خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

آن چه خدا می خواهد را باید بدانیم ، این جا همان جاست!
جهان اسلام آقا زیاد دارد ، خدمتگذار می خواهد !
افتخار ما این است که خدمتگذار دین خدا هستیم !

خادم الاسلام را دنبال کنید .

آخرین نظرات
  • ۲۴ ارديبهشت ۹۸، ۱۳:۳۸ - حمدان مقدم
    احسنت
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۶، ۲۲:۲۵ - یا حسین
    متشکرم
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۶، ۱۴:۰۹ - زهرا باقری
    +++

اهل بیت معدن انسانیت 

 

 انسان برای نیل به مراتب عالی کمال و ورود به وادی انسانیت  باید خود را به وجودی وصل کند که معدن و ذات انسانیت است. یعنی باید به کسی وصل شد که حقیقتا انسان است.

 خداوند متعال به اقتضاء حکمت و عدالتش تنها عده محدودی از افراد بشر  را انسان کامل به دنیا آورده است ،

  • احسان ثابت

    کلید قفل های رزق و روزی 

    خدایی که مالکیت مطلق همه عالم هستی در دست اوست برای هر شیء سببی و برای هر امر گشاینده ای قرار داده است و این سنت الهی است که  :

    روایات «أَبَى اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ سَبَباً وَ جَعَلَ لِکُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِکُلِّ شَرْحٍ عِلْماً

  • احسان ثابت

    جایگاه تحصیل اصول اعتقادات در مسیر کمال

     

    برخی می پرسند بحث هایی مثل توحید که می گویدافراد بشر و جامعه انسانی باید یگانه پرست باشند و دیگر اصول اعتقادت چه جایگاهی در کنار هدف بندگی خداوند متعال پیدا میکنه؟ بله این ها در طول هم هستند اما آیا موضوعیتی بین غایت بودن هر کدوم از این ها هست؟ اگه این گونه است  چه نتایجی بر تحصیل آنها مترتب است ؟

    درپاسخ باید بگوییم :

    از آن جا که هدف و غایت  نهایی خلقت انسان تنها بندگی خداست ، لذا تمامی معارف مطرح شده در چهار چوب تعالیم دینی مقدمه رسیدن به این هدف شریف هستند که فرمود :

    ﴿ما خَلَقْتُ اَلْجِنَّ وَ اَلْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ [1]من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)!

     و از آن جا که عبودیت بدون اعتقادات صحیح و راسخ تنها به منزله حرکاتی بی باطن است ، لذا برای تحصیل ایمان نافع باید اعتقادات و مبادی آن را به خوبی تحصیل نمود ،

    خدای متعال در قرآن کریم می فرماید :

    ﴿لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ اَلْیَقِینِ*لَتَرَوُنَّ اَلْجَحِیمَ* ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ اَلْیَقِین[2]اگر شما علم الیقین (به آخرت) داشتید!قطعاً جهنّم را مشاهده می کردید ! سپس آن را به عین الیقین خواهید دید.

    در این بیان نورانی علم الیقین که همان فهم معارف به صورت نظری  و علمی است مقدمه ای برای شهود جهنم به صورت عیان شمرده شده استو این امر اختصاصی جهنم نیست بلکه در هر امری باید معرفت نظری مقدمه ای برای  عملی سازی قرار گیرد و معارف اعتقادی به علم الیقینی هستند که برای رسیدن به عین الیقین که همان مقام شهود اسماء و صفات الهیه است باید تحصیل شوند .

    در برخی روایات وارد شده است که بعضی از ایمان در گرو عمل است و بعضی از عمل ها نیز در گرو ایمان هستند ،

    امام صادق علیه السلام  دربیانی نورانی فرمود :

    « لَا یَقْبَلُ اللَّهُ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَةٍ وَ لَا مَعْرِفَةَ إِلَّا بِعَمَلٍ‏ فَمَنْ عَرَفَ دَلَّتْهُ الْمَعْرِفَةُ عَلَى الْعَمَلِ وَ مَنْ لَمْ یَعْمَلْ فَلَا مَعْرِفَةَ لَهُ أَلَا إِنَّ الْإِیمَانَ‏ بَعْضُهُ مِنْ بَعْضٍ.»[3] خدا عملی را نپذیرد جز با معرفت، و معرفتى وجود ندارد جز بوسیله کردار، هر که معرفت دارد، معرفت او را به کردار رهبرى کند و هر که کردارى ندارد معرفتى هم ندارد، هلا براستى اجزاء ایمان از یک دیگر بوجود آیند.

     یعنی ایمان هم عمل ساز  و هم عمل ایمان ساز است ، به عبارتی دیگر هر اندازه که انسان در ابتداء مسیر عبودیت با تعقل  و تفکر صحیح پی به وجود مبداء و معاد و لزوم ارسال رسل از سوی مبداء کل ببرد ، در این هنگام به اندازه همان معرفتی که بدست آورده است در مسیر عبودیت الهی و گوش سپردن به اوامر صادر شده از سوی آن مبداء کل می کوشد و پس از این که با سیر و مداومت در این دسته از عبادات پیش رفت توفیق الهی شامل حالش شده و با توجه به تعالیم صادر شده از سوی رسولان و اولیاء الهی معرفت او به امور مختلف بیشتر می شود و بعد از این که در جزئیات و ظرائف دین به صورت کلی معرفت کامل یافت نوع عبادت او با نوع عبادتی که بر اساس معرفت شناختی ابتدائی بود فرق خواهد داشت ، بنابر این هر اندازه که معرفت بیشتر شود کیفیت عبودیت نیز بهتر خواهد شد ، البته در بین مجموعه معارفی که از سوی پیشوایان مقدس مجموعه ای از آن تعالیم از حساسیت و جایگاه مهمتری برخوردار هستند و به عبارتی دیگر اصل در عبودیت هستند که به آنها  « اصول » گفته می شود که باید به آن اصول اعتقاد داشت تا راه برای عبودیت انسان گشوده شود ، لذا به آنها اصول اعتقادات گفته می شود .

    پس معرفت به  اصول اعتقادات مقدمه برای تحقق اصل عبودیت و سیر سعودی  در تحصیل مراتب بالای آن موجب کمال عبودیت می شود . همگی آن معارف  مقدمه هستند برای این که انسان به نفس مطمئنه و راضیه و مرضیه رسیده  تا بعد از آن به جنت رضوان و  لقاء برسد که خدای متعال به او بگوید :

    ﴿یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ*ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً*فَادْخُلِی فِی عِبَادِی‌*وَ ادْخُلِی جَنَّتِی‌ [4]تو ای روح آرام‌یافته! به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است ، پس در گروه بندگانم درآی ، و در بهشتم وارد شو!

    این مطلب در  حیطه معارف نظری مطرح شده است اما امور  عملی این معارف چیز دیگری است مخصوصا که عرفان عملی همان رسیدن به مقصود است که با آن شهود الهی میسر می شود .

    غایت معرفت به توحید عبودیت الهی  ورسیدن به همه ی کمالات است و  معرفت به معاد موجب تلاش برای آماده شدن و مهیاء شدن در روز رستاخیز می شود و هم چنین بعد از  فهم ضرورت تحصیل مأمَن از عذاب قیامت و یا دوری از نظر بر  وجه الله انسان در صدد یافتن راه در امان ماندن بر می آید که این امر  میسر  نمی شود جز  با اخذ معارف از  نبی که فرستاده خداست .

    خلاصه آن که در باب توحید ،  توحید نظری که نوعی معرفت علمی است مقدمه برای نیل به توحید عملی  که از جنس عمل است می باشد و همانگونه که عبادت بدون معرفت تنها ظاهری است بی جان، توحید عملی (یعنی انجام دادن عبادت های ظاهری )نیز  بدون توحید نظری موجودی است بی روح .

    در این جا لازم است این نکته تذکر داده شود که بر انسان جویای سعادت باید پیرامون مفردات بکار رفته در مجموعه تعالیم دینی به خوبی دقت نظر داشته و کنه آن الفاظ و معارف را به خوبی و بر اساس تعاریف شریعت بیاموزد ، تا راه کمال به رویش بسته نشود ، مثلا در مورد این که توحید چیست انواع و اقسام تحلیل ها وارد شده است که موجب سر درگمی انسان می شود ، اما توحید صرف اعتقاد به یگانگی خدا نیست ، بلکه این تعرف تنها یک بخش از تعریف توحید است ،توحید جنبه نظری  و عملی دارد ، توحید نظری یگانه دانستن خدا در هستی وعالم خلقت است و بر این اعتقاد فروع متعددی متفرع است که شامل اعتقاد به توحید و وحدانیت ذات اقدس الهی در خالقیت و رزاقیت و سایر صفات است و هم چنین بخشی از توحید نیز مربوط به توحید در اسماء الهی می شود و اما نوعی دیگر از توحید وجود دارد که به آن توحید عملی می گویند که این توحید دیگر مربوط به حیطه الفاظ  و دانستن نیست و سر  و کار آن با عقل نیست ، بلکه آن مربوط به مقوله مشاهدات است و قلب ملکوتی انسان است که وقتی به شهود امور فهمیده شده در مباحث توحید نظری رسید ، به آن توحید عملی می گویند.

     به عبارت بهتر توحید عملی یعنی شهود وحدانیت خدا در تمامی اجزاء عالم ، یعنی مشاهده کردن این که خدا رزاق  و خالق  مطلق است و دیگری کاره ای نیست ، هم چنین در رابطه با سایر اسماء و صفات الهی نیز انسان به جایی برسد که اتصال تجلیات آن اسماء و صفات را به صورت مطلق به ذات اقدس الهی شهود کند ، البته جز عده ای اندک در هر زمان کسی به این مرحله راه نمی یابد و مجالی بیش از این برای بیان در این مقال وجود ندارد و فهم دقیق فروعات مربوط به این امر متوقف به تحصیل در حکمت الهیه است ، رزقنا الله و ایاکم انشا الله .

    خلاصه کلام آن که علم الیقین مقدمه برای عین الیقین است ، یعنی دانستن مقدمه برای دیدن است ، ابتدا باید معارف الهیه را در بعد نظر فهمید تا بتوان در بعد عملی آن حقائق را با چشم دل مشاهده نمود ، بنابر این در ابتدای راه تعالی لازم است به سراق مجموعه کتاب های مربوط به اعتقاد و علم کلام رفت و اصول کلی دین را به صورت استدلالی فهمید و هضم کرد تا بعد وارد وادی عمل شده و در وادی توحید گام برداشته شود  .

     ────────────────────────────

    [1] (سوره ذاریات ، آیه 56 )

    [2]  (سوره تکاثر  ، آیه 5-7 )

    [3]  (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 44)

    [4] (فجر، 27-30)

  • احسان ثابت

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

     

     

     تاثیر قرآن در غنای وجودی انسان

     

      امام صادق علیه السلام در بیانی نورانی فرمود:

    « مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَهُوَ غَنِیٌّ وَ لَا فَقْرَ بَعْدَهُ وَ إِلَّا مَا بِهِ غِنًى‏ »[1]هر که قرآن را بخواند، بى ‏نیاز شود و پس از آن نیازى ندارد و گر نه به هیچ بى‏ نیازى دست نیابد.

     

    خدای متعال قرآن را کتابی گویا و مبین کل شئ فرستاد  ، خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :

     ﴿ نَزَّلْنا عَلَیْکَ اَلْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ [2]این کتاب را بر تو نازل کردیم در حالی که بیانگر هر چیزی است.

    حال که قرآن بیانگر و روشنگر هر چیزی است ، می توان در هر امری از هدایت و روشنگری او استفاده نمود .

    اطلاق عبارت «کُلِّ شَیْءٍ » این را می فهماند که حوزه روشنگری  قرآن کریم در تمامی اطوار وجود از لاهوت گرفته تا ناسوت را در بر می گیرد و هر حدی را به خوبی روشن می کند اما قلبی سلیم می خواهد که با تدبر حکیمانه در آیات قرآن معانی صحیح را از زوایای مختلف آن بیرون کشیده و به رمزگشایی از حقائق آن اقدام کند .

    بدیهی است که قرائت بدون تدبر هیچ خیری در آن نبوده و تنها لقلقه زبان خواهد بود که امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمود :

     « أَلَا لَا خَیْرَ فِی‏ قِرَاءَةٍ لَیْسَ فِیهَا تَدَبُّرٌ » [3]آگاه باشید که هیچ خیر در قرائتی که در آن تدبر نباشد وجود ندارد .

    تا تدبر که از افعال قلب آدمی است وجود نداشته باشد ، قلب ملکوتی انسان قادر به اتصال و پیوند با حقیقت قرآن نخواهد بود و نمی تواند تلقی معانی از آن منبع فیض کند ، اما اگر تدبر با شرایط  وآداب  آن صورت گرفت در این وقت انسانی که اسباب وجودی او سالم و کامل است قادر خواهد بود معانی  و معارفی را که از معدن قرآن که جامع الجمع تمامی حقائق است را تلقی کند ، که فرمودند :

     « لَا یَصْدُرُ عَنِ الْقَلْبِ‏ السَّلِیمِ إِلَّا الْمَعْنَى الْمُسْتَقِیمُ »[4]از قلب سلیم جز معنى مستقیم صادر نمى‏ شود!

    همان قلب گران قدر رسول اکرم صلی الله علیه و آله  که خدای متعال آن را فرودگاه قرآن و حقائق ما ورائیه معرفی کرد ، آن جا که در وصف قرآن کریم فرمود :

      ﴿إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ اَلْعالَمِینَ * نَزَلَ بِهِ اَلرُّوحُ اَلْأَمِینُ * عَلى قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ اَلْمُنْذِرِینَ [5]بی تردید این قرآن، نازل شده پروردگار جهانیان است،که روح الامین آن را  بر قلب تو، نازل کرده است تا از بیم دهندگان باشی،

     قلب انسان مومن و تابع مطلق شریعت و طریقت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز همانند همان حضرت می تواند به اندازه سعه وجودی خود از حقائق قرآنی بهره مند گردد .

    از این رو است که از برخی اهل معرفت شنیده شده که می فرمودند ، زمانی جبرائیل علیه السلام  بر ما نیز نازل می شد و ما را از جانب خدای متعال مشرف به افاضه علم لدنی می کرد .

    آری این یک حقیقت است و همواره در طول تاریخ در بین مومنین واقعی جریان دارد .

     

    بر اساس این بیانات روشن می شود که هر آن کس که قابلیت پیوند با قرآن برای او میسر شود و بتواند مدال ﴿یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ[6] را دریافت نموده و قرآن را به طوری که شایسته آن است قرائت کنند ، باب های غیب به رویشان گشوده شده و توفیق بهره مندی از خزائن بیکران آن را دارا خواهند شد . در این هنگام هیچ بنبستی نیست که از درون آن راه نجاتی برایشان گشوده نشود و هیچ مانعی نیست که با قدرت الهی بر طرف نشود و هیچ نیازی نیست که با یاری الهی به غناء تبدیل نشود .

    این جاست که سرّ کلام امام صادق علیه السلام  روشن می شود که فرمود : 

     « مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَهُوَ غَنِیٌّ وَ لَا فَقْرَ بَعْدَهُ وَ إِلَّا مَا بِهِ غِنًى‏ »[7]هر که قرآن را بخواند، بى ‏نیاز شود و پس از آن نیازى ندارد و گر نه به هیچ بى‏ نیازى دست نیابد.

    اگر با قرآن و اتصال به معدن غناء که ذات احدیت باشد برای انسان بی نیازی حاصل شود ، که تنها این غناء ، غناء حقیقی است و الا اگر انسان نتواند با اتصال به معدن بی نیازی بی نیاز شود ، قطعا هر کاری کند نمی تواند صفت بی نیازی مطلق را در خود بوجود بیاورد و بر همین اساس در تمامی روابط اجتماعی و اقتصادی خود به صورت دائم نیازمند و وابسته و محتاج به ابزار و وسائط دیگر خواهد بود و همین نیاز مندی در بسیاری از موارد او را خوار و ذلیل و نیازمند دیگران می کند و چه بسا با اندک اختلال و نوسان در روابط اجتماعی  و اقتصادی خود  تمامی دارایی های خود را از دست داده و مفلسی بیچاره گردد و مهر ذلت در دنیا و آخرت بر پیشانی او زده شود .

    پس حقیقت این است که همه عالم غیر از ذات احدیت فقیر محض اند و تنها آن ذات اقدس است که غنی مطلق است

     ﴿یا أَیُّهَا اَلنّاسُ أَنْتُمُ اَلْفُقَراءُ إِلَى اَللّهِ وَ اَللّهُ هُوَ اَلْغَنِیُّ اَلْحَمِیدُ[8]ای مردم! شمایید نیازمندان به خدا، و فقط خدا بی نیاز و ستوده است.

    حال اگر فقیری سوی فقیری دیگر رود جز فقر چیزی نصیب او خواهد شد ؟

    اما آن که مشرف به مقام اتصال به معدن حقیقت شده و جوانه های قرآن در دل او روییده و میوه داده همواره در تمامی مصائب  و مشکلات از سوی آن منبع عظیم راهی به او الهام شده و از سختیها بیرونش می آورند هر چند که وجود اسباب و وسائط لازم اند اما او گرفتار و معتل آنها نمی ماند و چه بسا در مواردی نیز خدای متعال با عنایات ویژه و رحیمیه خود کرامت و معجزه ای در  حق آنان جاری کند به نحوی که حتی از وسائط نیز بی نیاز شودند همانند ماجرای  نجات یافتن ابراهیم علیه السلام  از آتش نمرود: 

      ﴿قُلْنا یا نارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِیمَ [9][پس او را در آتش افکندند] گفتیم: ای آتش! برابر ابراهیم سرد و بی آسیب باش!

     و شکافته شدن دریا بر بنی اسرائیل

      ﴿فَأَوْحَیْنا إِلى مُوسى أَنِ اِضْرِبْ بِعَصاکَ اَلْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَکانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ اَلْعَظِیمِ [10]  پس به موسی وحی کردیم که عصایت را به این دریا بزن. [موسی عصایش را به دریا زد] پس [دریا] از هم شکافت و هر پاره اش چون کوهی بزرگ بود.

    و  اخفاء در غار نبی اکرم صلی الله علیه و آله 

     ﴿إِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اَللّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اَللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها[11]    زمانی که به همراهش گفت: اندوه به خود راه مده خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را [که حالت طمأنینه قلبی است] بر پیامبر نازل کرد، و او را با لشکریانی که شما ندیدید، نیرومند ساخت،

    و هزاران هزار کرامت دیگر همگی بر این اساس اند و کم نبوده اند افرادی که به مثابه آن انبیاء عظام از عنایات ویژه الهیه برخوردار شده اند .  

    پس بیایید با قرآن انس بگیریم تا با آن به غناء حقیقی برسیم .

    ────────────────────────────

    [1] (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 605)

    [2] (سوره نحل‏، آیه 89)   

    [3] (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 36)   

    [4]  (غرر الحکم و درر الکلم، ص: 790)

    [5] (سوره شعراء، آیه 192-194)

    [6]  (سوره بقرة، آیه 121)

    [7] (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 605)

    [8] (سوره فاطر، آیه 15)

    [9] (سوره أنبیاء، آیه 69) 

    [10] (سوره شعراء، آیه 63)

    [11] (سوره توبة ، آیه 40)

  • احسان ثابت

کیفیت سلوک الی الله -قسمت اول

 

سلام بر دوستان خدا و سلام بر طالبان خدا ، آنان که در راه وصال خدای متعال هزاران سوال بی جواب داشته و در پی یافتن جواب آنها سر از پای نمی شناسند و سلام بر آنان که در  دل شب ها آن هنگام که در  خیالاتشان به دنبال یافتن و به تصویر کشیدن راه سعادت و لقاء دوست بوده و در روزهای گرم روزه دار و خائف بدنبال راه وصال حبیب  و نجات از بند دنیای غدار اند .

ای دوستان عزیز که شوق یافتن راه وصال دوست سراسر وجودتان را گرفته است  قدر  این حال  ملکوتی ، و این سوالات مقدس را که سالیانی است با خود به همراه داشته و جوابی برایشان نیافته اید بدانید چرا  که در  دل این سوالات مقدس حرکتی عظیم و جنبشی ملکوتی نهفته است ، 

  • احسان ثابت

اهل بیت آینه­ی تمام نمای خدا

  خدای متعال در عالم هستی برای خود مَثَل هایی قرار داد ، مَثَل اعلای خدای متعال اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام هستند ، در راس ایشان نبی مکرم اسلام است که آینه تمام نمای اسماء و صفات الهیه است و تمام صفاتی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دارد در اهل بیت علیهم السلام نیز جمع است. یعنی اهل بیت آینه­ی توحید هستند. امیرالمؤمنین فرمود:

«مَا لِلَّهِ‏ آیَةٌ هِیَ‏ أَکْبَرُ مِنِّی‏» (مجمع البحرین ؛ ج‏1 ؛ ص405) برای خدای متعال آیه و نشانه ای بزرگ­تر از من وجود ندارد.

  • احسان ثابت

اسلام و اقتصاد جهانی ،قسمت پنجم    

 

 حال بر عاقلان و اهل فهم لازم است با دقت در تعالیم الهی و دایره گسترده معارف و راه کار های ارائه شده از سوی آن مبداء فیض صادقانه اندیشیده و پاسخ این سوال را دهند که آیا واقعا دستورات اسلام برای اداره جهان کافی نیست ؟

خدایی که قرآن کریم را تبیانا لکل شی نامیده می فرماید :

   ﴿نَزَّلْنا عَلَیْکَ اَلْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً (سوره نحل، آیه 89)  ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز، و مایه هدایت و رحمت است!

آیا چنین مکتبی توانایی اداره عالم را ندارد .

هر کس که اندک مقداری به خدا ایمان داشته باشد تصدیق می کند که دین الهی این گونه است .

  • احسان ثابت

     

     چله نشینی برای کسب فضائل اخلاقی،قسمت دوم

    ظهور کمالات با چله نشینی

    به ما هم می گویند که «کُونوا کَالحَیَّۀِ»: مثل مثار باشید! یعنی شما هم در طول حیاتان همانند مار چله ای داشته باشید تا که پوسته و قشر حیات مادی شما افتاده و صورت زیبای  باطنتان به ظهور بیاید.

     در هر عملی باید چهل روز کوشیده و بر آن مداومت داشته باشیم ، تا آن عمل در وجود ما به ملکه ثابت نفسانی تبدیل شده و آثار آن در جانمان رسوخ کند .

  • احسان ثابت

اسلام و اقتصاد جهانی ،قسمت چهارم     

خدای متعال اسلام را دینی جهانی قرار داده است و تعالیم آن قابلیت آن را دارند تا تمامی بخش های جامعه جهانی را اداره نمایند  ، آن دسته از الگوهای مالی اقتصادی که خدای متعال برای مدیریت اقتصادی جهان به انسانها ارائه داده است بسیار متنوع بوده که در صورت عملیاتی شدن صحیح در سطح جامعه های مطبوع قابلیت آن را دارند که به توزیع عادلانه ثروت پرداخته و رشد و بالندگی اقتصادی را برای افراد آن جوامع به ارمغان بیاورند . 

برخی  دیگر از الگو های اقتصادی اسلام که با آن می توان جامعه ای پویا بنا نهاد خمس و زکات  نام دارد  

  • احسان ثابت

 چله نشینی برای کسب فضائل اخلاقی-قسمت اول

مثل مار باش

 در کلمات  بعضی بزرگان وارد شده که در سفارشات اخلاقی به برخی افرادفرموده اند :«کُن کَالحَیَّۀِ»: مثل مثار باش! مراد از این کلام این نیست که همانگونه که مار نیش می زند شما نیز نیش بزنید بلکه مرادشان مطلب دیگری است !  در حیات مار خصوصیتی وجود دارد که در روایات هم به آن اشاره شده است

می گویند وقتی مار  پیر می شود، به زیر خاک رفته و چهل روز غذا نمی خورد.  بعد از چهل روز پوست  گهنه  قدیمی را انداخته و با پوست جدید ظاهر می شود و دوباره جوان می شود. مار با عزلت و گوشه نشینی و  غذا نخوردن به حالت اولیه اش برگشته و جوان می شود .

به ما هم می گویند که «کُونوا کَالحَیَّۀِ»: مثل مثار باشید! یعنی شما هم در طول حیاتان همانند مار چله ای داشته باشید تا که پوسته و قشر حیات مادی شما افتاده و صورت زیبای  باطنتان به ظهور بیاید.

مدرک چله نشینی

 بعضی می گویند چله نشینی را از کجا آورده اید؟ در جواب می گوییم خود قرآن در داستان حضرت موسی علیه السلام به چلّه نشینی موسی علیه السلام اشاره می فرماید :

 ﴿وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً (سوره أعراف‏، آیه 142) ما با موسی، سی شب وعده گذاشتیم؛ سپس آن را با ده شب (دیگر) تکمیل نمودیم؛ به این ترتیب، میعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد.

 خود خداوند متعال صراحتاً می فرماید ما موسی علیه السلام  را چهل شب به مهمانی بردیم اما نه یک مهمانی عادی! آن مهمانی همراه تجملات و  تعارفاتی که ما گرفتار آنها هستیم  نبوده، بلکه آن مهمانی به صورت یک تحول عمیق درونی در وجود حضرت موسی علیه السلام بود که با آن تحول، قابلیت افاضات والا و برتر الهی را کسب نمود و در نتیجه تورات بر ایشان نازل شد ! 

 و به ما هم فرمودند :

﴿ أُولئِکَ اَلَّذِینَ هَدَى اَللّهُ فَبِهُداهُمُ اِقْتَدِهْ (سوره أنعام‏، آیه 90)   آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن!

یعنی شما هم مانند موسی علیه السلام به میقات آمده و چله نشینی کنید تا بر شما هم نور نازل شود !!

از این بیانات فهمیده می شود ، نه تنها چله نشینی امری مشروع و جائز است بلکه مورد توجه خدای متعال بوده و از ما هم مانند موسی  علیه السلام چلّه نشینی می خواهد !

جوان شدن با چله  نشینی

 بنابر این اگر  بعضی از رفتار های ما هم چهل روز برای خدا بوده و با ریاضت های شرعیه لباس چرکین اخلاق رذیله را از تن جانمان بیالاییم  جوان شده و مانند موسی علیه السلام از عالم غیب نزولاتی  بر ما  نیز نازل می شود  ، خود خدای متعال در مورد موسی علیه السلام می فرماید :

 ﴿وَ لَمّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اِسْتَوى آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذلِکَ نَجْزِی اَلْمُحْسِنِینَ(سوره قصص، آیه 14)    هنگامی که (موسی) نیرومند و کامل شد (و قوای وجودی اش تسویه یافت )، حکمت و دانش به او دادیم؛ و محسنین را نیز  این گونه جزا می‌دهیم!

یعنی اگر ماهم مانند موسی علیه السلام  به مقام محسنین برسیم به ما هم از عالم بالا افاضه می شود

 ما هم می توانیم جوان شده و به فتوت  و جوانمردی برسیم  اما باید راه آن را بدانیم ،

« سُلَیْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْهُذَلِیِ‏ قَالَ: قَالَ لِی جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیه السلام یَا سُلَیْمَانُ مَنِ الْفَتَى قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ الْفَتَى عِنْدَنَا الشَّابُّ قَالَ لِی أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ کَانُوا کُلُّهُمْ کُهُولًا فَسَمَّاهُمُ اللَّهُ فِتْیَةً بِإِیمَانِهِمْ یَا سُلَیْمَانُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ اتَّقَى‏ فَهُوَ الْفَتَى‏»(تفسیر العیاشی، ج‏2، ص: 323)سلیمان بن جعفر همدانى می گوید: امام جعفر صادق علیه السلام   به من فرمود: اى سلیمان! «فتى» (جوانمرد) کیست؟ گفتم: جانم فداى تو باد، فتى در نزد ما به معناى جوان است. گفت: آیا نمى‏ دانى که اصحاب کهف همه پیر بودند، لیکن خدا به سبب ایمانشان آنان را فتى و جوانمرد خواند؟ اى سلیمان! هر که به خدا ایمان آورد و پرهیزگار شود، پس او جوانمرد است.

  مراد از فتی این  معنا است  نه کسی که موی سر و صورتش سیاه و سیمایش زیبا باشد . خدای متعال در مورد اصحاب کهف فرمود :

﴿إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً (سوره کهف ، آیه 13)    آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و ما بر هدایتشان افزودیم.

آنان چون اهل ایمان بودند خدا می فرماید آنها را بالا بردیم تا حیات و سرگذشت عجیب ایشان معجزه و نشانه ای برای عالمیان شد.

 به ما هم گفته اند در هر عملی باید چهل روز بکوشید و بر آن مداومت داشته باشید ، تا آن عمل در وجود ما به ملکه ثابت نفسانی تبدیل شده و آثار آن در جانمان رسوخ کند .

  • احسان ثابت