دوران کودکی تا  میان سالی و پیری دوره های مختلفی را سپری می کند در امور فکری  نیز دارای دوره های مختلف یادگیری می باشد و روح او به ترتیب قدرت یافته و رشد پیدا می کند ،بر این اساس باید بین دوران مختلف حیات انسان تفکیک قائل شد و در هر سنی به آموزش برخی امور به آن پرداخت .

انسان در هفت سال ابتدایی حیاتش به دلیل ضعف قوای ادراکی قابلیت فهم و ادراک مسائل مهم علمی و استدلالات را ندارد لذا نباید به آموزش استدلالی او اقدام کرد و باید او را رها گذاشت تا هر گونه که خود دوست دارد رشد کند و آموزش در این مرحله تنها از طریق القاء و نمایشافعال نیکو است تا فرزند اموری را که می بیند تقلید کرده و برایش ملکه شود و بعد از سپری کردن این مراحل که دوران خرد سالی است  وارد دوره دوم آموزش می شود که هفت سال دوم حیاتش یعنی دوران کودکی است می شود ، در این دوره از لحاظ فکری  و فهم آماده درک امور  فکری و علمی می شود لذا باید به تعلیم آداب  و کتب  و علوم ابتدایی به او مبادرت نمود و در هفت سال سوم نیز لازم است به تعلیم اموری که بیشتر استدلالی  و به عمل ارتباط دارند مبادرت نمود ، به این مراحل سه گانه امام صادق علیه السلام این گونه اشاره می دارند :

«الْغُلَامُ‏ یَلْعَبُ‏ سَبْعَ‏ سِنِینَ‏ وَ یَتَعَلَّمُ الْکِتَابَ سَبْعَ سِنِینَ وَ یَتَعَلَّمُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ سَبْعَ سِنِینَ.» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 47) کودک تا هفت سال بازی می کند ، پس از آن هفت سال به او نوشتن و پس از آن قرآن و احکام آموزش بدهید .

یا آن که در بیانی دیگر به مراحل سه گانه مذکور  این گونه اشاره شده است که رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود :

« الوَلَدُ سَیّدٌ سَبعَ سِنینَ، و وَزیرٌ سَبعَ سِنینَ وخادِمٌ سَبعَ سِنینَ، ، فإن رضِیتَ مُکانَفَتَهُ لإحدى‏ وعِشرینَ، وإلّا فاضرِبْ على‏ کَتِفِهِ، قد أعذَرتَ إلَى اللَّهِ فیهِ »(وسائل الشیعة، ج‏21، ص: 476)فرزند هفت سال سرور است، و هفت سال وزیر و دستیار و هفت سال نوکر. اگر در بیست و یک سالگى از کمک کار بودن او راضى بودى که خوب و گر نه بر شانه او بزن (به حال خود رهایش کن) که تو درباره او نزد خداوند معذورى.

بر این اساس لازم است مراحل تربیت را به خوبی مورد توجه قرار داد و در هر زمانی امور متناسب با قوای ظاهری  و باطنی فرزند را در رابطه با تربیت او در نظر گرفت .

  • احسان ثابت

اصول آموزش فرزندان 1- آموزش در خرد سالی 

 

خردسالی بهترین زمان برای فراگیری آداب و تعالیم است ، کودک در این سنین تاثیر پذیری  و قوه پذیرش خوبی دارد و تعالیم به خوبی در جان او رسوخ کرده و در جانش نهادینه می شوند که فرمودند :

« الْعِلْمُ‏ فِی‏ الصِّغَرِ کَالنَّقْشِ فِی الْحَجَرِ.»( کنز الفوائد، ج‏1، ص: 319) تعلیم در خردسالی همانند حکاکی بر روی سنگ است (و پایدار خواهد ماند)

بنابر این لازم است به آموزش فرزندان در خردسالی توجه ویژه ای شود .

در این رابطه لازم است به امور اساسی زیر توجه ای ویژه داشت .

اول : کودک در سنین ابتدایی بیشتر از آن چه که بواسطه شنیدن امور را بیاموزد بواسطه آن چه که می بیند تادیب می شود

یعنی دیدن تاثیر عمیقی در آموزش او ایفاء می کند بنابر این بر پدر  و مادر لازم است محیطی را که کودکان در آن حضور داشته و با آن حشر  و نشر دارند را به خوبی تحت نظر بگیرند و اموری که می توانند اثرات مخربی داشت باشند را از دیدرس فرزندان خود دور کنند ، چرا که هر آن چه کودک می بیند در جان او نقش می بندد ، بر این اساس لازم است والدین توجه ویژه ای به اعمال  و رفتار خود داشته باشند که خارج از حدود الهی و آداب انسانی نباشد و هم چنین در عصر حاضر مراقب باشند که دیدگان فرزندانشان پر از فیلم های شبکه های خارجی که مبلغ سبک زندگی غیر الهی هستند نشود تا مبادا حیات او نیز مثال آنان شود .

امیر المؤمنین علی علیه السلام در این رابطه می فرمایند :

« الإمامُ علیٌّ علیه السلام‏- للحسنِ علیه السلام-: إنّما قَلْبُ الحَدَثِ کالأرضِ الخالِیةِ ما القِیَ فیها مِنْ شی‏ءٍ قَبِلَتْهُ، فبادَرْتُکَ بالأدبِ قبلَ أن یَقْسُوَ قلبُکَ ویَشتغِلَ لُبّکَ» (نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 393)امام على علیه السلام‏- به امام حسن علیه السلام- فرمود: دل نوجوان همچون زمین خالى است که هر چه در آن افکنده شود مى‏پذیرد؛ از این رو، من پیش از آن که دلت سخت و فکرت مشغول شود به تأدیب و تربیت تو پرداختم.

 

دوم: والدین باید در انتخاب مدرسه و محیط آموزشی فرزندان دقت کافی را بکار ببرند

 این که والدین باید اهتمام ویژه ای به یادگیری کودکشان در محیط مهد کودک و دبستان داشته باشند و در انتخاب مدرسه و محیط آموزش نیز دقت کافی را بکار ببرند ، مبادا فرزندان تحت تعلیم استادی قرار بگیرند که عقائد فاسد داشته باشد که این امر می تواند بر آینده کودکان اثر منفی داشته باشد به همین دلیل است که در احادیث توجه ویژه به علم آموزی  و این که علم ازچه کسی اخذ میشود شده است

«زَیْدٍ الشَّحَّامِ‏ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام  ‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ(سوره عبس ، آیه 24 )   قَالَ قُلْتُ مَا طَعَامُهُ قَالَ عِلْمُهُ الَّذِی یَأْخُذُهُ عَمَّنْ یَأْخُذُهُ.»( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 50)زید شحام از امام باقر در باره گفتار خداى عز و جل :  باید انسان بخوراک خویش نظر داشته باشد، پرسید معنى خوراک چیست؟ فرمود: علمى را که فرا میگیرد نظر کند از که فرا میگیرد.

زیرا علم غذاى روحست و خوبش موجب صحت، و بدش باعث مرض روح میگردد ، براین اساس لازم است دقت ویژهای در امر تحصیل فرزندانمان و این که در چه محیطی قرار دارند داشته باشیم .

  • احسان ثابت

    اهمیت آموزش فرزندان

     

    از نظر اسلام ، پدر مسؤولیت سنگینی در یاد دادن علوم دینی و سایر دانش و مهارت هایی که برای زندگی فرزندش لازم است دارد . آموزش قرآن و احکام و علوم اهل بیت علیهم السلام وخواندن و نوشتن و یادگیری حرفه های لازم برای اداره زندگی از کارهایی است که پدر باید برای فرزندش انجام دهد و در ایفای این مسؤولیت مهم باید خودش متصدی آموزش شود یا برای فرزندش معلم شایسته انتخاب نماید .

    در عصر ائمه اطهار بالاخص صدر اسلام تعلیم قرآن در راس تمامی علوم قرار داشت لذا تعلیم قرآن از امور با اهمیت و راس تمامی علوم شمرده می شد لذا به همین دلیل در روایات روی تعلیم آن به صورت مخصوص حساب باز شدهاست ، این امر بدان معنا نیست که آموزش سایر امور به فرزندان مردود است بلکه در مواردی لازم است ،اما به مساله تعلیم قرآن به عنوان یکی از مصادیق اصلی تعلیم علم توجه شده است بنابر این در اهمیت آموزش به کودکان و نونهالان پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله در غالب تعلیم قرآن فرموده اند :

    « إِنَّ الْمُعَلِّمَ‏ إِذَا قَالَ‏ لِلصَّبِیِ‏ بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ وَ لِلصَّبِیِّ وَ لِوَالِدَیْهِ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ.» (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏15، ص: 166)همانا زمانی که معلم به کودک ، بسم الله یاد دهد ، برای او و کودک و پدر و مادرش آزادی از جهنم نوشته می شود .

    امام صادق علیه السلام نیز می فرمایند :

    «قال رسول الله صلی الله علیه وآله : مَنْ قَبَّلَ وَلَدَهُ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَةً وَ مَنْ فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ- وَ مَنْ عَلَّمَهُ‏ الْقُرْآنَ‏ دُعِیَ‏ بِالْأَبَوَیْنِ‏ فَکُسِیَا حُلَّتَیْنِ تُضِی‏ءُ مِنْ نُورِهِمَا وُجُوهُ أَهْلِ الْجَنَّةِ.»(وسائل الشیعة، ج‏21، ص: 475)پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند : کسی که فرزندش را ببوسد ، خدای تعالی برای او حسنه می نویسد وکسی که فرزند را شاد کند ، روز قیامت او را شاد می گرداند و کسی که به فرزندش قرآن یاد دهد ، برپدر و مادرش حله هایی از نور می پوشانند که چهره های بهشتیان از آن نورانی می گردد .

    از این احادیث فهمیده می شود که آموزش در نزد خدای متعال از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، چرا که کمال انسان در گرو آموزش  و تعلیم صحیح  است ،معمولا آن کسی که علم دارد موفق به عمل می شود و تا علم نباشد انسان نمی تواند کاری انجام دهد ، بنابراین بر والدین لازم است تا آموزش معارف الهی بالاخص قرآن کریم را که تمامی نور ها و حقائق الهی در آن وجود دارد را به فرندانشان بیاموزند و در امر آموزش صحیح سایر مهارت های فردی و اجتماعی به فرزندان  نیز توجه ویژه ای داشته باشند تا فرزندان آینده ای سرشار از موفقیت و سعادت داشته باشند .

  • احسان ثابت

نام های منتخب

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‌ 

 

یکی از مباحثی که بسیار اهمیت دارد انتخاب نام برای فرزندان است ، در مقالات قبلی به اهمیت نامگذاری الهی و تاثیر نام ها در شخصیت  فرزندان اشاره شد ، اما مطلبی که مهم است این است که  در مقام عمل از چه نام هایی می توان استفاده نمود ، به عبارت دیگر چه نام هایی شایسته هستند تا آنها را بر فرزندان خود بگذاریم ، در پاسخ به این سوال لازم است به امور زیل توجه شود

 

نام انبیاء الهی 

 

امام باقر علیه السلام در بیانی نورانی فرمود:

« أَصْدَقُ الْأَسْمَاءِ مَا سُمِّیَ بِالْعُبُودِیَّةِ وَ خَیْرُهَا أَسْمَاءُ الْأَنْبِیَاءِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ»( معانی الأخبار، النص، ص:146)  صحیح ‏ترین نامها آن است که نشانى از بندگى خدا در آن باشد، (مانند عبد اللَّه) و نیکوترین نامها، اسامى پیامبران است (صلوات اللَّه علیهم اجمعین).

با این بیان اهمیت و ارزش نام گذاری بر اساس نام انبیاء الهی روشن می شود ، چرا که ایشان انسانهایی هستند که خدای متعال ایشان را دوست دارد و هم چنین دوست دارد نام ایشان در دنیا و در بین انسانها باقی بماند . بنابر این شایسه است نام انبیاء الهی را بر فرزندان خود بگذاریم :

 چه زیبا هستند این اسماء :

«محمد» ، «ابراهیم» ، «نوح» ، «موسی » ، «عیسی » ، «روح الله» ، «یعقوب» ،«اسماعیل» ، «صالح» ، «هود»

 

نام اهل بیت علیهم السلام بهترین نام ها

در روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تاکیر بسیار زیادی بر انتخاب نام محمد و نام سائر ائمه علیهم السلام  برای فرزندان شده است  تا جایی که خود ایشان نیز دائما به این مطلب توجه ویژه ای داشته و بدان عمل میکرده اند :

امام صادق علیه السلام فرمود   :

« لَا یُولَدُ لَنَا وَلَدٌ إِلَّا سَمَّیْنَاهُ‏ مُحَمَّداً فَإِذَا مَضَى لَنَا سَبْعَةُ أَیَّامٍ فَإِنْ شِئْنَا غَیَّرْنَا وَ إِنْ شِئْنَا تَرَکْنَا.»(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 19) هیچ فرزندى از ما متولد نمى ‏شود جز آنکه نام او را محمد مى‏گذاریم و وقتى هفت روز گذشت اگر خواستیم اسم او را تغییر مى‏ دهیم و الّا بر همان اسم باقى مى ‏گذاریم‏ .

هم چنین از خود حضر رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود :

«مَنْ وُلِدَ لَهُ أَرْبَعَةُ أَوْلَادٍ وَ لَمْ یُسَمِّ أَحَدَهُمْ بِاسْمِی فَقَدْ جَفَانِی»(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 19) هر که چهار فرزند برای او متولد شود و یکی از آنها را به نام من نگذارد در حق من جفا کرده است

بر اساس فهمیده می شود که دردرجه اول بهترین نامی که شایسته است بر فرزندان گذاشته شود نام محمد و ترکیب هایی از آن است ، هم چون « محمد علی » «محمد حسن » ، «محمد حسین » ، «محمد باقر» ، «محمد جعفر» ، «محمد رضا» ، « محمد مهدی» که همه این اسامی مصادیقی از نام شریف رسول اکرم صلی الله علیه و آله  هستند و حدیث شریف نیز شامل آنها می شود .

البته این خصوصیت در نام تمامی اهل بیت علیهم السلام وجود دارد چرا که تمامی آن وجود های مقدس به منزله یک حقیقت هستند و ارزش  و اهمیت و مقام ایشان با یکدیگر تفاوتی ندارد لذا نام گذاری فرزندان به نام هر یک از آن ذوات مقدسه مانند هم است . در روایتی این چنین وارد شده است : 

شخصی به امام صادق علیه السلام  گفت :

« قِیلَ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام  جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّا نُسَمِّی بِأَسْمَائِکُمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِکُمْ فَیَنْفَعُنَا ذَلِکَ فَقَالَ إِی وَ اللَّهِ وَ هَلِ الدِّینُ إِلَّا الْحُبُّ قَالَ اللَّهُ: ﴿إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اَللّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ (سوره آل ‏عمران‏، آیه 31)  »(تفسیر نور الثقلین، ج‏1، ص: 327)  ما اسم فرزندانمان را به اسماء شما و پدرانتان می نامیم .آیا این کار برای ما نفعی می بخشد؟امام ع فرمودند بله بوالله..و آیا دین چیزی غیر از محبت است؟ خدای متعال فرمود «اگر خدا را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است.»

 بنابر این نام گذاری فرزندان به نام هر یک از اهل بیت علیهم السلام در شان و منزلت یکسان بوده و مصداقی از ابراز محبت و تبعیت از آن انسانهای الهی است .

بنابر این نام تک تک اهل بیت علیهم السلام به تنهایی و ترکیب نام های ایشان و هم چنین کنیه و لقب های ایشان می تواند نام خوبی برای فرزندان باشد ، به اسامی زیر توجه نمایید :

 «طه» ، «یس» ، «احمد»،«محمود» ،«حمید»، «محمد » ، «علی »،«ابا القاسم» ، «حیدر» ، «حسن »،«حسین» ، «حسین علی » ، «سجاد»،«طاهره » ، «مطهره » ، «راضیه »،«مرضیه » ، «صدیقه» ، «زکیه»،«ریحانه» ، «طهورا» ، «حوراء»،«انسیه» ، «حنانه» ،

علاوه بر روایاتی که در مورد اهمیت نام گذاری نام اهل بیت علیهم السلام وارد شده است روایات متعددی وجود دارد که به بیان آثار مثبت نام گذاری به نام های اهل بیت علیهم السلام می پردازد که برخی از آنها عبارت اند از :

 

رسول اکرم صلی الله علیه و آله  فرمود :

« مَا مِنْ أَهْلِ بَیْتٍ فِیهِمُ اسْمُ نَبِیٍّ إِلَّا بَعَثَ اللَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) إِلَیْهِمْ مَلَکاً یُقَدِّسُهُمْ مِنْ صَلَاةِ الْغَدَاةِ إِلَى الْعِشَاءِ »( الأمالی (للطوسی)، النص، ص:511) هیچ خانواده ای نیست که در آن نام پیامبری باشد جز آن که خدای متعال فرشته ای را به سوی ایشان می فرستد تا آنها را از نماز صبح تا نماز عشاء گرامی بدارد .

 

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

 « مَا مِنْ مَائِدَةٍ وُضِعَتْ وَ حَضَرَ عَلَیْهَا مَنِ اسْمُهُ أَحْمَدُ أَوْ مُحَمَّدٌ إِلَّا قُدِّسَ ذَلِکَ الْمَنْزِلُ فِی کُلِّ یَوْمٍ مَرَّتَیْنِ») عیون الأخبار ج 2: 29)هیچ سفره طعامى نگسترند که در میان حاضرین فردى به نام احمد و یا محمّد باشد مگر اینکه آن منزل روزى دو بار تقدیس، یعنى پاکیزه و تطهیر شود

 

رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله‏ فرمود :

«مَا مِنْ قَوْمٍ کَانَتْ لَهُمْ مَشُورَةٌ فَحَضَرَ مَعَهُمْ مَنِ اسْمُهُ مُحَمَّدٌ أَوْ حَامِدٌ أَوْ مَحْمُودٌ أَوْ أَحْمَدُ فَأَدْخَلُوهُ فِی مَشُورَتِهِمْ إِلَّا خِیرَ لَهُمْ ») عیون الأخبار ج 2: 29): هیچ جمعى نیستند که مجلس شورا داشته باشند و در میان آنان کسى به نام محمّد و احمد [و یا حامد و محمود] باشد و او را داخل کنند. و رأیش را جزء آراء به حساب آورند جز اینکه آن مشورت براى آنان نیکو نتیجه دهد.

 

 امام رضا علیه السلام  فرمود :

«الْبَیْتُ الَّذِی فِیهِ اسْمُ مُحَمَّدٍ یُصْبِحُ أَهْلُهُ بِخَیْرٍ وَ یُمْسُونَ بِخَیْرٍ »(وسائل الشیعة، ج21، ص:349) خانه ای که در آن نام محمد باشد اهلش به خیر صبح و شام می کنند .

 

امام کاظم علیه السّلام‏ فرمود :

«‏ لَا یَدْخُلُ الْفَقْرُ بَیْتاً فِیهِ اسْمُ مُحَمَّدٍ أَوْ أَحْمَدَ أَوْ عَلِیٍّ أَوِ الْحَسَنِ أَوِ الْحُسَیْنِ أَوْ جَعْفَرٍ أَوْ طَالِبٍ أَوْ عَبْدِ اللَّهِ أَوْ فَاطِمَةَ مِنَ النِّسَاءِ» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 19) فقر داخل خانه‏ اى که در آن نام محمد و یا احمد و یا على و یا حسن و یا حسین و یا جعفر و یا طالب و یا عبد الله و یا فاطمه باشد نمى ‏شود.

 

راوی می گوید:

«أَرَادَ أَبُو جَعْفَرٍ ع الرُّکُوبَ إِلَى بَعْضِ شِیعَتِهِ لِیَعُودَهُ . فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى بَابِ الدَّارِ خَرَجَ عَلَیْنَا ابْنٌ لَهُ صَغِیرٌ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع مَا اسْمُکَ قَالَ مُحَمَّدٌ قَالَ فَبِمَا تُکَنَّى قَالَ بِعَلِیٍّ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع لَقَدِ احْتَظَرْتَ مِنَ الشَّیْطَانِ احْتِظَاراً شَدِیداً إِنَّ الشَّیْطَانَ إِذَا سَمِعَ مُنَادِیاً یُنَادِی یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُّ ذَابَ کَمَا یَذُوبُ‏ الرَّصَاصُ‏ حَتَّى إِذَا سَمِعَ مُنَادِیاً یُنَادِی بِاسْمِ عَدُوٍّ مِنْ أَعْدَائِنَا اهْتَزَّ وَ اخْتَالَ.»(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 20)  روزی امام باقر علیه السلام اراده رفتن به سوی برخی از شیعیانش را نمود تا آن را بازگرداند ، در راه کودکی به ما بر خورد امام علیه السلام    به بچه فرمودند: اسمت چیست؟ بچه گفت: محمد. حضرت فرمودند کنیه تو چیست؟ گفت: ابوعلی. حضرت فرمودند: با این اسم و این کنیه دیگر شیطان به تو نمی تواند دسترسی پیدا کند. بعد حضرت فرمودند: زمانی که شیطان می شنود به کسی محمد یا علی می گوید، شیطان ذوب می شود همانطور که مس و سرب ذوب می شود، و به همین شکل می ماند تا زمانی که اسمی از دشمنان ما را می شنود، که در آن زمان به حال می آید و دوباره مشغول به نیرنگ و گمراهی مردم می شود.

 

 

راوی میگوید :

«کُنْتُ جَلِیساً لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع بِالْمَدِینَةِ فَفَقَدَنِی أَیَّاماً ثُمَّ إِنِّی جِئْتُ إِلَیْهِ فَقَالَ لَمْ أَرَکَ مُنْذُ أَیَّامٍ یَا أَبَا هَارُونَ فَقُلْتُ وُلِدَ لِی غُلَامٌ فَقَالَ بَارَکَ اللَّهُ لَکَ فَمَا سَمَّیْتَهُ قُلْتُ سَمَّیْتُهُ مُحَمَّداً- فَأَقْبَلَ بِخَدِّهِ نَحْوَ الْأَرْضِ وَ هُوَ یَقُولُ مُحَمَّدٌ مُحَمَّدٌ مُحَمَّدٌ- حَتَّى کَادَ یَلْصَقُ خَدُّهُ بِالْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ بِنَفْسِی وَ بِوُلْدِی وَ بِأَهْلِی وَ بِأَبَوَیَّ وَ بِأَهْلِ الْأَرْضِ کُلِّهِمْ جَمِیعاً الْفِدَاءُ لِرَسُولِ اللَّهِ ص- لَا تَسُبَّهُ وَ لَا تَضْرِبْهُ وَ لَا تُسِئْ إِلَیْهِ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَیْسَ فِی الْأَرْضِ دَارٌ فِیهَا اسْمُ مُحَمَّدٍ إِلَّا وَ هِیَ تُقَدَّسُ کُلَّ یَوْمٍ الْحَدِیث» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 39) در مدینه من معمولا جلیس امام صادق بودم، چند روز بود که خدمت حضرت نرفته بودم. و بعد از چند روز دوباره نزد حضرت رفتم. حضرت فرمودند: چند روز است که تو را ندید؟ گفتم: خداوند به من فرزندی داده بود وگرفتار او بودم. حضرت فرمودند: مبارک باشد، چه اسمی برای او گذاشته ای؟ گفتم: محمد. حضرت به سمت زمین خم شدند و می گفتند محمد تا جایی که نزدیک بود صورت حضرت به زمین برسد و بعد فرمودند: جان خودم و اولاد خودم و اهل و عیال خودم و پدر و مادرم و تمام اهل زمین به فدای پیامبر. این بچه را نزنی و به او ناسزا نگویی و اذیت نکنی. بعد فرمودند: در زمین خانه ای نیست که اسم محمد در آن باشد مگر اینکه آن خانه در هر روزی تقدیس می شود.

 

 

 

 

  • احسان ثابت

تاثیر نام فرزندان در زندگی آنها 

 

علاوه بر این مطالب انتخاب اسم برای فرزندان نشانگر فرهنگ افراد خانواده و سطح جامعه ای است که در آن زندگی می کنند. شخصی ازامام رضاعلیه السلام سؤال کرد از این که چرا اعراب روی فرزندانشان اسامی حیوانات درنده می گذاشتند (مانند : کلب ، نمر وفهد) ؟ امام در جواب فرمودند :

«کَانَتِ‏ الْعَرَبُ‏ أَصْحَابَ‏ حَرْبٍ‏ فَکَانَتْ‏ تُهَوِّلُ‏ عَلَى الْعَدُوِّ بِأَسْمَاءِ أَوْلَادِهِمْ »( عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏1، ص: 315) چون مردم عرب اهل جنگ و نزاع بودند ، با گذاشتن اسم های جنگی روی فرزندانشان در دشمن ایجاد ترس می کردند .

مشاهده می شود که در این روایت از سوی امام علیه السلام  اشاره ای است به این مطلب که چون اعراب جاهلی وحشی  و مرتجع بوده اند اسماء نامانوس بر روی فرزندان خود می گذاشتند .

تاثیر اسم افراد - علاوه بر صاحب اسم بر شنوندگان آن اسم نیز غیر قابل انکاراست; مثلا ، کودکی را که «چنگیز» نام نهاده اند ، هنگام صدا کردن او دیگران از شنیدن اسم چنگیز به یاد جنایت های چنگیزخان مغول می افتند و احساس نفرت می نمایند ، حتی از کودکی که صرفا شباهت اسمی دارد و اصلا در گناه چنگیز مغول شریک نیست . چه بسا این کودک پس از بزرگ شدن و خواندن و شنیدن تاریخ سراسرتاریک چنگیز ، از خود و کسانی که این نام را بر او نهاده اند احساس نفرت می کند چه بسا همین نام غیر نیکو در آینده موجب شود مسیر زندگی فرزندان تغییر کند و موجبات بزهکاری ایشان را فراهم ساز

در مقابل ، اسامی زیبا ، هم در روحیه صاحب نام مؤثر است و هم در شنوندگان باعث احساس سرور و بهجت می شود و می تواند مقدمات حیاتی متعالی را برای او بوجود بیاورد ; مثلا ، نام شخصی که «عبدالله باشد ، هم برای صاحب نام آثار خوب دارد و هم شنوندگان رابه یاد بندگی و عبودیت پروردگار عالم می اندازد و چه بسا همین امر عاملی شود که او به عبودیت الهی توجه ویژه داشته باشد .

بنده راقم سطور ازحضرت استاد آیت الله شیخ علی فروغی شنیدم که می فرمودند  : افرادی که نام محمد تقی دارند حالات متفاوت و خوبی دارند .

که این امور تاثیرات نام های نیکو بر روی فرزندان است .

از همین رواست که امام باقرعلیه السلام می فرمایند :

«أَصْدَقُ‏ الْأَسْمَاءِ مَا سُمِّیَ بِالْعُبُودِیَّةِ وَ أَفْضَلُهَا أَسْمَاءُ الْأَنْبِیَاءِ.»(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 18) صادق ترین اسامی نام هایی است که حکایت از عبودیت و بندگی خدا کند و برترین نام ها اسامی انبیاست .

  • احسان ثابت

    تاثیر نام در شخصیت فرزندان 

     

    یکی از عوامل مهمی که در شکل گیری شخصیت افراد مؤثر است ، «نام آنهاست . نامگذاری و انتخاب نام شخصی ، اظهار محبت و بزرگداشت و وابستگی به صاحب اصلی آن نام است .

    علاوه این که در حدیثی از امیر المومنین علیه السلام نام نیکو بر فرزند گذاشتن یکی از حقوق پدر بر فرزندش شمرده شده است

    « حَقُّ الوَلَدِ علَى الوالِدِ أن یُحَسِّنَ اسمَهُ، ویُحَسِّنَ أدَبَهُ، ویُعَلِّمَهُ‏القرآنَ ».( نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص:546) حق فرزند بر پدر این است که نام نیک برایش انتخاب کند و او را خوب تربیت نموده و به اوقرآن یاد دهد .

    لذا باید به مقوله انتخاب نام فرزندان نه فقط به عنوان یک امر احساسی بلکه به عنوان مسئولیتی مهم توجه نمود ، چرا که نام فرزند تا آخر عمرش با او بوده و تداعی گر معانی خوب و بد برای او خواهد بود و شخصیتش را تحت تاثیر قرار می دهد ، این امر تا اندازه ای اهمیت دارد که می تواند انسان را در مسیر تعالی قرار دهد

    شخصی به امام صادق علیه السلام عرضه داشت :

    « جُعِلْتُ‏ فِدَاکَ‏ إِنَّا نُسَمِّی‏ بِأَسْمَائِکُمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِکُمْ فَیَنْفَعُنَا ذَلِکَ فَقَالَ إِی وَ اللَّهِ وَ هَلِ الدِّینُ إِلَّا الْحُبُّ قَالَ اللَّهُ‏ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ‏. »( تفسیر نور الثقلین، ج‏1، ص: 327) جانم به فدایت ، ما اسامی شما وپدران شما را بر فرزندانمان می گذاریم ، آیا این کار برای ما سودمند هست ؟ امام در جواب فرمودند :بله به خدا سوگند ! و آیا دین غیر از حب و دوست داشتن ما اهل بیت است ؟ خداوند می فرمایدای رسول ما بگو) اگر خدا را دوست می دارید ، مرا پیروی کنید که خدا شما را دوست دارد و گناه شما را ببخشد .

    امام علیه السلام این کار فرد را تایید کرده و آن را مصداقی از ابراز محبت به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بر می شمارد و بدیهی است که انسان با هر کس که دوستش دارد محشورمی شودکه فرمودند :

    «الْمَرْءُ مَعَ‏ مَنْ‏ أَحَبَ‏.»( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 127) انسان با آن کسی که دوستش دارد خواهد بود .

     بنابر این با انتخاب یک نام نیکو می توان راهی طولانی را در زمانی اندک طی کرد و با اهل بیت علیهم السلام پیوند خورد .

  • احسان ثابت

نامگذاری باید الهی باشد 

 

در مقالات قبلی گذشت که نام تاثیر بسیاری در حیات فرزندان ایفاء می کند ، به نحوی که نیکو بودن آن موجب سعادت و سوء بودن آن موجب تغییر مسیر زندگی فرزندان در مسیر نا صحیح دارد ، متاسفانه در عصر حاضر شاهد این هستیم که به علت تهاجم فرهنگی های صورت گرفته از سوی جهان غرب افراد جامعه اسلامی در سطح وسیعی میل به این پیدا کرده اند که نام های نا آشنا با فرهنگ اسلامی و اصیل بر فرزندان خود بگذارند 

لذا دو گرایش غلط در نامگذاری فرزندان رایج شده است : یکی گرایش به نام اسطوره های ایران باستان و شاهان ستمگری که تاریخ زندگی آنها سراسر چپاول و غارت و استثمار مردم است; دیگر گرایش به نام های غربی که یکی ازجلوه های تهاجم فرهنگی می باشد . امید است والدین در جامعه اسلامی بیش از پیش به این مسؤولیت مهم در نامگذاری توجه داشته باشند و در آثار نام گذاری نیکو برای فرزندانشان بیاندیشند و بدانند که با همین نام هاست که می توان با انسانهای الهی سنخیت یافته و به ایشان نزدیک شد و غفلت از این امر موجب محروم شدن از توفیقی عظیم می شود که جبران ناپذیر است

 روایات  دستور اکید بر انتخاب اسم خوب برای فرزندان شده است امام موسی بن جعفر علیه السلام می فرمایند :

« أَوَّلُ مَا یَبَرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ أَنْ یُسَمِّیَهُ بِاسْمٍ حَسَنٍ فَلْیُحْسِنْ أَحَدُکُمُ اسْمَ وَلَدِهِ.» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 18) اولین نیکی که پدر باید در حق فرزند انجام دهد این است که نام نیکو بر او بگذارد ، پس هر کدام از شما باید نام نیکو بر فرزندش بگذارد .

نام نیکو داشتن آنقدر مهم است که بر تغییردادن نام های بد نیز تاکید شده است :

امام صادق علیه السلام می فرمایند :

«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله   کَانَ یُغَیِّرُ الْأَسْمَاءَ الْقَبِیحَةَ فِی الرِّجَالِ وَ الْبُلْدَانِ. »( وسائل الشیعة، ج‏21، ص: 390)پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله پیوسته نام های زشت مردان و شهرها را تغییر می دادند .

شخصی نصرانی از اهالی روم خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله شرفیاب شد; حضرت نام او را پرسیدند ، گفت : اسم من عبدالشمس است . حضرت فرمودند :

« بَدِّلِ‏ اسْمَکَ‏ فَإِنِّی أُسَمِّیکَ عَبْدَ الْوَهَّابِ »( مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏15، ص: 128) اسمت را عوض کن ، من اسم تو را عبدالوهاب نهادم .

اگر مقتدای خود را اهل بیت می دانیم لازم است که به این داستان توجه کنیم !!

نقل شده است که معاویه مروان بن حکم را عامل مدینه قرار داد و به وى دستور داد براى جوانان مدینه جائزه‏اى بپردازد.مروان اطاعت نمود. حضرت على بن الحسین علیهما السّلام میفرماید: هنگامى که من نزد مروان رفتم گفت: نام تو چیست؟ گفتم: على بن الحسین گفت: نام برادرت چیست؟گفتم: على. مروان گفت: چه خبر است! على على؟ منظور پدرت چیست که نام کلیه فرزندان خود را على میگذارد! سپس جائزه‏اى بمن داد و من بسوى پدرم بازگشتم و جریان را برایش شرح دادم. پدرم فرمود:

« وَیْلِی عَلَى ابْنِ الزَّرْقَاءِ دَبَّاغَةِ الْأَدَمِ لَوْ وُلِدَ لِی مِائَةٌ لَأَحْبَبْتُ أَنْ لَا أُسَمِّیَ أَحَداً مِنْهُمْ إِلَّا عَلِیّاً.» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 19) واى بر پسر زن کبود چشم دباغ باد!! اگر براى من صد پسر متولد شود دوست دارم نام آنان را على بگذارم.

هم چنین نقل شده که امام کاظم علیه السّلام می فرمایند

 «در خانه‏اى که نام محمّد، یا احمد، یا على، یا حسن، یا حسین، یا طالب، یا عبد اللَّه، یا فاطمه از بین زنان باشد، فقر وارد نمى‏شود». (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 19)

 

«اسْتَحْسِنُوا أَسْمَاءَکُمْ فَإِنَّکُمْ تُدْعَوْنَ بِهَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ قُمْ یَا فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ إِلَى نُورِکَ وَ قُمْ یَا فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ لَا نُورَ لَکَ»(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 19)«براى فرزندانتان نام نیکو انتخاب کنید، چون روز قیامت با همان نامها خوانده مى‏شوید (که صدا مى‏رسد): اى فلانى پسر فلانى! برخیز به سوى نورت، اى فلانى فرزند فلانى تو برخیز نورى ندارى».

بنابر این باید در ترغیب نمودن اهل بیت علیهم السلام به انتخاب نام نیکو بر فرزندان توجه ویژه ای داشت چرا که اگر نام های فرزندان الهی شد همین امر موجب توجه آنان به خدا و خدا گونه ها می شود و به مرور زمان همین تفکر در جان و وجود آنان رسوخ کرده و بعد از آن عمل متناسب با آن ها را به همراه خواهد داشت ، لذا این والدین هستند که می توانند با انتخاب نام نیکو بر فرزندانشان آنان را سلحشور و مومن یا بی بُتّه و لوس  و حقیر  و دین گریز بار بیاورند ،

پس مراقب باشیم که چگونه آینده فرزندانمان را می سازیم .

  • احسان ثابت

زن بستر  پروش  انسان

 

خدای سبحان در سوره ی بقره در مقام بیان جایگاه زنان و رابطه ایشان با مردان می فرماید :

﴿نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ مُلاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ (سوره بقرة ، آیه 223) زنان شما کشتزار شمایند از هر طرف خواستید به کشتزار خود درآئید و در صدد پدید آوردن  خیری  براى خود باشید  و از خدا پروا کنید و بدانید که شما او را دیدار خواهید کرد و مؤمنین را بشارت ده .

در این آیه شریفه خدای متعال جایگاه زنان را بسیار حساس و مهم می داند به نحوی که ارتباط و استفاده ی صحیح از  ظرفیت های زنان را عاملی تاثیر گذار در آخرت انسانها بر می شمرد .این آیه شریفه کلامی است از سر رحمت و برخلاف باوری است که برخی نادانان بدان معتقد هستند ومی گویند که این آیه در صدد تحقیر زنان است اما بر خلاف باور ایشان  این آیه در مقام بیان ارزش والای زنان است ، در این آیه شریفه زنان به عنوان  کشتزار معرفی شده اند و نزد کشاورزان و  اهل فن معروف است که می گویند ارزش خاک و کشتزار  از  آب بیشتر است چون تا خاک نباشد یا اگر باشد و خاکی مناسب و مطلوب نباشد آب هیچ اثر بالنده ای در اداره ی زندگی بشر نخواهد داشت ، لذا این زنان هستند که کشتزار انسانیت بوده و نسل بشر در جان و آغوش ایشان رشد و تربیت می یابند .

بنابر این در عالم هستی وجود  زنان مایه ایجاد و تکامل بشریت است و به همین دلیل است که خدای متعال به صورت  تکوینی و تشریعی مردان  را پاسبان و محافظ و پرورش دهنده ی وجود زنان قرار داده و امر نموده تا تمامی شرایط لازم برای  رفاه زندگی زنان را  فراهم نمایندو ایشان را  از این که در ارتباط با زنان مرتکب اشتباه و کم کاری شوند بر حذر داشته و در  صورت ظلم به آ«ها وعده ی عذاب داده است ، چرا که کوتاهی در انجام وظیفه نسبت به زنان ظلم است و ظالم مستحق عذاب الهی است .

مادر است که فرزند را در دوران حاملگی نه ماه با خود حمل نموده و او را از خون و خلق و خوی خود متاثر می کند ، هم در دوران کودکی و هم در دوران نوجوانی  و جوانی دامن تربیت خود را به روی او می گشاید و نقش بسزایی در هرگونه پیشرفت و تربیت فرزند دارد . بر این اساس لازم است هم مادران و هم پدران به جایگاه مهم مادر  و مادری توجه ویژه ای داشته باشند

بر مردان امروز که پدران آینده اند لازم است زنی را به همسری برگزینند که حد اقل کمالات نفسانی را دارا باشند تا خانه شان به نور وجود او نورانی و فرزندانشان طیب و صالح گردند ، لذا در هنگام انتخاب همسر باید دقت نمایند که این چنین همسری انتخاب کنند :  رسول اکرم صلی الله علیه و آله  فرمود : «

« إِنَّ خَیْرَ نِسَائِکُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفِیفَةُ الْعَزِیزَةُ فِی أَهْلِهَا الذَّلِیلَةُ مَعَ بَعْلِهَا الْمُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوْجِهَا الْحَصَانُ عَلَى غَیْرِهِ الَّتِی تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ تُطِیعُ أَمْرَهُ وَ إِذَا خَلَا بِهَا بَذَلَتْ لَهُ مَا یُرِیدُ مِنْهَا وَ لَمْ تَبَذَّلْ کَتَبَذُّلِ الرَّجُلِ» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، ص: 324)بهترین زنان آن است که بچه زیاد مى ‏آورد و با عاطفه و محبت و عفیف و پوشیده باشد، در خانواده ‏اش عزیز و محترم، و براى شوهر متواضع و فروتن باشد. با شوهر شوخ و مزاحگر و نسبت به دیگران (از مردان) مستور و خوددار باشد.به سخن شوهر گوش فرا دهد، و فرمانبردارى نماید، در خلوت خود را براى او بیاراید و چون مردان ترک زینت ننماید.

مشاهده می شود حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله   فرزند آوری زنان ، خوش اخلاقی  و عفت ایشان را مورد نظر قرار می دهند که همه این ها تاثیر بسیاری در نهاد خانواده دارد .

نور خدا در خانواده از دامن مادر تجلی می کند و اگر مادر و پدر پاک باشند در این صورت است که فرزندان نیز طاهر  و طیب می شوند ، علامه حسن زاده آملی در این باره می فرمایند :

 

« الهی اگر پدر  و مادرم احسن نبودند من حسن نمی شدم »( الهی نامه صفحه 13)

 

 

 

  • احسان ثابت

مسؤولیت پدر و مادر در تربیت فرزند 2

 

روایات فراوانی که در کیفیت انتخاب همسر وارد شده ، بیانگر این مطلب است که صلاحیت و شایستگی مربی بسیار مورد توجه قرار گرفته است .

در کتاب وسائل در ابواب مقدمات نکاح چگونگی انتخاب همسر را شرح داده اند . با توجه به روایات درمی یابیم که اسلام به مسؤولیت پدر در تربیت و تادیب فرزندتا چه اندازه اهمیت می دهد ، حتی به خصوصیاتی که از طریق عوامل وراثتی به فرزندانتقال می یابد توجه نموده ، تا چه رسد به تربیت های پس از ولادت(ر . ک : وسائل الشیعه ، ابواب مقدمات نکاح ، باب 12 .)

پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله در اهمیت نقش پدر و مادر در تربیت فرزند می فرمایند :

« کُلُ‏ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى‏ الْفِطْرَةِ حَتَّى‏ یَکُونَ‏ أَبَوَاهُ‏ یُهَوِّدَانِهِ‏ وَ یُنَصِّرَانِهِ وَ یُمَجِّسَانِه‏ »( عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج‏1، ص: 35)هر نوزادی بر فطرت الهی و توحید متولد می شود و والدین او هستند که او را یهودی ، نصرانی یا مجوس می کنند .

انسان با فطرت توحید و خداپرستی و حق جویی آفریده شده است ، این پدر ومادرند که می توانند فطرت الهی و توحیدی کودک خود را شکوفا سازند یا روی آن پرده های ضخیم جهل و نادانی و گمراهی بیفکنند و او را غرق در ظلمات و حجاب های رها نشدنی قرار دهند .

البته اگر حقوقی که از جانب خدای متعال نسبت به فرزندان بیان شده است به خوبی رعایت شود قطعا مسیر حیات فرزندان به سوی سعادت تغییر پیدا خواهد کرد

امام سجادعلیه السلام در اهمیت مسؤولیت والدین در تربیت فرزند می فرمایند :

« أَمَّا حَقُ‏ وَلَدِکَ‏ فَتَعْلَمُ‏ أَنَّهُ‏ مِنْکَ‏ وَ مُضَافٌ إِلَیْکَ فِی عَاجِلِ الدُّنْیَا بِخَیْرِهِ وَ شَرِّهِ وَ أَنَّکَ مَسْئُولٌ عَمَّا وُلِّیتَهُ مِنْ حُسْنِ الْأَدَبِ وَ الدَّلَالَةِ عَلَى رَبِّهِ وَ الْمَعُونَةِ لَهُ عَلَى طَاعَتِهِ فِیکَ وَ فِی نَفْسِهِ فَمُثَابٌ عَلَى ذَلِکَ وَ مُعَاقَبٌ فَاعْمَلْ فِی أَمْرِهِ عَمَلَ الْمُتَزَیِّنِ بِحُسْنِ أَثَرِهِ عَلَیْهِ فِی عَاجِلِ الدُّنْیَا الْمُعَذِّرِ إِلَى رَبِّهِ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ بِحُسْنِ الْقِیَامِ عَلَیْهِ وَ الْأَخْذِ لَهُ مِنْهُ » (تحف العقول، ص: 263) اما حق فرزندت ، بدان که او از توست و خیر وشرش در دنیا به تو خواهد رسید و منسوب به تومی شود و تو مسؤول هستی در قبال وظایفی که بر عهده توست از حسن ادب و هدایت و راهنمایی به سوی پروردگارش ، و او را یاری کنی در اطاعت پروردگار . اگر وظایف خود را به خوبی به انجام رساندی به تو ثواب می رسد و در غیر این صورت عقاب خواهی شد ، پس به خوبی وظیفه تربیت راانجام بده ، مانند کسی که در همین دنیا آثار نیک کارهای فرزندش به او می رسد و مانند کسی که درمقابل خداوند عذر داشته باشد ، یعنی هیچ گونه کوتاهی در امر تربیت فرزند روا مدار .

باید توجه نمود که تربیت فرزند نه یک امر سلیقه ای بلکه طاعتی است واجب از سویخدای متعال بر دوش والدین که اطاعت امر آن آثار مثبت بسیاری به همراه خواهد داشت ، از رسول اکرم صلی الله علیه وآله روایت شده که فرمودند :

«رَحِمَ‏ اللَّهُ‏ عَبْداً أَعَانَ‏ وَلَدَهُ عَلَى بِرِّهِ بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِ وَ التَّأَلُّفِ لَهُ وَ تَعْلِیمِهِ وَ تَأْدِیبِه‏»(مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏15، ص: 169)خدا بیامرزد بنده ای را که فرزندش را به کارهای خوب وا می دارد و با او مهربان است و در صددآموزش و پرورش اوست .

پس می توان با تربیت صحیح فرزندان داخل در رحمت الهی شد .

 

  • احسان ثابت