خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

پایگاهی برای نشر تعالیم اسلام

خادم الاسلام

آن چه خدا می خواهد را باید بدانیم ، این جا همان جاست!
جهان اسلام آقا زیاد دارد ، خدمتگذار می خواهد !
افتخار ما این است که خدمتگذار دین خدا هستیم !

خادم الاسلام را دنبال کنید .

آخرین نظرات
  • ۲۴ ارديبهشت ۹۸، ۱۳:۳۸ - حمدان مقدم
    احسنت
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۶، ۲۲:۲۵ - یا حسین
    متشکرم
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۶، ۱۴:۰۹ - زهرا باقری
    +++

۱۰۸ مطلب با موضوع «تربیت فرزند در سبک زندگی اسلامی» ثبت شده است

تربیت جنسی کودکان 3 - پاسخ به سوالات جنسی کودکان

 

پس از آن که کودکان در سنین ابتدایی رشد توانایی سخن گفتن و قدرت فکر کردن را بدست آوردند به طور طبیعی سؤالهایی درباره بسیاری از امور مطرح می کنند که بخشی از آنها مربوط به  امور جنسی است ؛ مثلاً از چگونگی آفرینش خود در شکم مادر، و اختصاص مادر ـ نه پدر ـ به بارداری، و چگونگی ولادت کودک سؤال می کند.  همچنین از علت عدم حاملگی دختر بچه ها و زنان غیر شوهردار و تفاوت میان مرد و زن و دلیل آن و بسیاری امور دیگر سوالات زیادی می پرسد .

در این دوران بر والدین لازم است تا کودکان را از پرسیدن این گونه سوالات منع نکنند و هیچ واهمه ای از این دست سوالات نداشته باشند بلکه باید با عفت و پاکدامنی  و به اندازه فکر کودکان به آنها جواب بدهند و به هیچ عنوان نباید از پاسخ قانع کننده به کودکان خود داری و غفلت ورزند زیرا اگر والدین به این  پرسشها پاسخ لازم و شایسته ای ندهند، آنان سراغ دیگران می روند و دیگران با پاسخهای ناکافی و صریح درد سرها و اضطراب و نگرانیهایی را برای کودکان بوجود می آورند . بنابراین، والدین وظیفه دارند در برخورد با چنین پرسشهایی، آمادگیهای لازم را در خود ایجاد و با جوابهای معقول و آرامبخش، اعتماد و اطمینان کودکان را به خود جلب کنند و روحیه پرسشگری آنان را ارضا نمایند نه این که سوالات ایشان را بی جواب بگذارند .

مثلا  اگر کودک از چگونگی حاملگی سؤال کرد، باید به او گفته شود : «خدای متعال کودک را در شکم مادرش قرار می دهد.»؛ و اگر پرسید: چرا بعضی زن هستند و بعضی مرد؟ باید به او گفته شود : « تو پسری و مثل پدرت هستی؛ تو دختری و مثل مادرت.» یا گفته می شود:«خدا خواست که  بعضی از بچه ها پسر و بعضی دیگر دختر باشند » .

خلاصه آن که در مورد سوالات کودکان باید به نحوی کلی و بدون پرداختن به جزئیات پاسخ گفت  تا کودک قانع شده و از ادامه پرسش و جست و جو گری از دیگران دست بردارد .

البته در بساری از موارد کودکان بر پرسش ها خود اسرار می ورزند  در این هنگام لازم است والدین با زرنگی شرایط را به نحوی آماده کنند که حواس کودکان به امور دیگری منعطف شود تا از سوالات قبلی خود دست بردارد .

در بسیاری از موارد لازم است شرایط را به نحوی برای کودکان فراهم کنیم که ایشان از طرح پرسشهایی این چنین خود داری کنند ، برای این کار لازم است به او اد دهم ، به کاری که بدردش نمی خورد فکر نکرده و از آن چه که برای او اثر  و فائده ای ندارد پرهیز کند در این رابطه لازم است از زبان اهل بیت با ایشان صحبت کنیم و بگوییم که اهل بیت علیهم السلام از علم و دانشی که فایده ندارد پرهیز کرده و از مشغول شدن به آن خدا پناه می بردند ، لازم است که به آن ها این کلام را بفهمانیم که پیامبر اکرم  صلی الله علیه و آله در دعایی خطاب  به خدای متعال فرمود :

«اَللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ عِلْمٍ لاَ یَنْفَعُ »(کنز الفوائد، ج‏1، ص: 385) خدایا به تو پناه می برم از  علمى که نفع نبخشد .

این جاست که کودک ما با پیامبر اکرم  صلی الله علیه و آله  هم عالم شده و اگر درست به او توجه کرده باشیم از تفکر به سوالات بی فایده امتناع می ورزد .

 

  • احسان ثابت

تربیت جنسی کودکان 2 - تاثیر روابط زناشویی والدین بر تربیت جنسی فرزندان  2



در مقاله قبلی بیان شد که روابط زناشویی والدین روی فرزندان اثر می گذارد و این امر اختصاص به نوزاد یا غیر نوزاد ندارد هم چنین تذکر داده شد که باید تمامی روابط زناشویی را از ایشان مخفی نمود ، کودکان پس از سپری کردن دوران خردسالی و ورود به دوران کودکی وارد عالم بازی می شوند و معمولا هنگامی که با کودک جنس مخالف خود روبه رو می شوند اقدام به بازی عروس - دامادی  می کنند ، در این هنگام لازم است دانست که کودکان آنچه را از عمل جنسی والدین شاهد بوده اند، یا آن که در رسانه های تصویری مشاهده کرده اند  انجام خواهند داد و در مراحل بعدی عمرشان نیز آن را تکرار خواهند کرد .

بر این اساس لازم است والدین حتی کوچکترین امور جنسی را  از کودکان مخفی نگه دارند و نگذارند چشمان آنها به رسانه های مستهجن بیافتد .

هم چنین باید مراقب بود تا  از امور جنسی نزد کودکان سخنی گفته نشود چرا که  چنین گفت و گوهایی کنجکاوی کودکان را در مورد مسائل جنسی بیشتر می سازد و موجب می شود در مورد این مسائل از سایر افراد هم سالان و یا حتی افراد بزرگ تر از خود و غریبه ها سوالاتی بپرسند و ناخواسته در دام آفت های خطر ناکی بیافتند و مورد اذیت و آزار افراد دیگر قرار بگیرند .

هم چنین باید مراقب روابط کودکان با سایر هم سالان خود بود و  نگذاشت که رفتار های جنسی ولو در بازی هایشان صورت بگیرد به همین دلیل است که در برخی از روایات به این مطلب اشاره شده که در بدو هوشیاری نسبی کودکان باید محل خواب ایشان از یکدیگر جدا شود تا شرایط برای ایجاد ارتباط جنسی و لو به اندازه لمس کردن اندام های یکدیگر  فراهم نشود :

رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود:

«أَنَّهُ یُفَرَّقُ بَیْنَ الصِّبْیَانِ فِی الْمَضَاجِعِ لِسِتِّ سِنِین‏»( من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 436) باید در شش سالگی میان کودکان در بستر خواب، جدایی افکنده شود .

این دستور ـ جدا کردن کودکان ـ مطلق است؛ یعنی بچه های پسر را از پسر، دختر را از دختر، و دختر و پسر را نیز از یکدیگر جدا سازید و فرقی بین نوع آنها گذاشته نشده است .

هم چنین باید دقت داشت در زمان حاضر که سینما، تلویزیون، ویدئو، [ماهواره و دستگاههای صوتی و تصویری دیگر[ رو به ازدیاد نهاده نیاز شدیدتری نسبت به دور نگه داشتن کودکان از انگیزش جنسی احساس می شود و باید مراقب بود که کودکان در معرض تهاجم های فکری  و جنسی  دشمنان بشریت قرار نگیرند .

متاسفانه بسیاری از والدین از آثار سوء شبکه های بی بند و بار بر فرندانشان که بسیاری از آنها محتواهای غیر اخلاقی به نمایش در می آورند غافل اند و نمی دانند که این فیلم ها چه آثار سوئی بر تحصیل ، رفتار های اجتماعی  و خلاصه در دنیا و آخرت آنها دارد ، اگر والدینمی دانستند که بسیاری از روابط جنسی ناسالم فرزندانشان ریشه در عدم مدیریت نگاه های  و بستر های خانوادگی توسط والدین دارد دیگر در خانه خود ماهواره نصب نمی کردند و اجازه نمی دادند که فرزندانشان در شبکه های اجتاعی  و اینترنت به هر سایتی وارد شوند و  هر محتوایی را مشاهده کنند .

نباید از اعمال محدودیت در این زمینه ها غفلت نمود و نباید فکر کرد که این تحریم ها موجبات عقب ماندن  فرزندان از دنیا می شود ، این تفکرات وسوسه شیطان است ، بلکه این تحریم ها و سختگیری ها اثرات بسیار مثبتی در تربیت سالم کودکان ایفاء می کنند ، این کلام یک دانشمند غربی است که می گوید :

«بی گمان میزان تعدیل شده ای از تحریمهایی که ما در دوران کودکی خود داشته ایم و مقداری را که خودمان به عنوان پدر به فرزندانمان منتقل کرده ایم، نقش مثبتی در ایجاد آمادگیهای ذهنی چون خواندن و نوشتن و محاسبه در کودک در طی زمان تحصیل او ایفا خواهند نمود»(دکتر اسپاک آمریکایی ، به نقل از :  مشاکل الآباء، ص 284.(

  • احسان ثابت

تربیت جنسی کودکان 1 - تاثیر روابط زناشویی والدین بر تربیت جنسی فرزندان  1

 

غریزه و میل جنسی در وجود انسان از ضروریات تکامل  و ادامه نسل بشری است و بر همین اساس یکی از مقدس ترین غرایزی است که در وجود انسان نهاده شده است ، انسان با مدیریت غریزه جنسی می تواند در مراحل تکامل گام نهاده و از شهوت به شهود اسماء و صفات الهیه نائل شود ، شهوت جنسی از دوران ابتدایی حیات انسان رشد یافته و تا آخر عمر همراه اوست ، نوجوانی دورانی است که این قوه در انسان بوجود آمده و مقدمات ازدواج و تولید مثل او را فراهم می آورد ، قبل از دوران نوجوانی که سن بلوغ است لازم است تدابیری از سوی والدین اعمال شود تا کودکان دچار بلوغ زود رس و فعال شدن نابهنگام  قوای جنسی نشوند تا بتوانند فکر  و استعداد خودرا صرف آموزش مهارت های زیربنایی حیات خود کنند .

اگر والدین آدابی را که بلوغ زودرس جنسی کودکان را مدیریت و محدود می کند را رعایت نکنند ، کودکان در ابتدایی ترین دوران حیات خود گرفتار رفتار هایی می شوند که آنها را از گروه هم سالان خود جدا کرده و وارد عالمی می کند که ناهنجاری های فردی  و اجتماعی از ایشان  به راحتی صادر می شود .

یکی از عواملی که در بلوغ زود رس کودکان و انحراف پیدا کردن غریزه جنسی کودکان اثر بسزایی دارد رفتار های جنسی والدین با یکدیگر است .

در دین مبین اسلام به این امر توجه ویژه ای شده است ت آن اندازه که فرموده اند کوچکترین روابط زناشویی والدین باید از نظر کودکان ولو این که نوزاد باشند چنهان نگه داشته شود ،حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ به نقل از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده است :

«وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَوْ أَنَ‏ رَجُلًا غَشِیَ‏ امْرَأَتَهُ وَ فِی الْبَیْتِ صَبِیٌّ مُسْتَیْقِظٌ یَرَاهُمَا وَ یَسْمَعُ کَلَامَهُمَا وَ نَفَسَهُمَا مَا أَفْلَحَ أَبَداً إِذَا کَانَ غُلَاماً کَانَ زَانِیاً أَوْ جَارِیَةً کَانَتْ زَانِیَةً »(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، ص: 500) سوگند به آنکه جانم در دست اوست، اگر زن و شوهری در حال مباشرت باشند، و در خانه کودکی بیدار، ناظر عملشان و شنوای کلام و نفسشان باشد، آن کودک هرگز رستگار نخواهد شد؛ اگر پسربچه باشد، زانی، و اگر دختر بچه باشد، زانیه خواهد گردید

هم چنین حضرت در ادامه به تشریح سیره امام امام سجاد علیه السلام  پرداخته و می فرمایند :

 « کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلام  إِذَا أَرَادَ أَنْ یَغْشَى أَهْلَهُ أَغْلَقَ الْبَابَ وَ أَرْخَى السُّتُورَ وَ أَخْرَجَ الْخَدَمَ.»(همان) امام علی بن الحسین علیهما السلام همواره هنگامی که اراده نزدیک شدن به اهل خویش را داشتند درب ها را بسته و پرده ها را رها کرده و خادم ها را مرخص می نمودند !

از این بیانات روشن می شود که رعایت مستوری  و پنهان بودن روابط زناشویی از مهمترین عوامل ایجاد عفت در فرزندان است

نباید فکر کرد که کودک در دوران نوزادی نمی فهمد و آشکار کردن روابط زناشویی در زمانی که او بیدار است اشکالی ندارد ، بلکه این هوشیاری و تاثیر اتفاقات اطراف روی خردسالان امری اثبات شده است ، نقل شده است که :

«سال‏هاى سال از حادثه مصیبت بار جنگ دوم جهانى گذشته بود. زنى فرانسوى به جراحى مغز احتیاج پیدا کرد. با این که آن زن آلمانى نمى‏ دانست، امّا وقتى چاقوى جراحى به رگى از مغز وى اصابت کرد، زن در حال بى ‏هوشى شروع به خواندن سرودى به زبان آلمانى نمود. چاقو را که از رگ برداشتند، خواندن سرود نیز قطع شد. تکرار این عمل تعجب پزشکان را در پى داشت.پس از تحقیقات فراوان، پرده از این راز برداشته شد: هنگام هجوم آلمان به فرانسه، این زن که در آن هنگام کودک خردسالى بیش نبوده، درخیابان شاهد سرودهایى بوده است که سربازان اشغالگر آلمانى مى ‏خوانده‏اند. این سرودها از آن هنگام در ضمیر ناخودآگاه وى محفوظ مانده بوده است و در این زمان جراحی بعد از سالیان سال آشکار شده است (کتاب خانواده در اسلام، ص 172 )

بر این اساس بر والدین ضروری است که در راستای تربیت جنسی کودکان خود از همان دوران ابتدایی حیات فرزند تمام تلاش خود را مبذول دارند تا راه آشنایی با ابتدایی ترین مسائل جنسی ولو به صورت نا خود آگاه را به روی فرزندان خود ببندند تا هنگامی که اقتضائات سنی  و محیطی برای این دست از آموزش ها برای ایشان فراهم شود .

  • احسان ثابت

اصول آموزش فرزندان 9-کشف استعداد و ناهنجاریهای کودکان با بازی 

در  مقالات قبلی بیان شد که بازی  ابزاری تربیتی برای کودکان است  که زمینه عمل جدی  را در دوران نوجوانی  و جوانی برای او فراهم می آورد از این رو دقت و نظر در  بازی هایی که کودکان انجام می دهند   وسیله ای برای دستیابی به روحیات و شناخت استعدادهای کودکان و یکی از ابزارهای تعلیم و تربیت اخلاقی و اجتماعی آنان است . (ر.ک : علم النفس اُسسه و تطبیقاته التربویة، دکتر عبد العزیز القوصی، ص 239.)

با زیر نظر گرفتن بازی های کودکان می توان استعداد های ایشان را کشف کرده و در مسیر مثبت جهت دهی نمود ، نقل شده است که :

 دانش آموزی را نزد استادی آوردند و به او گفتند که در کلاس درس بازی گوشی می کند و به درس گوش نمی دهد ، استاد که در حال نصیحت کردن کودک بود مشاهده کرد کودک با چوبی که در دست دارد روی زمین در حال نقاشی کردن است ، وقتی با دقت به اثر او نگاه کرد متوجه شد که او استعداد ویژه ای در نقاشی دارد ، لذا به خانواده اش گفت که او را به کلاس نقاشی بفرستند ، چند سال بعد آن کودک تبدیل به یکی از مشاهیر نقاشی می شود .

 

هم چنین

« هنگام بازی است که کودک  مشکلات و چالشهایی را که مایه آزرده خاطری اواست بروز داده و عصبانیت هایش را از بزرگترها به وسیله بازی برطرف می کند » (ر.ک : علم النفس العلاجی، دکتر اجلال سری، ص 152.)

بر این اساس می توان با دقت در نوع رفتار های کودک هنگام بازی بسیاری از ناهنجاری های رفتاری او را شناسایی کرده و در صدد شناخت مناشی و عوامل بوجود آمدن آنها بود ، و با رجوع به متخصصین امور تربیتی آن ناهنجاری ها را درمان نمود .

البته باید کودکان را به صورت نامحسوس  زیر نظر گرفت چرا که اگر کودکان متوجه شوند که والدین ایشان را زیر نظر دارند ممکن است رفتاری مخالف واقعیت از ایشان سر بزند و به اصطلاح بازیگری کنند ، بنابر این باید به صورت نا محسوس واکنش های اجتماعی کودکان و چگونگی سخن گفتن با دیگران و نحوه مقابله آنان با مسائل خانه و مدرسه را زیر نظر گرفت و دقت نمود که او چگونه نیاز ها و خواسته هایش را ابراز کرده و مشکلات خود را چگونه رفع می کند .

بعد از اتمام عمل مراقبت از کودکان اگر ناهنجاری یا نقصان هایی در رفتار آنها پیدا شد لازم است والدین عوامل آن ناهنجاری ها را شناسایی کنند و بعد از آن  برنامه جامعی برای کنترل و تربیت کودک که با حالات عاطفی و روحی و عقلی او همخوانی داشته باشد، انتخاب کنند . 

نتیجه آن که والدین باید به تمامی رفتار های کودکان بالخصوص بازی های آنها با دقت نظر کرد تا بازتاب آن چه در وجودشان شکل گرفته و در خارج به صورت رفتار ظاهر می شود را شناسایی کنند .

اگر مشاهده شد که کودک در هنگام بازی با عروسک خود به آن پرخاش کرده و به او ضرر می زند ، در این هنگام امکان دارد این پرخاشگری کودک در اثر مشاهده پرخاشگری والدین با یکدیگر یا با افراد دیگر است یا آن که شاید پرخاشگری سایر افراد را در مجامع عمومی  و یا در رسانه های سمعی بصری مشاهده نموده و همان امر روی فکر او تاثیر گذاشته است ، در این جا بر والدین لازم است منشاء های این الگو گیری را مرتفع کنند و برای جبران آثار سوء آن مشاهدات با مشغول کردن کودک به بازی  و امری بهتر ذهن او را از امور سوء خالی کنند .

 

 

 

 

  • احسان ثابت

اصول آموزش فرزندان 8-هم بازی شدن با کودکان


در مقاله قبلی بیان شد که لازم است کودکان را در امر بازی آزاد گذاشت تا آنها به هر نحو که خود صلاح دانسته و دوست دارند بازی کنند ، حتی انتخاب نوع بازی را نیز باید بر عهده خود آنان گذاشت  ، و بیان شد که این رفتار ها در سیره اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نیز مشهود است و ایشان نیز در ارتباط با خردسالان به همین نحو رفتار می کردند و کودکان را در بازی خود کاملاً آزاد می گذاشتند و علاوه بر آن خود مبادرت به بازی با آنها می نمودند ، نقل شده است که  برخی اوقات  حسن و حسین  علیهما السلام   بر پشت پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سوار شده و می گفتند:

«حَلْ حَلْ؛ یعنی یاللّه برو!

 پیامبر نیز به ایشان می گفت:

 «نِعْمَ الْجَمَلُ جَمَلُکُما» (مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏2، ص: 387)خوب شتری است، شتر شما!

یکی از تفریحاتی که معمولا کودکان با اُنس زیادی پیدا کرده و با انجام آن هیجان بسیاری به ایشان دست می دهد سوار شدن بر پشت والدین است لذا چنین عملی در ارتباط کودکان با پدران مرتب تکرار می شود؛ بنابر این والدین باید با صبر و حوصله زیاد بر این کار کودکان صبر کنند و از پرخاشگری با آنها پرهیز کنند تا مبادا روح لطیف کودکان آسیب ببیند .

مخصوصا هنگام نماز خواندن والدین کودکان دوست دارند بر پشت ایشان سوار شوند؛ از این رو والدین نباید با کودکان خشونت ورزند و آزادی شان را سلب کنند.

سیره  حضرت رسول اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم  بر این بوده که از کنار چنین عملی به سادگی عبور می کردند؛ هر چند که در  محل اجتماع مردم اتفاق می افتاد ، عبدالله بن زبیر می گوید:

رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را دیدم که حسن بن علی ـ علیه السلام  آمد و بر پشت حضرت رسول ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ که در حال سجده بود سوار شد، پیامبر نیز کاری به کارش نداشت تا آنکه خود فرود آمد. گاه نیز می آمد و پیامبر در حال رکوع بود. حضرت پاهایش را می گشود تا حسن علیه السلام  از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج شود .(بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏43، ص: 317)

شاید فهم این کار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله  برای ما بسیار سخت باشد اما از آن جا که مشارکت والدین در بازی کودکان نیازی جدی برای رشد و تکامل توانایی های فرزندان است و در ثبات شخصیت او تاثیر بسزایی دارد لازم است با او هم بازی شد و به همین دلیل بوده که رسول اکرم صلی الله علیه و آله  نیز خود را با کودکانشان هم عالم می کردند و می فرمودند :

«مَنْ کَانَ لَهُ صَبِیٌّ فَلْیَتَصَابَ‏ لَهُ‏.»( من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 484)هر که کودکی دارد باید با او رفتاری کودکانه داشته باشد. 

این رفتار های با ملاطفت والدین تا آخر عمر در ذهن کودکان باقی مانده و اخساس لذتی که از این مار به آنها دست می دهد در آینده جلوی بسیاری از نا هنجار یهای اجتماعی را در رابطه با آنان می گیرد ،

پس بیایید با کودکانمان دوستانه بازی کنیم

 

  • احسان ثابت

اصول آموزش فرزندان 7-آزاد گذاشتن کودکان در بازی

 

بازی فرایندی است که کودک در آن هم از هوش  و هم از جسم خود استفاده می کند تا انرژی خود را تخلیه کند ،بازی کودک در خردسالی موجب قوت گرفتن قوای درونی و بیرونی او شده و موجب می شود تا در آینده عملی جدی  و هدفمند انجام دهد ، در بازی است که استعداد های نهفته در ضمیر کودک به ظهور رسیده و موجب معرفت به اشیاء پیرامون خود می شود ، با بازی است که خلاقیت و روح کنجکاوی و اکتشاف در وجود کودک زنده می شود و شرایط موفقیت های فردی  و اجتماعی را در آینده برای او فراهم می آورد .

 بنابر این بازی از نیاز های اصلی کودکان است و نباید آن را از ایشان سلب کرد ، چرا که اقتضاء فطرت و خلقت ایشان بوده و لازم است که پاسخ مثبت به آن داده شود حتی پیامبران و اولیاء الهی  نیز از مرحله بازی عبور کردند؛ اگرچه در چگونگی و شیوه های بازی میان آنان و دیگران تفاوت بود؛ از این رو در روایات بر  نیاز کودکان به بازی تأکید شده است که امام صادق علیه السلام  فرمود :

«دَعِ ابْنَکَ‏ یَلْعَبُ‏ سَبْعَ‏ سِنِین‏َ» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 46)فرزندت را رها کن تا هفت سالگی بازی کند .

این بیان شریف می فهماند که لازم است کودک را تا قبل از ورود به هفت سال دوم زندگی رها کرد تا هر نوع بازی که دوست دارد انجام دهد و نباید در نوع بازی  او را تحمیل یا منع کرد ، البته اگر بازی هایی که او دوست دارد مضرّ باشند لازم است با هنر مندی مسیر میل او به بازی های خطرناک را تغییر داده و نگذاشت که خود را به خطر بیاندازد .

بنابر این بر والدین لازم است تا در تعیین وقت، نوع و روش بازی کودکان دخالت نکنند چرا که  کودکان در سنین خردسالی خوش ندارند که پدر و مادر در امور بازی آنان دخالت و پی در پی بدیشان امر و نهی کنند.

باید به این نکتده توجه داشت که :

«بهترین بازی از دیدگاه کودک، آن چیزی است که خودش انتخاب یا ابداع می کند.»

 

به گفته یکی از روانشناسان :

«ما باید کودکان را آزاد بگذاریم که امور بازیهای خود را مدیریت کنند و بتوانند دانستنیهای لازم را از بازیها فراگیرند ... باید رشته اختیار بازی را به دست کودک سپرد تا آنچه را که نیروی تخیلش می گوید، انجام دهد؛ تنها در این صورت است که بازی او مفید خواهد بود. بازی می باید معلم او و به ناچار تابع افکار وی باشد. اما هر زمان که کودک برای رفع بخشی از مشکلات پدید آمده در بازی اش به کمک والدین نیازمند شد، والدین می باید به کمک وی بشتابند»(مشاکل الآباء، ص 106)

بازی کردن، مخصوصا بازی هایی که نیاز به صرف نیرو و فکر زیادی دارند موجب می شوند که استعدادهای کودکان بیش از سایر خردسالانی که آن امور را انجام نمی دهند شکوفا شوند  ، لذا بر همین اساس بوده که رسول اکرم صلی الله علیه و آله

پیوسته حسن و حسین ـ علیهما السلام ـ را به کُشتی گرفتن تشویق می کرد. نقل شده آن حضرت یک شب به منزل حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ وارد شد و حسن و حسین نیز همراه او بودند، خطاب به آن دو فرمود:

«قُومَا الْآنَ فَاصْطَرِعَا » (الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 445)برخیزید و با هم کشتی بگیرید.

هم چنین از صفوان جمال نیز روایت شده است که می گوید: 

از امام صادق علیه السلام در باره صاحب امر امامت پرسیدم، فرمود: صاحب این امر بازى و بیهوده‏گرى نکند، آنگاه ابو الحسن موسى که کودک بود و بزغاله‏ اى مکى همراه داشت و به او می گفت «اُسْجُدِی لِرَبِّک‏ِ» «پروردگارت را سجده کن» آمد، امام صادق علیه السلام او را در آغوش کشید و فرمود: پدر و مادرم فداى کسى که بازى و بیهوده‏ گرى نکند  .(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 311)

درست است که امام علیه السلام اگر چه کودک باشد، از بزغاله ‏اى هم که وسیله بازى کودکان است، استفاده ذکر خدا و یاد ربوبیت او و خضوع در پیشگاه مقدسش میکند ، اما روشن می شود که نوع بازی نیز توسط خود کودک باید انتخاب شود و نباید او را در این امر محصور و منع نمود .

  • احسان ثابت

    آداب تادیب فرزندان - تشویق و تادیب

     

    کودک تا هفت سالگی معنی تشویق و تأدیب را درک نمی کند . تنها یک چیز باعث رشد و بالندگی او می شود و آن ابراز علاقه ی بیشتر و محبت به اوست، او باید تا هفت سالگی بازی کند، پس از آن پدر و مادر تکالیف دیگری نسبت به او دارند که باید به آنها بپردازند، در راستای این وظایف، جهت هدایت مستمرّ و حفظ و حراست او، دو روش موجود هست یکی راه تشویق است و دیگری راه تأدیب .

    تشویق وعده نیکو دادن و تادیب وعید و تهدید کردن است ، باید دقت کرد که این دو امر باید به صورت متعادل و بر اساس ساختار های شخصیتی فرزندان اعمال شوند و بایدمراقب بود که در هیچ کدام یک از این دو امر مهم افراط و تفریطی صورت نگیرد ، به عبارت دیگر باید به نحوی با کودکان رفتار کرد که در حالت خوف  و رجاء قرار گیرند و این حد به صورت متعادل حفظ شود .

    البته باید دوران تربیت فرزند را به خوبی شناسایی کرد چرا که اگر رفتار های تربیتی مربوط به دوره ها را به صورت نا صحیح اعمال کرد موجب ایجاد اثر معکوس می شود  ، در بیانات نورانی اهل بیت علیهم السلام به این دوره ها اشاره شده است :

    دوران تربیت کودک را پیشوایان اسلام، به سه دوره ی هفت ساله تقسیم کرده اند.

    امام صادق علیه السلام فرمود:

    «دِعْ إِبْنَک یلْعَبُ سَبْعَ سَنینَ، وَ یؤَدَّبُ سَبْعاً، وَ  أَلْزِمْهُ نَفْسَک سَبْعَ سِنینَ فَإِنْ أَفْلَحَ وَ إلاّ فَإِنَّهُ لاخَیرَ فِیهِ» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 46)بگذار فرزندت تا هفت سالگی بازی کند، و در هفت سال دوم او را پرورش و تأدیب کن، و در هفت سال سوم خود را بیشتر به او ملزم کن - یعنی بیشتر مواظبش باش - اگر اصلاح و رستگار شد چه بهتر، وگرنه پس از آن هیچ فایده ای ندارد و هیچ خیری در او نیست .

    مشاهه می شود که امام علیه السلام  تادیب را به هفت سال دوم و سوم اختصاص داده اند که در هفت سال اول القاءات و نظارت ها باید به صورت آمرانه و خیر خواهانه باشد و در هفت سال سوم باید بیشتر اهمیت به او داد و رفتارش را زیر نظر داشته و از او در مورد امور  مختلف مطالبه داشت ، اما اگر رفتار های تربیتی تا این سن جوابی نداشت از آن سن به بعد دیگر اثری نخواهد داشت .

    متاسفانه بسیاری از خانواده ها  بعد از این که فرزندانشان وارد دوره جوانی می شوند و سنشان بیش از بیست سال می شود با بروز اولین ناهنجاری های خطر ناک در آنان به فکر تربیت آنها می افتند و هر تلاشی که می کنند هیچ اثری ندارد ، ایشان متوجه این نکته نیستند که سن تربیت فرزندشان سپری شده است و قابلیت تغییر در آنها وجود ندارد ، اما اگر قبل از این دوران به فکر افتاده بودند و شرایط را برای تربیت ایشان آماده کرده بودند در زمان جوانی فرزندان  ثمره زحمت های خود را چشیده و با آرامش شاهد موفقیت میوه های زندگیشان بودند .

     

    خلاصه آن که والدین باید با حساسیت بسیار زیادی در امر تربیت فرزندانشان بکوشند و دوران آغازین تربیت به صورت جدی آنها از ابتدای دوران دبستان و

    با ورود کودک به هفت سالگی است ، این دوران بسیار سخت و دشواری برای  تربیت فرزندان است و زحمت های بسیاری بر والدین و مربیان ایجاد می کندچرا که این دوران زمان مدرسه رفتن و وارد شدن به جمع دوستان و گروه همسالان کودک است ، آن هم کودکانی که هرکدام فرهنگ، اخلاق، خلق و خوی متفاوتی دارند، و کودک با ورود به محیط های این چنینی در معرض هجوم فرهنگ و عوامل مختلفی قرار می گیرد و هر یک از این عوامل می تواند در خلق و خوی او تأثیر بگذارد، و اگر والدین اشراف کامل به او نداشته باشند، احتمال دارد زحمات پیشین آنها هدر رود. در اینجاست که وظیفه ی خطیر و مهم پدر و مادر و مربیان بیشتر شده و تشویق و تأدیب ضرورتش در این مواقع احساس می شود .

    باید پا به پای کودک حرکت کرده و هنگامی که از مدرسه به خانه بر می گردد بعد از استراحت و پرداختن به نیاز های جسمی اش با ملاطفت با او هم صحبت شده و از اتفاقاتی که در طول روز برایش پیش آمده سوال کرد  با حوصله به تمام آنها گوش کرد ، در این هنگام اگرمشاهده شد که کودک اقرار به کار اشتباهی کرد نباید با او به صورت انفعالی برخورد کنیم و سریعا او را مورد تهدید و مجازات قرار دهیم چرا که امکان دارد دیگر اتفاقات بیرون از خانه را به ما نگوید ، در این حالت لازم است از سر محبت و به صورت غیر مستقیم ضرر هایی که به آن فعل انجام شده تعلق می گیرد را به گوش زد کرده و داستانی از کسانی که گرفتار آن اعمال ناشایست بوده برایشان تعریف کنیم و عاقبت سوء آن رفتار ها را به آنها گوشزد کنیم .

    کودک ادراک دارد و خوب  و بد و سعادت و شقاوت را به خوبی درک می کند و اگر به صورت منطقی آسیب ه و عواقب سوء کار های بد به همراه داستان های واقعی مربوط به آن امور  به او گفته شود حتما در تصمیم گیری های او تاثیر گذار خواهد بود .

    این نوع تادیب کردن است که در روایات میراث نیکو شمرده شده است

    «خَیرُ ما وَرِّثَ الاَباءُ الاَبْناءَ الاَدبُ»(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏8، ص: 150)بهترین ارثی که پدران برای فرزندان به جای می گذارند، ادب است.

     

     نه آن تادیبی که با ضرب  و شتم و انفعال همراه باشد ، این امر راه تادیب حیوانات است و با آن نمی توان انسان تربیت کرد 

  • احسان ثابت

راه های ابراز محبت به فرزندان 

 

اقدامات عملی در ابراز محبت به فرزندان 

 یکی از نیاز های اصلی افراد خانواده مخصوصا کودکان نیاز به محبت است ، اما بسیاری از والدین اطلاعی از راه های صحیح ابراز محبت به فرندان ندارند ، به همین دلیل در بسیاری موارد نارسایی های فکری  وروانی در زندگی کودکان بوجود می آید در حالیکه با راه کار های بسیار ساده می توان جلوی بسیاری از آنها را گرفت . در ذیل به برسی برخی راهکار ها و ابزار های ابراز محبت به کودکان می پردازیم :

 

با دقت در مجموعه روایات تربیتی که از ائمه اطهار علیهم السلام رسیده و هم چنین بر اساس رفتار هایی که از آن ذوات مقدسه به ثبت رسیده است مشاهده می شود که ایشان در رابطه با کودکان به امور خاصی توجه داشته اند که آن امور تاثیر بسزایی در رشد فکری  و معنوی ایشان داشته است ، برخی از آنها عبارت اند از :

  1. کلمات محبت آمیز گفتن
  2. روی زانو نشاندن
  3.  در آغوش گرفتن
  4.  بوسیدن
  5. سواری دادن
  6.  بعضی وقتها کنار کودکان خوابیدن
  7.  هدیه دادن
  8. بازی کردن
  9.  بر سر آنها دست نوازش کشیدن

این امور در بسیاری از روایات مورد توجه و تأکید قرار گرفته است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می کنیم :

امیرالمؤمنین علیه السلام  وقتی می خواستند با فرزندانشان، به ویژه در سنین پایین سخن بگویند، از واژه «یا بُنیّ ، فرزندم» ، استفاده می کردند که حاکی از مهرآمیز بودن و نشان دادن مهر درونی به فرزندان بود که در نامه 31 نهج البلاغه که نامه ای به امام حسن علیه السلام  است این تعابیر مکرارا استفاده شده است .

هم چنین حضرت زهرا سلام الله علیها نیز با بیاناتی نغز و دل نشین فرزندانشان را مورد خطاب قرار داده و از الفاظی مانند « میوه دلم ، ثمرۀ فؤادی» استفاده می کردند که این تعابیر در حدیث کساء به ما رسیده است .

هم چنین بن عباس می گوید :

«کُنْتُ عِنْدَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله وَ عَلَى فَخِذِهِ الْأَیْسَرِ ابْنُهُ إِبْرَاهِیمُ وَ عَلَى فَخِذِهِ الْأَیْمَنِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ وَ هُوَ تَارَةً یُقَبِّلُ هَذَا وَ تَارَةً یُقَبِّلُ هَذَا إِذْ هَبَطَ جَبْرَئِیلُ بِوَحْیٍ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ...» (مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏4، ص: 81)من در حضور پیغمبر عالیقدر اسلام بودم، ابراهیم فرزند آن حضرت روى ران چپ و امام حسین روى ران راست آن بزرگوار بودند. پیامبر خدا گاهى حسین و گاهى ابراهیم را میبوسید در همین اثناء جبرئیل نازل شد و براى آن حضرت وحى آورد.....

مشاهده می شود که رسول اکرم صلی الله علیه و آله  به بوسیدن و در آغوش گرفتن کودکان توجه داشته اند

هم چنین امام علی علیه السلام  از خاطرات شیرین دوران کودکی خود زمانی که نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله   زندگی می کردند  چنین یاد می کند:

« وَضَعَنِی فِی  حِجْرِهِ وَ أَنَا وَلَدٌ یَضُمُّنِی إِلَى صَدْرِهِ وَ یَکْنُفُنِی فِی فِرَاشِهِ وَ یُمِسُّنِی جَسَدَهُ وَ یُشِمُّنِی عَرْفَهُ‏ وَ کَانَ یَمْضَغُ الشَّیْ‏ءَ ثُمَّ یُلْقِمُنِیه» (نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 300)زمان کودکى مرا در کنار خود پرورش داد، و به سینه‏اش مى‏ چسبانید، و در بسترش در آغوش مى ‏داشت، و تنش را بمن مى‏ مالید، و بوى خوش خویش را بمن مى‏ بویانید، و خوراکى جویده در دهان من می نهاد (چنانکه پدر نسبت به فرزند کند)

ما نیز باید با فرزندانمان این گونه رفتار کنیم تا ایشان خاطرات خوش در کنار ما بودن را با تمامی وجود و اعضاء و جوارحشان حس کنند . 

 

هعم چنین در رواتی این گونه آمده است که :

«کَانَ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام  ابْنٌ وَ بِنْتٌ فَقَبَّلَ الِابْنَ بَیْنَ یَدَیِ الْبِنْتِ فَقَالَتْ أَ تُحِبُّهُ یَا أَبَهْ قَالَ بَلَى قَالَتْ ظَنَنْتُ أَنَّکَ لَا تُحِبُّ أَحَداً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَبَکَى ثُمَّ قَالَ الْحُبُّ لِلَّهِ وَ الشَّفَقَةُ لِلْأَوْلَادِ.»(مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏15، ص: 171)

امیر المومنین علیه السلام  یک دختر  و چسری داشت ، روزی پیش روی دخترانش، پسر کوچک خود را  بوسیدند. دختر پرسید: آیا وی را خیلی دوست می دارید؟ امام فرمود: آری دخترم! دختر گفت: گمان می کردم که شما جز خداوند، کسی را دوست نمی دارید. امام گریست و فرمود: محبت برای خداست و شفقت و مهربانی و نرم خویی برای  فرزندان است .

هم چنین در روایتی دیگر این گونه وارد شده که یعلى العامرى، مى‏ گوید :

« یَعْلَى الْعَامِرِیِ‏ أَنَّهُ خَرَجَ مِنْ عِنْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص إِلَى‏ طَعَامٍ دُعِیَ إِلَیْهِ فَإِذَا هُوَ بِحُسَیْنٍ ع یَلْعَبُ مَعَ الصِّبْیَانِ فَاسْتَقْبَلَهُ النَّبِیُّ ص أَمَامَ الْقَوْمِ ثُمَّ بَسَطَ یَدَیْهِ فَطَفَرَ الصَّبِیُّ هَاهُنَا مَرَّةً وَ هَاهُنَا مَرَّةً وَ جَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص یُضَاحِکُهُ حَتَّى أَخَذَهُ فَجَعَلَ إِحْدَى یَدَیْهِ تَحْتَ ذَقَنِهِ وَ الْأُخْرَى تَحْتَ قَفَائِهِ وَ وَضَعَ فَاهُ عَلَى فِیهِ وَ قَبَّلَهُ ثُمَّ قَالَ حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَیْناً حُسَیْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْبَاطِ(کامل الزیارات، النص، ص: 53) از محضر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بیرون آمده و به صرف طعامى که مدعوّ بودم حاضر شدم در آن مجلس حضرت حسین علیه السّلام را دیدم که با اطفال بازى مى‏ کردند، پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم دو دست مبارک را باز کرده و او را به پیش خواندند، طفل (حضرت حسین علیه السّلام) شروع به پریدن به این طرف و آن طرف نمود و پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از این حرکات مى‏خندیدند تا بالاخره او را گرفتند سپس یک دست مبارک را زیر چانه‏اش و دست دیگر را پشت سرش قرار داد و دهان مبارک را روى دهانش گذارد و او را بوسید و سپس فرمود: حسین از من و من از حسینم، خداوند دوست دارد کسى را که حسین را دوست دارد، حسین سبطى است از اسباط.

اقدامات گفتاری در ابراز محبت به فرزندان 

  • احسان ثابت

    نقش رفتار محبت آمیز والدین در تربیت فرزند

     

    کودکان پس از آن که از دوران خرد سالی پا به دوران نونهالی گذاشتند و در سنین ابتدایی آموزش  و رشد فکری قرارگرفتند اولین مکتب تربیتی آنها خانواده و اولین معلمان ایشان پدر و مادر او هستند ، کودک در این دوره آن چه را که از پدر  و مادر می بیند امری نیکو و ارزشی دریافته و سعی در انجام و تکرار آنها دارد ، لذا اگر خانواده ای گرفتار رفتار های ناسالم باشند کودک نیز به صورت خودکار آن امور را معیار عمل خود قرار داده و بر اساس آنها رفتار می کند .

    بر این اساس لازم است والدین توجه بسزایی در روابط  زناشویی خود داشته باشند ،

     

    یکی از اموری که بیش از همه نظر کودک را در سنین ابتدایی حیاتش جلب می کند رابطه عاطفی والدین با او و خودشان است ، او رفتار های پدر  و مادر را به خوبی دیده و با دقت بالا پردازش  و تحلیل کرده و از آن الگو می گیرد لذا  باید در محیط خانه و خانواده مهر و محبت و عاطفه و دوستی حاکم باشد، و هیچ گونه اثری از نفرت و کینه و عداوت در آن نباشد و افراد خانواده همدیگر را دوست داشته باشند و محبتشان را ابراز و اظهار کنند؛ به ویژه پدر و مادر باید محبت، ثبات و آرامش را در داخل خانه گسترش دهند، چنان که خداوند در قرآن کریم فرموده است:

     ﴿وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لاَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون (سوره روم ، آیه 21)   از نشانه های الهی، آن که از خودتان برای شما جفتهایی آفرید تا در کنارشان بیارامید و در میانتان دوستی و مهر نهاد. در این، نشانه هاست مردمی را که می اندیشند.

    بنابراین، ارتباط بین زن و شوهر یا پدر و مادر باید ارتباط محبت آمیز باشد و چنین رابطه ای مایه آسایش نفس، و آرامش اعصاب، اطمینان روح و جسم و همچنین موجب همبستگی خانواده، تحکیم اساس آن و دوام موجودیت واحدش خواهد بود و فرزندان نیز با دیدن این نوع از رفتار های آرامش بخش به مرور آرامش یافته وقدرت روانی بالاتری نسبت به کودکان دیگر که در بستر های نامناسب افراد خانواده رشد پیدا کرده اند خواهند داشت .

    در میان اعضای خانواده وظیفه پدر سنگین تر است؛ زیرا او باید مهر و محبت را بین اعضای خانواده گسترش دهد؛ به ویژه نسبت به همسرش مهربان باشد و نیازهای او را برآورده سازد، چون این هم از حقوق اوّلیه همسرش است و هم موجب تربیت صحیح فرزند می گردد تا بدین وسیله مهر و محبت و دوست داشتن را به فرزندانش منتقل کند.

    ازامیر المؤمنین علی علیه السلام  چنین روایت شده:

    «لِیَتَأَسَ‏ صَغِیرُکُمْ‏ بِکَبِیرِکُمْ وَ لْیَرْأَفْ کَبِیرُکُمْ بِصَغِیرِکُم‏» (نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 240)کوچکترهای شما باید از بزرگانتان پیروی نمایند و بزرگترهای شما باید به کوچکترها مهر و محبت کنند.

    پدر نباید در کانون خانواده بزرگی نماید، بلکه باید با افراد خانواده متواضع و دوست و مهربان باشد و تا جایی که امکان برای او ضرر ندارد به او محبت کند ، چرا که محبت اکسیری عظیم است که هر خاک بی حاصلی را به طلایی ناب تبدیل کرده و مسیر  حیات او را تغییر می دهد ، نیاز به محبت و در مسیر محبت قرار گرفتن نیاز فطری همه موجودات است که امام سجاد علیه السلام در این رابطه فرمودند :

    « ابْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِدَاعاً... وَ بَعَثَهُمْ فِی سَبِیلِ مَحَبَّتِه‏» (صحیفه سجادیه صفحه 28) خدای متعال با قدرت خود خلائق را خلق نمود و آنها را در مسیر محبت خود بر انگیخت .

    حال که این گونه است باید محبت ورزید و در این امر نباید تکبر کرد .

    رسول اکرم صلی الله علیه و آله  در این رابطه فرمود :

    «خَیْرُ الرِّجَالِ مِنْ أُمَّتِی الَّذِینَ لَا یَتَطَاوَلُونَ‏ عَلَى‏ أَهْلِیهِمْ وَ یَحِنُّونَ‏ عَلَیْهِم‏ وَلایظلمونَهُم»(مکارم الأخلاق، ص: 217) بهترین مردان امت من، کسانی هستند که بر خانواده شان بزرگی نمی فروشند و به آنان مهر می ورزند و بر آنان ظلم و ستم روا نمی دارند.

    بر این اساس اگر پدر  و مادر در رفتار خود بر اساس آموزه های الهی رفتار نموده و تا جایی که امکان دارد با مهر  و محبت با یکدیگر رفتار نمایند  فرزندان نیز این رفتار های پسندیده را مشاهده نموده و بدان عادت می کنند .

     

    گذشته از مطالب بیان شده مهرورزی و محبت نمودن به کودکان، نه تنها موجب تندرستی بلکه بهترین پل ارتباطی برای تربیت کودکان در مقام های های گوناگون اعم از تربیت اخلاقی، دینی، سیاسی، عاطفی، فیزیکی و آموزشی است.

    ارتباط عاطفی با فرزند آن هم بر اساس مهر ورزی معتدل  موجب می شود که او با پدر  و مادر خود صمیمی باشد، به آنان اعتماد کند و آنان را پناهگاه خویش در بحران های زندگی بداند.همان گونه که  خداوند در قرآن کریم، خطاب به پیامبرش می فرماید:

    ﴿ فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اَللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ اَلْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ   (سوره آل‏عمران‏، آیه 159)   به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان [= مردم‌] نرم (و مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند.

    والدین نیز باید بر اساس مهر  و محبت با یکدیگر رفتار کنند تا فرزندان شیفته کرامات اخلاقی آنها شده و در تمامی مراحل زندگی به آن ها گوش سپرده و آن گونه که ایشان می خواهند شوند .

  • احسان ثابت

ضرورت آموزش تعالیم قرآنی به فرزندان

 در کلمات اهل بیت علیهم السلام مراحل آموزش فرزندان آمده است :   

«الْغُلَامُ‏ یَلْعَبُ‏ سَبْعَ‏ سِنِینَ‏ وَ یَتَعَلَّمُ الْکِتَابَ سَبْعَ سِنِینَ وَ یَتَعَلَّمُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ سَبْعَ سِنِینَ.» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 47) امام صادق علیه السلام  می فرمایند : کودک تا هفت سال بازی می کند ، پس از آن هفت سال به او نوشتن و پس از آن قرآن و احکام آموزش بدهید .

دراین حدیث به صراحت  آموزش قرآن و احکام حلال و حرام به فرزندان بیان شده است ، فهمیده می شود که در هفت سال دوم زندگی کودک که دوره آموزش است ضرورت دارد محور آموزش معارف قرآنی باشد و در کنار آن مطالب دیگر نیز به کودکان آموزش داده شود . اما متاسفانه در عصر حاضر اکثر افراد از این امر مهم در غفلت اند ، در همین زمینه از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله روایت شده که فرمودند :

« وَیْلٌ‏ لِأَطْفَالِ‏ آخِرِ الزَّمَانِ‏ مِنْ‏ آبَائِهِمْ‏ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مِنْ آبَائِهِمُ الْمُشْرِکِینَ فَقَالَ لَا مِنْ آبَائِهِمُ الْمُؤْمِنِینَ لَا یُعَلِّمُونَهُمْ شَیْئاً مِنَ الْفَرَائِضِ وَ إِذَا تَعَلَّمُوا أَوْلَادُهُمْ مَنَعُوهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُمْ بِعَرَضٍ یَسِیرٍ مِنَ الدُّنْیَا فَأَنَا مِنْهُمْ بَرِی‏ءٌ وَ هُمْ مِنِّی بِرَاءٌ.»( مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏15، ص: 164) وای بر فرزندان آخر الزمان از دست پدرانشان . سؤال شد از پدران مشرک آنها ؟ فرمودند : نه ، ازپدران مؤمن آنها که به آنها واجبات و حلال و حرام دین را نمی آموزند و از یادگیری آنها جلوگیری می کنند و تنها به کامیابی های دنیوی آنها راضی اند ، من از آنها بیزارم و آنها از من .

پس باید به این امر مهم یعنی آموزش قرآنی و بر اساس تعالیم الهی به فرزندان توجه ویژه داشت چرا که زیربنای تمامی دورانهای زندگی کودکان دوران خردسالی ایشان و آموزشی که در آن می بینند می باشد ، حال اگر معارف  و تعالیمی که می آموزند بر اساس معارف حقّه ی الهیه باشد زندگی ایشان به سوی تعالی و اگر تعالیم مسموم و ناسالم به آنها ارائه شود مسیر حیاتشان به سوی تاریکی خواهد بود .

امام صادق علیه السلام  در مورد تاثیر قرائت قرآن بر روی جوانان و خردسالان در بیانی نورانی کی فرمایند :

«مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ هُوَ شَابٌّ مُؤْمِنٌ اخْتَلَطَ الْقُرْآنُ‏ بِلَحْمِهِ‏ وَ دَمِهِ وَ جَعَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَعَ السَّفَرَةِ الْکِرَامِ الْبَرَرَةِ وَ کَانَ الْقُرْآنُ حَجِیزاً عَنْهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَقُولُ یَا رَبِّ إِنَّ کُلَّ عَامِلٍ قَدْ أَصَابَ أَجْرَ عَمَلِهِ غَیْرَ عَامِلِی فَبَلِّغْ بِهِ أَکْرَمَ عَطَایَاکَ قَالَ‏ فَیَکْسُوهُ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ حُلَّتَیْنِ مِنْ حُلَلِ الْجَنَّةِ وَ یُوضَعُ عَلَى رَأْسِهِ تَاجُ الْکَرَامَةِ ثُمَّ یُقَالُ لَهُ هَلْ أَرْضَیْنَاکَ فِیهِ فَیَقُولُ الْقُرْآنُ یَا رَبِّ قَدْ کُنْتُ أَرْغَبُ لَهُ فِیمَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ هَذَا فَیُعْطَى الْأَمْنَ بِیَمِینِهِ وَ الْخُلْدَ بِیَسَارِهِ ثُمَّ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ فَیُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ اصْعَدْ دَرَجَةً ثُمَّ یُقَالُ لَهُ هَلْ بَلَّغْنَا بِهِ وَ أَرْضَیْنَاکَ فَیَقُولُ نَعَمْ قَالَ وَ مَنْ قَرَأَهُ کَثِیراً وَ تَعَاهَدَهُ بِمَشَقَّةٍ مِنْ شِدَّةِ حِفْظِهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ هَذَا مَرَّتَیْنِ.»( الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 603) هر که در حال جوانى قرآن بخواند و با ایمان هم باشد قرآن با گوشت و خونش بیامیزد، و خداى عز و جل او را با فرشتگان پیغام برنده و نیکرفتارش رفیق کند، و قرآن براى او در روز قیامت پرده و مانعى از آتش باشد و گوید: بار پروردگارا هر کارگرى بمزد کار خویشتن‏ رسیده جز کارگر من، پس گرامى‏ترین عطاهاى خود را باو برسان، فرمود: پس خداى عزیز و جبار دو جامه از جامه‏هاى بهشتى باو بپوشاند و بر سرش تاج کرامت نهاده شود، سپس بقرآن گفته شود: آیا ما تو را در باره این شخص خشنود کردیم؟ قرآن گوید: بار پروردگارا من برتر از این در باره او میل داشتم، پس نامه امان (از دوزخ را) بدست راستش دهند، و فرمان جاویدان ماندن در بهشت را در دست چپش گذارند و وارد بهشت گردد، پس باو گفته شود: بخوان (قرآن را) و یکدرجه بالا برو، سپس بقرآن گویند: آیا آنچه تو خواستى باو رساندیم و تو را خشنود کردیم؟ گوید: آرى، حضرت فرمود: هر کس قرآن را بسیار بخواند و با اینکه حفظ آن (بر او) دشوار است آن را بذهن خویش بسپارد خداى عز و جل دو بار پاداش آن را باو بدهد.

حال اگر  پدران و مادران دلسوز دوست دارند فرزندانشان از این همه عنایات عظیم الهی در دنیا و آخرت بهره مند شوند لازم است برنامه ای برای آموزش تعالیم قرآنی و الهی تنظیم نمایند . 

  • احسان ثابت